در
کتابخانه
بازدید : 552133تاریخ درج : 1391/03/27
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
1. انواع حكومت به معنی انواع حكومتهای متصوره و یا به معنی انواع حكومتهایی كه در جهان واقعیت یافته و یا دارند:
الف. حكومت سلطنتی، یعنی حكومت فردی قابل موروثیت كه یا خود به ارث از دیگری منتقل شده و یا لااقل فرضاً خود به اختیار مردم پیدا شده، به وراثت به فرد دیگری منتقل می شود كه ولیعهد نامیده می شود.
ظاهراً كلمه ی ولیعهد اولین بار وسیله ی دربار هارون یا مأمون به كار برده شد و بعید نیست كه ترجمه ی یك كلمه ی ایرانی باشد (از آقای محیط طباطبایی پرسش شود) .
مقوّم حكومت سلطنتی زور و قدرت نیست. البته لازمه ی زور جز سلطنت نیست، ولی هر سلطنتی پیدایشش ناشی از زور نیست. مثلاً پادشاه انگلستان (ژرژ پنجم ظاهراً) كه از سلطنت استعفا داد، آن كه پس از او آمد به انتخاب مردم بود. و لااقل ممكن است كسی به میل و رضا و انتخاب مردم سلطان گردد. پس مقوّم اصلی، علت وجودی اش نیست بلكه چگونگی اوست كه قابل وراثت است و بدیهی است كه سلطنت برای نسلهایی كه در آغاز پیدایشش نبوده اند و دخالت نداشته اند به هیچ وجه قابل توجیه نیست.
ب. حكومت جمهوری فردی، یعنی حكومت انتخابی و غیر قابل موروث بودن یك فرد، اعم از آنكه موقت باشد یا مادام العمر، كه در مادام العمر از نظر حقوقی خدشه وارد است.
حكومت سلطنتی می تواند مشروطه باشد و یا مطلقه. در
جلد دهم . ج1، ص: 54
حكومت مشروطه در حقیقت رژیم، حكومت را از سلطان انتزاع كرده و به خود اختصاص داده است، زیرا خود دولت تعیین می كند و دولت حق حاكمیت ملت را اجرا می كند، یعنی مجری قوانین و دستورات مجلس است كه مجلس مظهر ملت است. این كه به تسامح گفته می شود در دولت مشروطه شاه باید سلطنت كند و دولت حكومت، در حقیقت به معنی این است كه ملت حكومت كند و دولت مجری خواستهای ملت است.
حكومت جمهوری نیز می تواند مطلقه باشد و یا مشروطه. در حكومت جمهوری مطلقه، ملت حق حاكمیت را منتقل كرده به رئیس جمهور [1]. ولی در جمهوری مشروطه كه مجلس شورا دارد، رئیس جمهور مجری خواستهای ملت است نه حاكم، نظیر دولت و سلطنت مشروطه ی واقعی.
ج. حكومت جمهوری شورایی، یعنی اینكه یك جمع شورای جمهوری را تشكیل دهند بدون آنكه یك فرد به عنوان رئیس جمهوری انتخاب شود (الآن در جهان ظاهراً مصداق ندارد) .
جمهوریها به طور كلی می تواند از نظر اختیاراتی كه ملت به آنها می دهد متفاوت باشد. در بعضی كشورها اختیارات رئیس جمهور وسیع است و نخست وزیر ندارند (مثل آمریكا) و یا دارند ولی اختیارات رئیس جمهور در درجه ی اول است. ظاهراً فرانسه از این قبیل است.
ولی در بعضی كشورها رئیس جمهور اختیار چندانی ندارد، نظیر پادشاه در كشورهای مشروطه ی واقعی است مثل انگلستان، از قبیل
جلد دهم . ج1، ص: 55
رئیس جمهور هند و رئیس جمهور اسرائیل و. . .
د. حكومت عامه یا رژیم حكومت مردم بر مردم كه آن كه در واقع حكومت می كند یعنی تصمیم می گیرد و اجرا می كند خود مردم اند و دولت و مجلس وكیل و منصوب از ناحیه ی مردم اند.
این نوع حكومت، هم در سلطنت مشروطه ممكن است و هم در جمهوری مشروطه.
از نظر نوع حكومت و رژیم حكومت، ظاهراً همین چهار نوع - كه چهارم به نوبه ی خود بر دو قسم است و پنج نوع می شود- بیشتر نیست.
2. می توان به نحوی دیگر شكل حكومتها و رژیمها را تقسیم بندی كرد، به این نحو كه حكومت یا فردی است یا گروهی و یا عمومی. پس حاكم یا فرد است یا گروه و یا جمع یعنی عامه.
حكومت فردی، یا سلطنتی (البته مطلقه) و موروثی است و یا جمهوری و غیر موروثی. حكومت گروهی لزوماً غیر موروثی است و حكومت عامه یا به صورت سلطنت مشروطه است و یا به صورت جمهوری مشروطه، مثل غالب كشورهای جمهوری كه مجلس نیابت دارند.
حكومت گروهی نظیر آنچه در شوروی است كه مجلس نیابت ندارند.
این تقسیم، تقسیم به حسب حاكم است كه قهراً شكل و سیستم حكومت را تشكیل می دهد.
3. حالا باید ببینیم كه حكومت اریستوكراسی و یا الیگارشی حكومتی است در مقابل این سیستمها و یا داخل در این سیستمهاست؟ به نظر می رسد در مقابل این سیستمها نیست.

حكومت اریستوكراسی از نظر حق دخالت در تعیین حاكم است كه مخصوص برگزیدگان است، نظیر آنچه افلاطون قائل بود، نه از نظر شكل حكومت كه جمهوری و غیر موروثی است. حكومت الیگارشی یا نیمه الیگارشی كه در رژیمهایی كه سنا دارند مشخص است، در
جلد دهم . ج1، ص: 56
حقیقت نوعی حكومت است كه عملاً حكومت در دست یك اقلیت است مثل آنچه در آمریكا می گذرد.
4. دموكراسی گاه به رژیمی گفته می شود كه قانون آن رژیم و سنت آن رژیم بر اساس حكومت مردم بر مردم باشد و بنابراین رژیمهایی نظیر رژیم پهلوی رژیم دموكراسی بود در مقابل جمهوری یا سلطنت مطلقه. ولی غالباً این كلمه در مقابل دیكتاتوری اطلاق می شود كه ناظر به جنبه ی عینی و واقعی یك حكومت است كه روشش مستبدانه است یا دموكرات مآبانه. لهذا ممكن است پادشاهی دموكرات باشد و رئیس جمهوری مستبد و دیكتاتور ولو آنكه آن رئیس جمهور منتخب مردم باشد برای مدتی موقت.

[1] در حقیقت این گونه حكومت مبتنی بر این نظر است كه حق ملت محدود به تعیین حاكم و قیّم بر خود است نه در حكومت كردن بر خود. در حقیقت به حكومت مردم بر مردم قائل نیست، به حكومت فرد بر مردم قائل است، گو اینكه فرد حاكم و مسلط را، فرد قیّم را خود مردم انتخاب می كنند. نظیر انتخاب شوهر است در ازدواجهای پدرسالاری كه زن، خود انتخاب می كند شوهر را، ولی با انتخاب شوهر حاكم خانواده را نیز و رئیس خود را انتخاب كرده است، و نظیر انتخاب رئیس و مدیر عامل است در برخی شركتها.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است