در
کتابخانه
بازدید : 56326تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
بعضی از مردم خیال می كنند كه تأثیر گناه در افراد یكسان نیست، در مردم عادی گناه تأثیر دارد و آنها را از تقوا و عدالت ساقط می كند ولی در طبقه علما تأثیری ندارد، آنها یك نوع «كریّت» و یك نوع «اعتصام» دارند، نظیر فرقی كه بین آب قلیل و آب كثیر است كه آب كثیر اگر به قدر كُر شد دیگر از نجاست منفعل نمی شود؛ در صورتی كه اسلام برای احدی كریّت و اعتصام قائل نیست، حتی برای شخص پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله. چرا می گوید: قُلْ إِنِّی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ *ای پیغمبر! بگو خود من نیز اگر معصیت كنم از عذاب روز بزرگ بیمناكم. چرا می فرماید: لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ اگر نوعی شرك در كار تو وارد شود عملت تباه خواهد شد. همه اینها برای این تعلیم است كه تبعیضی در كار نیست، كریّت و اعتصامی برای احدی نیست.

داستان موسی و عبد صالح كه در قرآن كریم آمده داستان عجیبی است. یك نكته بزرگ كه از این داستان استفاده می شود این است كه تابع و پیرو تا آنجا تسلیم
مجموعه آثار شهید مطهری . ج20، ص: 177
متبوع و پیشواست كه اصول و مبادی و قانون نشكند و خراب نشود. اگر دید آن متبوع كاری برخلاف اصول و مبانی انجام می دهد نمی تواند سكوت كند. گو اینكه در این داستان عملی كه عبد صالح كرد از نظر خود او كه افق وسیعتری را می دید و به باطن موضوع توجه داشت برخلاف اصول نبود بلكه عین وظیفه و تكلیف بود، ولی سخن در این است كه چرا موسی صبر نمی كرد و زبان به انتقاد می گشود؟ با اینكه وعده می داد و به خود تلقین می كرد كه اعتراض نكند باز هم اعتراض و انتقاد می كرد. نقص كار موسی در اعتراض و انتقاد نبود، در این بود كه به رمز مطلب و باطن كار آگاه نبود. البته اگر به رمز مطلب آگاه می شد اعتراض نمی كرد؛ و مایل بود كه برسد به رمز مطلب، ولی مادامی كه از نظر او عملی برخلاف اصول و قانون الهی است ایمان او به او اجازه نمی دهد سكوت كند. بعضی گفته اند اگر تا قیامت عمل عبد صالح تكرار می شد موسی از اعتراض و انتقاد باز نمی ایستاد مگر آنكه به رمز مطلب آگاه می شد.

موسی به او می گوید: هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلی أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمّا عُلِّمْتَ رُشْداً؟ یعنی آیا اجازه می دهی از تو پیروی كنم تا مرا تعلیم كنی؟ او می گوید: إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْراًتو نخواهی توانست در مصاحبت من طاقت بیاوری و نسبت به آنچه می بینی سكوت كنی. بعد خود او علت را به خوبی توضیح می دهد: وَ كَیْفَ تَصْبِرُ عَلی ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً؟ مگر تو وقتی كه ببینی عملی برخلاف صورت می گیرد و از سرّ و رمز مطلب آگاه نباشی صبر خواهی كرد؟ ! موسی گفت: سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اَللّهُ صابِراً وَ لا أَعْصِی لَكَ أَمْراً امیدوارم اگر خدا بخواهد صبر كنم و امر تو را مخالفت نكنم. موسی نگفت چه به رمز مطلب پی ببرم و چه نبرم صبر خواهم كرد؛ همین قدر گفت امیدوارم این تحمل در من پیدا شود. البته این تحمل آنوقت برای موسی پیدا می شود كه از رمز مطلب آگاه گردد. بعد او خواست صریحتر از موسی قول بگیرد كه حتی اگر به رمز مطلب هم پی نبری سكوت كن و اعتراض نكن تا وقتی كه موقعش برسد خودم توضیح دهم: قالَ فَإِنِ اِتَّبَعْتَنِی فَلا تَسْئَلْنِی عَنْ شَیْ ءٍ حَتّی أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراًیعنی اگر دنبال من آمدی هرچه دیدی سكوت كن، بعد من خودم توضیح می دهم. در اینجا دیگر آیه كریمه ندارد كه موسی پذیرفت. در آیه همین قدر دارد كه بعد با هم راه افتادند و رفتند، تا آخر داستان كه كم و بیش همه شنیده اید.

به هر حال خواستم عرض كرده باشم كه تقلید جاهل از عالم سرسپردگی
مجموعه آثار شهید مطهری . ج20، ص: 178
نیست. تقلیدِ ممنوع جاهل از عالم همان است كه شكل سرسپردگی پیدا كند و به صورت «جاهل را بر عالم بحثی نیست، ما دیگر نمی فهمیم، شاید تكلیف شرعی چنین و چنان اقتضا كرده باشد» و امثال اینها ادا می شود.

این داستان را به عنوان شاهد و تأییدی بر مطلب آن حدیث امام صادق علیه السلام عرض كردم.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است