در
کتابخانه
بازدید : 34402تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
پس اصل تضاد و خونریزی و جنگ افراد بشر با یكدیگر، اصلی است كه قرآن آن را پذیرفته است. می گوید: وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْاَرْضُ [1] اگر نبود اینكه خدا به وسیله ی بعضی از افراد مردم جلو بعضی از افراد دیگر را می گیرد- یعنی
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 275
جنگهای دفاعی- زمین تباه شده بود و زمینی نبود، زمین را قسمتی از جنگها نجات داده است. وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْكَرُ فیهَا اسْمُ اللّهِ كَثیراً [2]. گویی در اینجا مخاطبش كشیشها هستند كه مذهب و جهاد را ضد یكدیگر می دانند و می گویند اگر مذهب است مسئله ی جهاد دیگر یعنی چه؟ قرآن می گوید اگر جهادها برای دفع فسادها نمی بود این معبد جنابعالی هم وجود نداشت. آن كلیسا معبد مسیحی، آن معبد یهودی، آن معبد زردشتی، آن معبد اسلامی و به طور كلی معابد وجود خودشان را مدیون جهادها و دفاعها هستند و الّا همیشه افراد فاسد و مفسد كه در جامعه هستند، آنها كه پایبند به هیچ وجدان و ایمانی نیستند دست به كار می شوند، ما هم بگوییم دین و مذهب با این كارها مخالف است! این همان حرفی است كه گفت: سنگ را بسته سگ رها كرده؛ سنگ را ببندید سگ را رها كنید.
ولی با همه ی اینها قرآن این مطلب را قبول ندارد كه همه ی جنگها و تنازعها و تضادها ریشه ی طبقاتی دارد. هم به ریشه های طبقاتی اشاره می كند و آن را قبول می كند و هم به ریشه های وجدانی و ایمانی و مافوق طبقاتی؛ و اسلام در تعلیم و تربیت خودش تكیه اش بیشتر روی این دومی است. آنجا كه تضاد، طبقاتی باشد از نظر اسلام ارزشی ندارد؛ ارزشش آن وقت است كه مافوق طبقاتی باشد، یعنی به خاطر حق و حقیقت باشد نه به خاطر وضع خاص و منافع خاص خودم؛ مثل [تضاد] علی علیه السلام [با دشمنانش. ] علی آنجایی كه دیگری حقش را- ولو یك ریال - غصب می كرد، تا آن دم آخر دست از احقاق حق خودش برنمی داشت: دیگری ظلم كرده، حق مرا غصب كرده، من باید از او بگیرم، و می گرفت ولی برای چه؟ آیا برای اینكه چرا بهره اش را تو ببری و من نبرم؟ وقتی كه در اختیارش قرار می گرفت آنگاه با اختیار خودش آن را در اختیار مستحقان قرار می داد.
بنابراین علی علیه السلام از حق دفاع می كرد. زهرا علیها السلام از حق دفاع می كرد نه از پول و نه از سرزمین فدك؛ یعنی [در نظر او] سرزمین فدك به اعتبار اینكه درآمدی دارد و پولی از بین رفته است ارزشی نداشت ولی به اعتبار اینكه چرا حق من باید پایمال بشود و دفاع از حق در اسلام مقدس و لازم و ضروری است ارزش داشت. آیه ای كه
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 276
در ابتدای عرایضم تلاوت كردم: وَ ما اَرْسَلْنا فی قَرْیَةٍ مِنْ نَذیرٍ اِلّا قالَ مُتْرَفوها اِنّا بِما اُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرونَ از آن آیاتی است كه نقش طبقاتی تضادها را بیان می كند. بیان قرآن همیشه جامع است، یك نكته را فروگذار نمی كند و به نقش طبقاتی تضادها مكرر اشاره می كند نه اینكه بگوید هرچه جنگ در دنیا هست فقط و فقط به خاطر منافع است. لااقل از یك طرف جنبه ی طبقاتی و جنبه ی منافع را كاملاً در نظر می گیرد.

[1] . بقره / 251.
[2] . حج / 40.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است