در
کتابخانه
بازدید : 905818تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
در آنجا گفتیم كه حكما معتقدند حركت واحد طبیعی امكان ندارد دوری باشد و اگر ما حركت دوری داشته باشیم حتما باید حركت ارادی باشد نه حركت طبیعی. البته به شكل دیگر هم گاهی گفته می شود كه اگر حركت دوری حركت طبیعی باشد نتیجه یك نیرو نیست، نتیجه دو یا سه نیروست. دو نیرو یا سه نیروی مختلف طبیعی می توانند یك حركت دوری به وجود آورند ولی با نیرو و قوه واحد كه حركت واحدی را به وجود می آورد امكان اینكه این حركت، دوری و طبیعی باشد نیست.

بله، اگر ارادی باشد می شود.
شاید علت اینكه اینها برای افلاك قائل به نفس بودند همین بود كه حركات افلاك حركات دوری است و به حكم اراده به وجود می آید، یعنی نفوس افلاك، با اراده اینها را به وجود می آورند. آنوقت مسأله غایات در آنجا چه می شد؟ می گفتند چون حركتِ ارادی است غایتش هم از نوع اراده است. غایات حركات افلاك پیدایش تصورات و اشواق جدید است. حركت همه طبیعت و حركت افلاكْ بالخصوص را از قبیل حركت یك عاشق در مقابل معشوق تصور می كردند
مجموعه آثار شهید مطهری . ج12، ص: 78
(كتحریك المعشوق للعاشق یا: كتحریك المعلم للمتعلم) . می گفتند نفوس افلاك همیشه مافوق خودشان و موجودات عالی تر از خودشان را تصور می كنند و در اثر هر حركتی كه از یك وضع خاص خارج می شوند و به وضع جدید درمی آیند، برای اینها یك تصور جدید (به منزله یك معرفت جدید) پیدا می شود. باز تغییر وضع و معرفت جدیدتر و. . . مثل این است كه انسانی شیئی را می بیند، می خواهد آن را كشف كند، به سوی او حركت می كند (حركت مستقیم) و به آن نزدیك می شود. وقتی نزدیك شد شی ء جدیدی برایش پیدا می شود، یك قدم دیگر به آن طرف برمی دارد، باز شی ء جدیدی برایش پیدا می شود، هر مقدار حركتی كه انجام می دهد به یك كشف و معرفت جدید نائل می شود. پس غایت این حركت حصول تصورات و اشواق جدید است.
بنابراین غایات در حركات افلاك تدریجیّ الوجود است. اگر شما بگویید چرا اینها فقط بحث غایات افلاك را طرح كرده اند، قبلاً عرض كردیم فعلاً در این فصلها فرض بر این است كه زمان از حركت فلك به وجود می آید. الآن هم بحث ما درباره غایت زمان است كه زمان هم [از این نظر] عین حركت است. پس چون بحث ما درباره زمان است و حركتی كه منشأ زمان است، قهرا بحث را در اینجا روی این مطلب آورده اند.
در اینجا مرحوم آخوند از خودِ مطلبی كه وعده داده است (غایت زمان تدریجیّ الوجود است) بحث زیادی نمی كند، مثل خیلی جاهای دیگر كه بحثی را طرح می كند، اگر مطلبی گیرش می آید كه به درد مسائل دیگری می خورد، مثلاً تأییدی برای مسأله ای پیدا می شود، فورا از بحث خارج می شود. در اینجا از خودش چیزی نمی گوید، شروع می كند به نقل كردن كلمات شیخ در كتاب تعلیقات [1]، ولی در ضمن آن، وقتی به برخی كلمات شیخ می رسد فورا گریز می زند كه این
مجموعه آثار شهید مطهری . ج12، ص: 79
حرفی كه شما می گویید، با مبنای خودتان جور درنمی آید، با مبنای حركت جوهریه جور درمی آید. این، خلاصه حرفهایی است كه مرحوم آخوند در چند صفحه این فصل بحث كرده. حال به آن قسمتهایی كه ایشان از كلمات شیخ می خواهد بر حركت جوهریه استنباط كند به طور اجمال اشاره می كنیم.

[1] - . شیخ كتابی دارد به نام تعلیقات كه احتمالاً تعلیقاتی بر شفا باشد (به نظرم در بعضی از كلمات [شارحان شیخ ] عبارت «فی تعلیقاته علی الشفا» هست) . به هر حال این كلمات به عنوان تعلیقات و حواشی است و لهذا به صورت متفرقه است یعنی فصول منظمی ندارد، و كتاب خوبی است. در بعضی از مسائل است كه شیخ بهترین تحقیقات خودش را در تعلیقات كرده، از آن جمله است مسائلی كه شیخ در باب علم باری دارد كه در اسفار در باب علم باری چند صفحه از آن نقل شده است. این كتاب اخیرا توسط عبدالرحمن بدوی چاپ شده، كه چاپ نسبتا خوبی است.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است