در
کتابخانه
بازدید : 394087تاریخ درج : 1391/03/21
Skip Navigation Links.
شناسه کتاب
مقدمه
رسول اكرم و دو حلقه ی جمعیت
مردی كه كمك خواست
خواهش دعا
بستن زانوی شتر
همسفر حج
غذای دسته جمعی
قافله ای كه به حج می رفت
مسلمان و كتابی
در ركاب خلیفه
امام باقر و مرد مسیحی
اعرابی و رسول اكرم
مرد شامی و امام حسین
مردی كه اندرز خواست
مسیحی و زره علی علیه السلام
امام صادق و گروهی از متصوفه
علی و عاصم
مستمند و ثروتمند
بازاری و عابر
غزالی و راهزنان
ابن سینا و ابن مسكویه
نصیحت زاهد
در بزم خلیفه
نماز عید
گوش به دعای مادر
در محضر قاضی
در سرزمین منا
وزنه برداران
تازه مسلمان
سفره ی خلیفه
شكایت همسایه
درخت خرما
در خانه ی امّ سلمه
بازار سیاه
وامانده ی قافله
بند كفش
هشام و فرزدق
بزنطی
عقیل، مهمان علی
خواب وحشتناك
در ظلّه ی بنی ساعده
سلام یهود
نامه ای به ابوذر
مزد نامعین
بنده است یا آزاد؟
در میقات
بار نخل
عرق كار
دوستیی كه بریده شد
یك دشنام
شمشیر زبان
دو همكار
منع شرابخواره
پیراهن خلیفه
جوان آشفته حال
مهاجران حبشه
كارگر و آفتاب
همسایه ی نو
آخرین سخن
نُسَیبه
خواهش مسیح
جمع هیزم از صحرا
شراب در سفره
استماع قرآن
شهرت عوام
سخنی كه به ابوطالب نیرو داد
دانشجوی بزرگسال
گیاه شناس
سخنور
ثمره ی سفر طائف
ابواسحق صابی
در جستجوی حقیقت
جویای یقین
تشنه ای كه مشك آبش به دوش بود
لگد به افتاده
مرد ناشناس
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
خوابی كه دیده بود او را سخت به وحشت انداخته بود. هر لحظه تعبیرهای وحشتناكی به نظرش می رسید. هراسان آمد به حضور امام صادق و گفت: «خوابی دیده ام. » .

«خواب دیدم مثل اینكه یك شبح چوبین، یا یك آدم چوبین، بر یك اسب چوبین سوار است و شمشیری در دست دارد و آن شمشیر را در فضا حركت می دهد. من از مشاهده ی آن بی نهایت به وحشت افتادم، و اكنون می خواهم شما تعبیر این خواب مرا بگویید. » .

امام: «حتما یك شخص معینی است كه مالی دارد و تو در این فكری كه به هر وسیله شده مال او را از چنگش بربایی. از خدایی كه تو را آفریده و تو را می میراند بترس و از تصمیم خویش منصرف شو. » .

- حقا كه عالم حقیقی تو هستی و علم را از معدن آن به دست آورده ای. اعتراف می كنم كه همچو فكری در سر من بود؛ یكی از همسایگانم مزرعه ای دارد و چون احتیاج به پول پیدا كرده می خواهد بفروشد و فعلا غیر از من مشتری دیگری ندارد. من این روزها همه اش در این فكرم كه از احتیاج او استفاده كنم و با پول اندكی آن مزرعه
مجموعه آثار شهید مطهری . ج18، ص: 277
را از چنگش بیرون بیاورم [1]
[1] . وسائل ، ج /2ص 582.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است