در
کتابخانه
بازدید : 337943تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
مسأله ی برخورد مسلمانان با دولت ایران و سرانجام پیروز شدن آنان بر حكومت ساسانی یكی از مسائلی بود كه عظمت و واقعیت اسلام را در نظر ایرانیان بهتر جلوه گر می ساخت.

در روزگاری كه مسلمانان با دولت ساسانی می جنگیدند، كشور ایران با همه ی اغتشاشات و ازهم پاشیدگی هایی كه داشت از نظر نظامی بسیار نیرومند بود. ایرانِ آن روز در مقایسه با مسلمانانِ آن روز طرف نسبت نبود. در آن زمان دو قدرت درجه ی اول بر جهان حكومت می كرد: ایران و روم. سایر كشورها یا تحت الحمایه ی آنها بودند یا باجگزار آنها. ایرانیان آن روز چه از نظر سرباز و اسلحه و وسایل جنگی و چه از نظر كثرت جمعیت و چه از نظر آذوقه و تجهیزات و امكانات دیگر، برتری فوق العاده ای نسبت به مسلمانان داشتند. اعراب مسلمان حتی با فنون جنگی آن روز در سطحی كه ایرانیان و رومیان آشنا بودند، آشنا نبودند. اعراب فنون جنگی را به طور كامل نمی دانستند، لهذا احدی در آن زمان نمی توانست آن شكست عظیم ایران را به دست اعراب مسلمان پیش بینی كند.

در اینجا ممكن است گفته شود كه علت پیروزی مسلمانان، شور ایمانی و هدفهای روشن و ایمان و اعتقاد آنها به رسالت تاریخی شان و اطمینان كامل به پیروزی و بالأخره ایمان و اعتقاد محكم آنان نسبت به خدا و روز جزا بود.

البته در اینكه این حقیقت در این پیروزی خیلی دخیل بوده است حرفی نیست.

فداكاریها و جانبازیهای آنان و سخنانی كه از آنان در آن اوقات باقی مانده نشان می دهد كه ایمان آنان به خدا و قیامت و صدق رسالت نبی اكرم صلی الله علیه و آله و رسالت
مجموعه آثار شهید مطهری . ج14، ص: 94
تاریخی خودشان كامل بوده است؛ معتقد بوده اند جز خدا را نباید پرستش كرد و مللی را كه غیر خدا را به هر شكل و هر صورت پرستش می كنند باید نجات داد؛ برای خود رسالتی قائل بوده اند كه توحید الهی و عدل اجتماعی را برقرار كنند، طبقات مظلوم را از چنگ طبقات ستمگر رها سازند.

سخنانی كه در مواقع مختلف در مقام تشریح هدفهای خود گفته اند، نشان می دهد كه صددرصد آگاهانه گام برمی داشته اند و هدف مشخص و معینی داشته اند و واقعاً به تمام معنی نهضتی را رهبری می كرده اند، واقعاً آنچنان بوده اند كه علی علیه السلام توصیف می كند: «وَ حَمَلوا بَصائِرَهُمْ عَلی اَسْیافِهِمْ» [1]همانا بینشهای روشن خویش را بر دوش شمشیرهای خویش حمل می كردند. اما جیره خواران استعمار، ناجوانمردانه نهضت اسلامی را در ردیف حمله ی اسكندر و مغول قرار می دهند.

اینها همه درست، ولی تنها قدرت روحی و ایمانی آنان كافی نبود كه چنین فتوحاتی نصیب آنها بشود. هرچه باشد محال است جمعیت كمی، آنهم با آن شرایطی كه گفتیم بتواند با حكومتی همچون حكومت ساسانی مقابله كند و آن را بكلی محو و نابود سازد [2] جمعیت آن روز ایران را در حدود 140 میلیون تخمین زده اند [3]كه گروه بی شماری از آنان سرباز بودند و حال آنكه تمام سربازان اسلام در جنگ ایران و روم به شصت هزار نفر نمی رسیدند و وضع طوری بود كه اگر مثلاً ایرانیان عقب نشینی می كردند این جمعیت در میان مردم ایران گم می شدند، ولی با اینهمه - چنانكه گفتیم- حكومت ساسانی به دست همین عده برای همیشه محو و نابود شد.

پس علت اساسی شكست ایران را در جای دیگری باید جستجو كنیم.


[1] . نهج البلاغه ، خطبه ی 148. این تعبیر را امیرالمؤمنین برای مؤمنین زمان رسول خدا آورده است.
[2] . همان طور كه اصحاب حضرت امام حسین (ع) با آنهمه ایمانشان در مدت قلیلی به دست سپاهیان یزید كشته شدند. همین اعراب مسلمان در اروپا پیشروی كردند، اما پس از آنكه مقاومت شدیدی در برابرشان شد خواه ناخواه فتوحاتشان در اروپا متوقف گشت. پس معلوم می شود یكی از علل پیروزی مسلمانان این بود كه مقاومت شدید و جدی در برابر آنها نمی شد، بلكه در اثر نابسامانیهای داخلی كشورهای فتح شده، مقدمشان گرامی داشته می شد.
[3] . این تخمین از آقای سعید نفیسی است در كتاب تاریخ اجتماعی ایران.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است