در
کتابخانه
بازدید : 74070تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
اخلاق و آداب سفر، بخشی از اخلاق و آداب انسانی است. هر انسانی از آن نظر كه انسان است باید دارای خُلقها و خویهای پسندیده و بزرگوارانه باشد. رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: عَلَیْكُمْ بِمَكارِمِ الْاَخْلاقِ فَاِنَّ رَبّی بَعَثَنی بِها بر شما باد به اخلاق بزرگوارانه كه خداوند مرا برای همینها مأموریت داده است. آنگاه فرمود:
وَ اِنَّ مِنْ مَكارِمِ الْاَخْلاقِ اَنْ یَعْفُوَ الرَّجُلُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ یُعْطی مَنْ حَرَمَهُ وَ یَصِلَ مَنْ قَطَعَهُ وَ یَعودَ مَنْ لایَعودُهُ [1].
یعنی از جمله اخلاق بزرگوارانه این است كه آدمی در مقابل بدیهای مردم خوبی كند به اینكه از انتقام صرف نظر كند و ببخشاید، به كسی كه از احسان به او دریغ داشته است احسان كند، با كسی كه پیوند با او را بریده است از نو پیوند كند، كسی را كه از او عیادت نكرده است عیادت كند.
اخلاق بر دو قسم است: عمومی و خصوصی. اخلاق عمومی وظایفی است كه انسان در همه جا و همه وقت باید رعایت كند. ولی اخلاق خصوصی ناشی از
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 52
وظایف و تكالیفی است كه انسان در شرایط خاص و زمان خاص و یا نسبت به افراد خاص پیدا می كند. مثلاً اخلاق خانوادگی نوع خاصی از اخلاق است، اخلاق كسبی نوعی دیگر است.
مسافرت، اخلاق و آداب خاصی را ایجاب می كند زیرا وضع جدیدی برای انسان به وجود می آورد و انسان را در شرایط خاصی قرار می دهد كه با محیط اقامت یعنی وطن متفاوت است. در مسافرت انسان با یك عده كه «همسفر» نامیده می شوند، شب و روز بسر می برد. بسیاری از پرده ها كه تا آن وقت میان او و همسفرانش وجود داشت خواه ناخواه برداشته می شود، خواب و بیداری اش با آنهاست، همكاریها و همگامیهایی كه هرگز در حضر پیش نمی آید لازم می شود.

اینها قهراً وظایف و تكالیف خاصی را به وجود می آورد و آمادگی روحی و اخلاقی مخصوصی را ایجاب می كند.
در دین مقدس اسلام به این بخش از اخلاق توجه مخصوص شده و دستورهای بسیار مفید و ثمربخش- كه نمونه ی دیگری از جامعیت و عمق تعلیمات این دین مبین است- داده شده است. ما امیدواریم بتوانیم اینها را برای شما آقایان و بانوان محترم كه عازم سفر بیت اللّه می باشید بیان كنیم.
اتفاقاً علمای اسلام این دستورهای اسلامی را در مقدمه ی حج ذكر كرده اند، زیرا در میان فرایض اسلامی این فریضه است كه مستلزم سفر و خروج از وطن می باشد.
ما قبل از آنكه وارد متن آن دستورها بشویم، مقدمتاً دو مطلب را توضیح می دهیم: یكی راجع به فایده و لزوم این درس برای حجاج محترم، دیگر راجع به معنی كلمات «اخلاق» و «آداب» و «سفر» كه در عنوان درس ما قرار گرفته اند و همچنین كلمه ی «رفیق» كه معمولاً در مورد همسفر به كار برده می شود. اما فایده و لزوم این درس:
فرضاً آمادگی اخلاقی برای سایر مسافرتها لازم نباشد، برای این سفر مذهبی اجتماعی كمال ضرورت دارد. این سفر علاوه بر جهاتی كه در سایر سفرها وجود دارد یك سفر روحی و مذهبی است. بدیهی است تا انسان از نظر روحی پاك و منزه نباشد نمی تواند از یك برنامه ی روحی بهره ی معنوی ببرد.
گاهی بعضی افراد می پرسند: چطور است كه از نظر اسلام استطاعت مالی و استطاعت بدنی و استطاعت طریقی شرط است اما استطاعت روحی و اخلاقی
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 53
شرط نیست؟ یعنی چطور است كه حاجی باید از لحاظ مالی آنقدر ثروت داشته باشد كه به راحتی برود به مكه و برگردد و ضربه ای به كار و كسب و وضع خانواده اش وارد نشود، و از لحاظ بدنی باید سالم باشد مریض نباشد، از لحاظ راه باید امنیت داشته باشد، اما لازم نیست كه حاجی از لحاظ روحی و اخلاقی سرمایه ی كافی داشته باشد؟ چرا؟
جواب این است كه استطاعت روحی و اخلاقی هم شرط است اما با یك تفاوت و آن اینكه سایر استطاعتها شرط وجوب است و اما استطاعت روحی و اخلاقی شرط وجود است.
توضیح مطلب:
شرط وجوب یعنی شرطی كه تا پیدا نشود تكلیفی در كار نیست. مثلاً رسیدن مال به حد نصاب شرط وجوب زكات است، تا مال به حد نصاب نرسد تكلیفی نیست. اما شرط وجود یعنی شرطی كه تا آن شرط محقق نشود عمل انسان صحیح یا قبول نیست. مثلاً پاكی لباس و بدن شرط نماز است اما شرط وجود است، یعنی بدن و لباس باید پاك باشد تا نماز درست باشد. همچنین حضور قلب شرط نماز است، یعنی باید حضور قلب باشد تا نماز مقبول واقع شود و انسان را بالا ببرد و آثار خود را ببخشد.
فرق این دو نوع شرط این است كه انسان مكلف نیست شرط وجوب را ایجاد كند، بلكه هروقت موجود شد آن وقت انسان تكلیف پیدا می كند. مثلاً انسان مكلف نیست كه حتماً مال خود را به حد نصاب برساند كه زكات بدهد ولی اگر به حد نصاب رسید زكات واجب می شود. اما شرط وجود شرطی است كه الزاماً باید آن را ایجاد كرد. مثلاً الزاماً باید لباس و بدن را پاك نگه داشت تا نماز صحیح باشد.

