در
کتابخانه
بازدید : 394086تاریخ درج : 1391/03/21
Skip Navigation Links.
شناسه کتاب
مقدمه
رسول اكرم و دو حلقه ی جمعیت
مردی كه كمك خواست
خواهش دعا
بستن زانوی شتر
همسفر حج
غذای دسته جمعی
قافله ای كه به حج می رفت
مسلمان و كتابی
در ركاب خلیفه
امام باقر و مرد مسیحی
اعرابی و رسول اكرم
مرد شامی و امام حسین
مردی كه اندرز خواست
مسیحی و زره علی علیه السلام
امام صادق و گروهی از متصوفه
علی و عاصم
مستمند و ثروتمند
بازاری و عابر
غزالی و راهزنان
ابن سینا و ابن مسكویه
نصیحت زاهد
در بزم خلیفه
نماز عید
گوش به دعای مادر
در محضر قاضی
در سرزمین منا
وزنه برداران
تازه مسلمان
سفره ی خلیفه
شكایت همسایه
درخت خرما
در خانه ی امّ سلمه
بازار سیاه
وامانده ی قافله
بند كفش
هشام و فرزدق
بزنطی
عقیل، مهمان علی
خواب وحشتناك
در ظلّه ی بنی ساعده
سلام یهود
نامه ای به ابوذر
مزد نامعین
بنده است یا آزاد؟
در میقات
بار نخل
عرق كار
دوستیی كه بریده شد
یك دشنام
شمشیر زبان
دو همكار
منع شرابخواره
پیراهن خلیفه
جوان آشفته حال
مهاجران حبشه
كارگر و آفتاب
همسایه ی نو
آخرین سخن
نُسَیبه
خواهش مسیح
جمع هیزم از صحرا
شراب در سفره
استماع قرآن
شهرت عوام
سخنی كه به ابوطالب نیرو داد
دانشجوی بزرگسال
گیاه شناس
سخنور
ثمره ی سفر طائف
ابواسحق صابی
در جستجوی حقیقت
جویای یقین
تشنه ای كه مشك آبش به دوش بود
لگد به افتاده
مرد ناشناس
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
مالك بن انس، فقیه معروف مدینه [1]، سالی در سفر حج همراه امام صادق
مجموعه آثار شهید مطهری . ج18، ص: 288
علیه السلام بود. به میقات رسیدند و هنگام پوشیدن لباس احرام و تلبیه گفتن- یعنی ذكر معروف لبیك اللهم لبیك- رسید. دیگران طبق معمول این ذكر را به زبان آوردند و گفتند. مالك بن انس متوجه امام صادق شد، دید حال امام منقلب است، همینكه می خواهد این ذكر را بر زبان آورد، هیجانی به امام دست می دهد و صدا در گلویش می شكند و عنان كنترل اعصاب خویش را از دست می دهد كه می خواهد بی اختیار از مركب به زمین بیفتد. مالك جلو آمد و گفت: «یابن رسول اللّه! چاره ای نیست، هرطور هست این ذكر را بگویید. » .

امام فرمود:

«ای پسر ابی عامر! چگونه جسارت بورزم و به خود جرأت بدهم كه لبیك بگویم؟ لبیك گفتن به معنای این است كه خدایا تو مرا به آنچه می خوانی با كمال سرعت اجابت می كنم و همواره آماده به خدمتم. با چه اطمینانی با خدای خود این طور گستاخی كنم و خود را بنده ی آماده به خدمت معرفی كنم؟ اگر در جوابم گفته شود: «لا لبیك» آن وقت چكار كنم؟ » [2]
[1] . مالك بن انس بن مالك بن ابی عامر یكی از امامهای چهارگانه ی اهل سنت و جماعت است و مذهب معروف «مالكی» منسوب به او است. عصر وی مقارن است با عصر ابوحنیفه. شافعی شاگرد مالك بود و احمدبن حنبل شاگرد شافعی.

مكتب فقهی مالك نقطه ی مقابل مكتب فقهی ابوحنیفه به شمار می رفت، زیرا مكتب ابوحنیفه بیشتر متكی بر رأی و قیاس بود، برخلاف مكتب فقهی مالك كه بیشتر متكی بر سنت و حدیث بود. در عین حال، مطابق نقل ابن خلّكان در وفیات الاعیان (جلد 3، صفحه ی 286) ، مالك در نزدیكی مردن سخت می گریست و از اینكه در برخی موارد به رأی خویش فتوا داده است نگران و وحشتناك بود، می گفت:

«ای كاش به رأی فتوا نداده بودم، و راضیم به جای هر یك از آن فتواها تازیانه ای بخورم و از تبعه ی آن گناهان آزاد باشم. » .

از مفاخر مالك این مطلب شمرده شده كه معتقد بود بیعت «محمدبن عبد اللّه محض» كه شهید شد صحیح است و بیعت بنی العباس چون مبنی بر زور بوده صحیح نیست. مالك از اظهار این عقیده ی خویش امتناع نمی كرد و از سطوت بنی العباس پروا نمی نمود. همین امر سبب شد كه به دستور جعفربن سلیمان عباسی، عموی سفاح و منصور، تازیانه ی سختی به وی زدند. و اتفاقا همین تازیانه خوردن سبب شد كه مالك احترام و شهرت و محبوبیت زیادتری پیدا كند. رجوع شود به وفیات الاعیان ، جلد 3، صفحه ی 285.

مالك چون در مدینه بود به محضر امام صادق زیاد رفت و آمد می كرد و از كسانی بود كه از آن حضرت حدیث روایت كرده اند. و مطابق نقل بحار (جلد 11، صفحه ی 109) از كتابهای خصال و علل الشرایع و امالی صدوق، هنگامی كه مالك به محضر امام صادق می رفت امام به او محبت می فرمود و گاه به او می فرمود: «من تو را دوست می دارم» و مالك از اینكه مورد تفقد امام قرار می گرفت سخت شاد می گشت. مالك به نقل كتاب الامام الصادق (صفحه ی 3) می گفت: «من مدتی به حضور امام صادق آمد و شد داشتم. او را همیشه در حال نماز یا روزه یا تلاوت قرآن می دیدم. فاضلتر از جعفربن محمد در علم و تقوا و عبادت چشمی ندیده و گوشی نشنیده و به قلبی خطور نكرده است. » و هم مالك است كه به نقل بحار درباره ی امام صادق می گوید: «او از بزرگان عبّاد و زهاد بود كه از خدا می ترسید و بسیار حدیث می دانست. خوش مجلس و خوش معاشرت بود. مجلسش پرفیض بود. نام رسول خدا را كه می شنید رنگ صورتش تغییر می كرد. »
[2] . بحارالانوار ، ج /11ص 109.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است