در
کتابخانه
بازدید : 97305تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
آیا تحولات تاریخی یك سلسله امور تصادفی و اتفاقی است یا یك سلسله امور طبیعی؟ اگرچه در طبیعت، تصادف واقعی- یعنی بروز و حدوث پدیده ای بدون علت و خالی از ضرورت- وجود ندارد، ولی به صورت نسبی قطعاً وجود دارد.
ما اگر یك روز صبح از خانه بیرون بیاییم و دوستی را كه سالهاست او را ندیده ایم در همان لحظه در حال عبور از مقابل خانه ملاقات نماییم، این ملاقات را امری «تصادفی» تلقی می كنیم، چرا؟ برای اینكه لازمه ی طبیعت كلیِ بیرون رفتن از خانه چنین ملاقاتی نیست، والّا باید همه روز چنین ملاقاتی دست می داد، ولی لازمه ی این فرد خاص از بیرون رفتن، یعنی بیرون رفتن در این زمان معین و با این مشخصات معین، چنین ملاقاتی هست و لزوماً بر آن مترتب می گردد.
ما هنگامی كه معلولی را با طبیعت كلی یك علت بسنجیم و آن را لازمه ی آن طبیعت به طور كلی و عام و شامل نیابیم، نام «تصادف» روی آن می گذاریم.
امور تصادفی تحت ضابطه ی كلی درنمی آید و قانونی علمی نمی تواند داشته باشد، زیرا قوانین علمی عبارت است از جریانات كلی و عمومی طبیعت.
ممكن است كسی تحولات تاریخی را یك سلسله امور تصادفی و اتفاقی یعنی اموری كه تحت قاعده و ضابطه ای كلی درنمی آید بداند، از آن جهت كه مدعی شود جامعه چیزی جز مجموعه ای از افراد با طبایع فردی و شخصی نیست؛ مجموع حوادثی كه به وسیله ی افراد به موجب انگیزه های فردی و شخصی به وجود می آید منجر به یك سلسله حوادث تصادفی می شود و آن حوادث تصادفی منشأ تحولات تاریخی می گردد.
نظریه ی دیگر این است كه جامعه به نوبه ی خود، مستقل از افراد، طبیعت و شخصیت دارد و به اقتضای طبیعت و شخصیت خود عمل می كند. شخصیت جامعه عین شخصیت افراد نیست، بلكه از تركیب و فعل و انفعال فرهنگی افراد، شخصیتی واقعی و حقیقی به وجود می آید، آنچنان كه در هر مركّب از مركّبات بی جان یا جاندار چنین است. علیهذا جامعه، طبیعت و خصلت و سنت و قاعده و ضابطه دارد، یعنی طبق طبیعت خود عمل می كند و عملها و عكس العملهایش طبق یك سلسله
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 408
قوانین كلی و عمومی قابل توضیح است.
پس تاریخ آنگاه فلسفه دارد و آنگاه تحت ضابطه و قاعده ی كلی درمی آید و آنگاه موضوع تفكر و مایه ی تذكر و آیینه ی عبرت و قابل درس آموزی است كه جامعه از خود طبیعت و شخصیت داشته باشد، و گرنه جز زندگی افراد چیزی وجود ندارد و اگر درس و عبرتی باشد درسهای فردی از زندگی افراد است نه درسهای جمعی از زندگی اقوام و ملل. علیهذا برداشت داشتن از تاریخ و تحولات آن كه بدان اشاره شد، فرع بر مسئله ی طبیعت و شخصیت داشتن جامعه است.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است