در
کتابخانه
بازدید : 523436تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
از جمله موارد باب تزاحم، مواردی است كه مصلحت فرد (یعنی حكمی كه به خاطر مصلحت فرد است) با مصلحت اجتماع تزاحم و تعارض پیدا می كند. البته در همه ی موارد این طور نیست، ولی گاهی پیش می آید كه مصلحت فرد با مصلحت جمع تعارض پیدا می كند. خیلی واضح است: برای اسلام همه ی فردها علی السویّه هستند ولی وقتی كه پای [ترجیح ] مصلحت یك فرد یا مصلحت جمع در میان است، بدیهی است كه آن جمع، همین فرد است به علاوه ی هزارها یا میلیونها نفر افراد دیگر؛ یعنی مصلحت فرد در آنجا هزارها یا میلیونها برابر شده است. [در اینجا] فرد را فدای جمع می كند.

در كتاب طاعون آلبر كامو مباحثه ای است میان كامو و سارتر. كامو مدعی است در جنگها بی گناهان به هیچ وجه نباید كشته شوند ولو به این عنوان كه كشتن اینها مقدمه ای است برای خاموش كردن یك فتنه ی بزرگتر، و سارتر مدعی است كه نه، در جایی كه یك بی گناه وسیله قرار گرفته در دست یك عده جنایتكار و ما اگر بخواهیم رعایت بی گناهی آنها را بكنیم دست جنایتكاران را بازتر كرده ایم، اینجا رعایت آن بی گناه كمك به آن جنایتكار است و خودش نوعی جنایتكاری است.

این مسئله در اسلام (در كتاب جهاد) به این شكل مطرح است كه اگر دشمنی مهاجم كه برای جامعه ی اسلامی خطر دارد، می خواهد حمله كند و آثار حمله اش هم پیش بینی می شود كه [اگر] بیاید چه آثار سوئی دارد، برای اینكه مانع دفاع و حمله ی ما بشود به عده ای از مسلمانهایی كه در دست او اسیرند- كه بدون شك بی گناه هستند- تترُّس [1]كرده باشد (همین كاری كه در قدیم هم معمول بوده) یعنی آنها را سپر قرار داده باشد و در پیشاپیش خودش حركت بدهد كه اگر دشمن بخواهد تیراندازی كند یا شمشیر بزند، مجبور است اول مسلمانها را بكشد تا بعد به آنها دست پیدا كند، اینجا مسلمانان در محظور قرار می گیرند: یا باید به خاطر این مسلمانهایی كه سپر قرار گرفته اند دست از دفاع بكشند و به دشمن این امكان را
مجموعه آثار شهید مطهری . ج21، ص: 291
بدهند كه بیاید حمله كند و ده برابر این مسلمانها را بكشد و صد برابر اینها صدمه به عالم اسلام وارد كند و یا برای اینكه جلو دشمن را بگیرند و او را از بین ببرند، حمله كنند و مقدمتاً همان مسلمانهای بی گناهی را كه سپر قرار گرفته اند بكشند تا بتوانند به آنها دسترسی پیدا كنند.

اینجا تكلیف چیست؟ درست همان مسئله ای كه میان كامو و سارتر مطرح است، در كتاب جهاد مطرح است. فقها در آنجا هیچ اختلافی ندارند (یعنی كامو در آنجا طرفدار ندارد، همه نظریه ی سارتر را دارند) ؛ گفته اند اگر خطری كه از دشمن پیش بینی می شود مهمتر و عظیمتر است از ضرر كشتن این مسلمانها، باید این مسلمانها را كشت و آنها شهید در راه خدا هستند، جزو مجاهدین در راه خدا شمرده می شوند و شهیدی هستند كه به عمد به دست خود مسلمانها كشته شده اند.

اینجاست كه دو حرمت با یكدیگر تزاحم پیدا می كنند: حرمت كوچكتر و حرمت بزرگتر، و حرمت كوچكتر فدای حرمت بزرگتر می شود.
[1] تترّس از ماده ی «تُرس» است و تُرس یعنی سپر.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است