در
کتابخانه
بازدید : 2821549تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
حال اینجا یك نكته ی تاریخی هست و آن این است: عده ای از مستشرقین (و بیشتر، از مستشرقین یهودی شروع شده است؛ شاید اول كسی كه این حرف را گفته گُلدزیهر بوده و بعد نولدكه و امثال او) گفته اند كه پیغمبر- العیاذ باللّه- در مكه یك شخصیت داشت و در مدینه یك شخصیت دیگر شد و بكلی روش خودش را عوض كرد. در مكه در چهره ی مسیح بود و مانند مسیح فقط دعوت می كرد، حرف محبت آمیز می زد (و ناچار باید بگویند مانند مسیح می گفت اگر به طرف راست صورتت سیلی زدند طرف چپ آن را بیاور، كار خدا را به خدا واگذار و كار قیصر را به قیصر) ، راهش همانند راه مسیح بود و لهذا در مكه می بینید كه پیغمبر اجازه ی جنگیدن و جهاد نداد، اصحابش را این همه معذب می كردند و هیچ اجازه نمی داد كه دفاع كنند، به اصحابش اجازه داد هجرت كنند و به حبشه بروند. به مدینه كه می آید یك گردش صد و هشتاد درجه ای می كند، به شكل یك امپراطور و یك فرد مقتدر درمی آید، فرمان جهاد می دهد، دیگر آن روش گذشته ی خودش را بكلی كنار می گذارد.
این یك دروغ محض است و اگر یك وقتی مقتضی باشد ادلّه ی دروغ بودنش را از هر جهت می گویم كه پیغمبر اكرم نه در مكه مسیح محض بود، مسیحی كه آنها می شناسند، و نه در مدینه روشش روش امپراطور بود آن طور كه آنها تصور كرده اند.

مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 591
روش عیناً یك روش است ولی شك ندارد كه پیغمبر چنین عمل كرد، باید هم عمل كند. سیزده سال دعوت كرد، بعد از سیزده سال اجازه ی [دفاع داد، ] گفت: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا [1]، آنهم تا از ناحیه ی دشمن شروع نشد اجازه ی دفاع نداد. اگر پیغمبر از روز اول شروع [به جهاد] می كرد، آن وقت شما بیشتر اعتراض می كردید كه آخر یك مدتی مردم را دعوت كن، اگر زیر بار نرفتند و تكبر و عناد ورزیدند آن وقت [جهاد كن، ] نه از روز اول. در مدینه هم پیغمبر همان چهره ی یك انسان كامل و جامع [را داشت؛ ] یعنی قرآن، هم تكیه دارد روی كتاب و دعوت، و هم روی عدالت، و هم [می گوید] در آنجا كه كتاب و دعوت، عدالت را برقرار نمی كند باید دست به شمشیر برد (وَ أَنْزَلْنَا اَلْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنّاسِ) [2]. حال یكی از آن ادلّه را عرض می كنم.
اگر كسی در آیات مكی دقت كند (اینها اعجاز قرآن است كه قرآن چگونه همیشه پیشاپیش طوری حرف می زند كه جواب این حرفها داده شود) می فهمد كه یك آینده ی دست به سوی قدرت و شمشیر بردن وجود دارد؛ یعنی این طور نیست كه پیغمبر در مكه یك راه را می رفت، بعد به مدینه آمد، راهش را عوض كرد؛ نشان می دهد همان راهی را كه در مدینه رفت در مكه بیان می كند. یكی همین جاست. در مكه می گوید: «سَنَسِمُهُ عَلَی اَلْخُرْطُومِ» اینها چاره ای ندارند جز اینكه باید این دماغهای مانند خرطوم اینها به خاك مالیده شود. در سوره ی طور هم- كه آن نیز مكی است- آیاتی است كه چنین اشاراتی در آن هست. از همه صریحتر سوره ی مباركه ی والعادیات است؛ آن خیلی عجیب است. سوره ی والعادیات از سوره های كوچك مكی است و آهنگ مكی هم دارد، چون سوره های مكی همه با آیات كوتاه و حماسی است. مسلّم در همان زمان كه این سوره در مكه نازل شده بسیاری از مسلمین بوده اند كه می دانسته اند رو به چه جهتی دارند می روند و شاید از كفار قریش هم فهمیدند. قرآن می گوید:
وَ اَلْعادِیاتِ ضَبْحاً. `فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً. `فَالْمُغِیراتِ صُبْحاً. `فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 592
فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً. `إِنَّ اَلْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ. `وَ إِنَّهُ عَلی ذلِكَ لَشَهِیدٌ. `وَ إِنَّهُ لِحُبِّ اَلْخَیْرِ لَشَدِیدٌ. `أَ فَلا یَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِی اَلْقُبُورِ. `وَ حُصِّلَ ما فِی اَلصُّدُورِ. `إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبِیرٌ [3].
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 593

[1] . حج / 39.
[2] . حدید / 25.
[3] . [مقدار كمی از آخر بحث روی نوار ضبط نشده است. ]
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است