در
کتابخانه
بازدید : 255572تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
مفضل بن قیس سخت در فشار زندگی واقع شده بود. فقر و تنگدستی، قرض و مخارج زندگی او را آزار می داد. یك روز در محضر امام صادق لب به شكایت گشود و بیچارگیهای خود را مو به مو تشریح كرد: «فلان مبلغ قرض دارم، نمی دانم چه جور ادا كنم. فلان مبلغ خرج دارم و راه درآمدی ندارم. بیچاره شدم، متحیرم، گیج شده ام. به هر در بازی می روم به رویم بسته می شود. . . » در آخر از امام تقاضا كرد درباره اش دعایی بفرماید و از خداوند متعال بخواهد گره از كار فروبسته ی او بگشاید.

امام صادق به كنیزكی كه آنجا بود فرمود: «برو آن كیسه ی اشرفی كه منصور برای ما فرستاده بیاور. » كنیزك رفت و فوراً كیسه ی اشرفی را حاضر كرد. آنگاه به مفضل بن قیس فرمود: «در این كیسه چهارصد دینار است و كمكی است برای زندگی تو. » .

- مقصودم از آنچه در حضور شما گفتم این نبود، مقصودم فقط خواهش دعا بود. » .

- «بسیار خوب، دعا هم می كنم. اما این نكته را به تو بگویم، هرگز سختیها و بیچارگیهای خود را برای مردم تشریح نكن، اولین اثرش این است كه وانمود می شود تو در میدان زندگی زمین خورده ای و از روزگار شكست یافته ای. در نظرها كوچك
مجموعه آثار شهید مطهری . ج18، ص: 380
می شوی، شخصیت و احترامت از میان می رود. » [1]
[1] . «لا تخبر الناس بكل ما انت فیه فتهون علیهم. » : بحارالانوار ، ج /11ص 114.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است