همچنین الزاماً باید حضور قلب وجود داشته باشد تا نماز مورد قبول واقع شود و اثر واقعی خود را ببخشد.
پس شرط وجود از شرط وجوب مهمتر است. استطاعت اخلاقی و روحی شرط وجود است، یعنی تنها در صورت آمادگی روحی و اخلاقی است كه انسان از مزایای بی پایان روحی و اجتماعی بهره مند می شود و اگر انسان این آمادگی را نداشته باشد «محنت بادیه خریده به سیم» .
حالا چه دلیلی داریم كه استطاعت روحی، شرط وجود یعنی شرط مقبولیت و
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 54
مفید بودن حج است؟ برای نمونه این روایت را ذكر می كنیم:
شیخ صدوق روایت كرده است كه امام باقر علیه السلام می فرمود:
مایُعْبَأُ بِمَنْ یَؤُمُّ هذَا الْبَیْتَ اِذا لَمْ یَكُنْ فیهِ ثَلاثُ خِصالٍ: خُلُقٌ یُخالِقُ بِهِ مَنْ صَحِبَهُ وَ حِلْمٌ یَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ مَحارِمِ اللّهِ [2].
یعنی كسی كه به قصد حج به خانه ی كعبه می آید، مورد عنایت حق واقع نمی شود مگر آنكه در او سه خصلت وجود داشته باشد: اخلاق مناسبی برای معاشرت با همسفران داشته باشد، دارای نیروی حلم و بردباری باشد كه بتواند جلو خشم خود را- كه خواه ناخواه موجبات آن در سفر پیش می آید- بگیرد، پارسایی داشته باشد كه جلو او را از گناهان بگیرد.
از اینجا می توان تكلیف حجاجی كه بی جهت با رفقا به نزاع برمی خیزند، زود از كوره در می روند، انواع گناهان از دروغ و غیبت و غیره مرتكب می شوند، فهمید و متأسفانه نقاط ضعف زیادی از این جهت در غالب حجاج محترم دیده می شود.

ممكن است بگویید استطاعت روحی و اخلاقی شرط قبول همه ی عبادات است، اختصاص به حج ندارد زیرا خداوند در قرآن می فرماید: اِنَّما یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ [3] یعنی همانا منحصراً خداوند عمل متقیان را می پذیرد؛ تا انسان دارای تقوا و پاكی نباشد، هیچ عملی از او قبول نمی شود.
عرض می كنم بلی چنین است. هر عملی آمادگی قبلی روحی می خواهد ولی با این تفاوت كه عمل حج گذشته از اینكه عبادت است و باید به قصد قربت بجا آورده شود و علی هذا احتیاج دارد به تقوای قلب، یك عمل اجتماعی است. هركسی باید دارای اخلاق اجتماعی مناسبی باشد تا بتواند این وظیفه ی الهی را درست انجام دهد و آن اثری كه منظور اسلام از این اجتماع بزرگ است پیدا شود. در حدیثی كه نقل كردیم، به سه خصلت اشاره شده بود و دوتای آنها مربوط است به شایستگی انسان از نظر اخلاق معاشرتی. برای اینكه انسان نماز درستی بخواند یا زكاتی را به قصد
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 55
قربت ادا كند، لزومی ندارد كه صلاحیت اجتماعی داشته باشد اما برای اینكه عمل عظیم حج را انجام دهد لازم است صلاحیت اجتماعی داشته باشد.
پس معلوم شد كه استطاعت اخلاقی و روحی و به عبارت دیگر صلاحیت اجتماعی نیز شرط است و این استطاعت از استطاعت مالی و بدنی و طریقی از نظر اسلام مهمتر است، زیرا این را شرط وجود قرار داده كه الزاماً باید آن را به وجود آورد و تحصیل كرد نه شرط وجوب.
تمرین:
1. اخلاق بر چند قسم است؟
2. چرا سفر، اخلاق و آداب خاصی دارد؟
3. پیغمبر اكرم درباره ی مكارم اخلاق چه فرموده است؟
4. آیا استطاعت روحی و اخلاقی برای حج لازم است یا خیر؟
5. فرق شرط وجوب و شرط وجود چیست؟
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 56

[1] . وسائل، ج 2 / ص 224.
[2] . من لا یحضره الفقیه، ج 2 / ص 179.
[3] . مائده / 27.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است