در
کتابخانه
بازدید : 601616تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
امشب در نظر دارم درباره روحانیت و انقلاب اسلامی ایران بحث كنم. این مسئله از دو جنبه قابل بحث است؛ یكی مربوط به گذشته و آن این كه روحانیت در این انقلاب چه سهمی داشته و چطور شده كه به قول بعضی از آقایان، روحانیت اینچنین انقلابی شد و انقلابی از كار درآمد، و دیگر درباره نقش روحانیت در آینده انقلاب اسلامی ایران.
بحث امشب بیشتر ناظر به قسمت دوم خواهد بود. درباره قسمت اول گروههای به اصطلاح چپ، چه آنهایی كه در اظهار عقاید خود صریح هستند و رك و بی پرده سخن می گویند و چه آنهایی كه یك پوشش اسلامی بر روی افكار خود كشیده اند، در نوشته ها و نشریه ها و جزوات خود می نوشتند كه امكان ندارد روحانیت انقلابی شود زیرا بر اساس اصول ماركسیسم- كه البته دسته دوم می گفتند بر اساس اصول قرآنی- انقلاب از ناحیه طبقه محروم و به دلیل محرومیت آنها علیه طبقه مرفه و حاكم انجام می گیرد. بر اساس همین بینش، آنها عقیده داشتند كه امكان ندارد از ناحیه گروههای وابسته به طبقه حاكم انقلاب صورت گیرد و از آنجا كه روحانیت در طول تاریخ وابسته به طبقه حاكم بوده است نمی تواند علیه همین طبقه انقلاب كند و اگر امروز می بینید كه روحانیت روحیه انقلابی به خود گرفته، این
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 262
صرفا دسیسه طبقه حاكم برای حفظ موجودیت خودش است. در واقع این طبقه ی حاكم است كه در گوش روحانیت خوانده است كه: چهره انقلابی به خود بگیر تا به موقع بتوانی انقلاب را ترمز كنی و به این ترتیب، هم خودت را حفظ كنی و هم ما را.

حتی در نشریه ای كه در اسفند 1356 از طرف یك گروه مخفی منتشر شده بود [1] خواندم كه به مردم هشدار داده بود گول اینها را (منظور روحانیت است) نخورید زیرا اینها با دستگاه شاه ساخته اند و می خواهند او را حفظ كنند!
سالی كه رزم آرا ترور شد بعضی ها كه همه چیز را و هر حركتی را با بدبینی نگاه می كردند و از سوی دیگر رزم آرا را كه در آن دوره قهرمان صحنه سیاست به حساب می آمد به دیده اعجاب می نگریستند، می گفتند هر نقشه ای هست سیاست رزم آرا است و حتی تیر خوردن او را هم می گفتند این هم نقشه خودش است! بعضی از روشنفكران ما هم در این نوع تعصب به خرج دادن ها دست كمی از آن بدبینی های دوره رزم آرا ندارند. اگر كسی نشریات این به اصطلاح روشنفكران را مطالعه كرده باشد متوجه می شود كه پیروزی انقلاب ایران به دست مذهبیها و روحانیون، اینها را به شدت بهت زده كرده است و از آنجا كه با معیارهای آنها چنین انقلابی امكان وقوع نداشت، در ابتدا بسیار تلاش كردند تا موضوع را به هر نحو شده توجیه و تأویل كنند و خلاصه این كه بگویند این هم كار خود رزم آرا است! ولی واقعیت به قدری قوی بود كه تمام گروه ها، حتی چپ ترین آنها، چاره ای ندیدند جز این كه بگویند رهبری روحانیت را می پذیریم. آنها پیش خود می اندیشند چرا ما كه دهها سال دم از انقلاب زدیم و حزب درست كردیم و تشكیلاتی و طرحهایی داشتیم نتوانستیم كاری از پیش ببریم، ولی این آخوندها با این امكانات كم آنچنان ریشه یك رژیم 2500 ساله را در ایران كندند كه برای سیاستمداران بزرگ دنیا هم غیر قابل پیش بینی بود. حتی در خود ایران هم جامعه شناسان ایرانی روحانیت را به عنوان دكوری در كنار سیاست و اقتصاد به حساب می آوردند و برای آن اهمیت چندانی قائل نبودند.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 263

[1] . [رجوع شود به ماهنامه توفان، ارگان حزب كمونیست كارگران و دهقانان ایران، شماره 15، دوره چهارم، تحت عنوان «نه خدا، نه شه، نه قهرمان» و به كلیه نشریات گروه «فرقان» در جریان انقلاب و بخصوص بهمن 1357. ]
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است