در
کتابخانه
بازدید : 52839تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
در احادیث زیادی امر شده تحت الحنك همیشه در زیر گلو افتاده باشد، نه در حال نماز فقط بلكه در همه احوال. یكی از آن احادیث این است: «اَلْفَرْقُ بَیْنَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُشْرِكینَ التَّلَحّی» یعنی فرق بین مسلمان و مشرك تحت الحنك در زیرگلو انداختن است.

عده ای از اخباریین به این حدیث و امثال آن تمسك كرده می گویند همیشه
مجموعه آثار شهید مطهری . ج20، ص: 172
باید تحت الحنك افتاده باشد. ولی مرحوم ملامحسن فیض با اینكه به اجتهاد خوشبین نبوده، در وافی باب الزیّ و التجمل، اجتهادی دارد، می فرماید در قدیم مشركین شعاری داشتند كه تحت الحنك را به بالا می بستند و نام این عمل را «اقتعاط» می گذاشته اند. اگر كسی این كار را می كرد معنایش این بود كه من جزء آنها هستم. این حدیث دستور مبارزه و عدم پیروی از آن شعار را می دهد. ولی امروز دیگر آن شعار از بین رفته پس موضوعی برای این حدیث باقی نیست. حالا برعكس چون همه تحت الحنك را به بالا می بندند اگر كسی تحت الحنك را در زیر چانه چرخ بدهد حرام است، زیرا لباس شهرت می شود و لباس شهرت حرام است.

در اینجا جمود اخباریگری حكم می كند كه بگوییم در متن این حدیث دستور تحت الحنك انداختن رسیده و دیگر فضولی است كه ما در اطراف آن حرف بزنیم و نظر بدهیم و اجتهاد كنیم. ولی فكر اجتهادی می گوید ما دو دستور داریم: یكی دستور احتراز از شعار مشركین كه روح مضمون این حدیث است، و یكی دستور ترك لباس شهرت. در ایامی كه آن شعار در دنیا موجود بوده و مسلمانها از آن شعار احتراز می كرده اند، بر همه واجب بوده كه تحت الحنك بیندازند، ولی امروز كه آن موضوع از بین رفته و از شعار بودن خارج شده و در عمل هیچ كس تحت الحنك نمی اندازد، اگر كسی این كار را بكند مصداق لباس شهرت است و حرام است. این یك نمونه بود كه خواستم عرض كنم. امثال این زیاد است.

از وحید بهبهانی نقل شده كه فرمود یك وقت هلال ماه شوال به تواتر ثابت شد.

اینقدر افرادی آمدند و گفتند ما ماه را دیدیم كه برای من یقین حاصل شد. من حكم كردم كه امروز عید فطر است. یكی از اخباریین به من اعتراض كرد كه تو خودت ندیده ای و اشخاص مسلّم العدالة هم شهادت نداده اند، چرا حكم كردی؟ گفتم متواتر است و از تواتر برای من یقین پیدا شد. گفت در كدام حدیث وارد شده كه تواتر حجت است؟ ! .

ایضاً وحید می گوید: جمود اخباریها به این حد است كه اگر فرضاً مریضی رفته باشد پیش یكی از ائمه و آن امام به او فرموده باشد آب سرد بخور، اخباریها به همه مریضهای دنیا خواهند گفت هر وقت مریض شدید و هر مرضی پیدا كردید علاجش آب سرد است، فكر نمی كنند كه این دستور مخصوص حال آن مریض بوده نه همه مریضها.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج20، ص: 173
ایضاً معروف است كه بعضی اخباریها دستور می دادند كه به كفن میّت شهادتین بنویسند و به این صورت بنویسند: اسماعیلُ یَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ یعنی اسماعیل شهادت می دهد به وحدانیت خدا. حال چرا شهادت را به نام اسماعیل بنویسند، زیرا در حدیث وارد شده كه حضرت صادق علیه السلام در كفن فرزندشان اسماعیل به این عبارت نوشته بودند.

اخباریین فكر نمی كردند كه در كفن اسماعیل كه این طور می نوشتند چون اسم او اسماعیل بود. حالا كه مثلاً حسن قلی بك مرده چرا اسم خودش را ننویسیم و اسم اسماعیل را بنویسیم؟ ! اخباریین می گفتند اینها دیگر اجتهاد و اعمال نظر و اتكاء به عقل است. ما اهل تعبد و تسلیم و قال الباقر علیه السلام و قال الصادق علیه السلام می باشیم، از پیش خود دخالت نمی كنیم.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است