در
کتابخانه
بازدید : 588384تاریخ درج : 1391/03/21
Skip Navigation Links.
شناسه کتاب
Expand دیباجه دیباجه
Expand اهداف روحانیت در مبارزات*  اهداف روحانیت در مبارزات*
Expand مفهوم آزادی عقیده مفهوم آزادی عقیده
Expand تحلیل انقلاب ایران (1) تحلیل انقلاب ایران (1)
Expand تحلیل انقلاب ایران (2) تحلیل انقلاب ایران (2)
Collapse آینده انقلاب اسلامی ایران آینده انقلاب اسلامی ایران
Expand ماهیت انقلاب ایران ماهیت انقلاب ایران
Collapse ریشه های انقلاب اسلامی ریشه های انقلاب اسلامی
«اصلاح» و «انقلاب»
انقلاب روحی، مقدمه انقلاب اجتماعی
Expand اركان انقلاب روحی مردم ایران: اركان انقلاب روحی مردم ایران:
خودباختگی
حالت استسباع
ایمان و اعتماد به خود
خودباختگی ملی
دو نمونه
بزرگترین هدیه یك رهبر به ملت خود
دو دلیل بر رد «جمهوری دموكراتیك اسلامی»
كشف «منِ» اسلامی از راه آشنایی با تاریخ و ایدئولوژی اسلام
پنج قرن تمدن اسلامی
فلسفه های زندگی اسلامی، مترقی تر از مشابه غربی
نتیجه
Expand عدالت اجتماعی عدالت اجتماعی
Expand استقلال و آزادی استقلال و آزادی
Expand معنویت در انقلاب اسلامی معنویت در انقلاب اسلامی
Expand روحانیت و انقلاب اسلامی روحانیت و انقلاب اسلامی
Expand وظایف حوزه های علمیه وظایف حوزه های علمیه
Expand نقش زن در جمهوری اسلامی نقش زن در جمهوری اسلامی
نقش بانوان در تاریخ معاصر ایران
درباره ی جمهوری اسلامی
مصاحبه مطبوعاتی
جمهوری اسلامی- انتقادها
مصاحبه تلویزیونی (1)
مصاحبه تلویزیونی (2)
مصاحبه تلویزیونی (3)
Expand بخش ضمیمه: آزادی عقیده بخش ضمیمه: آزادی عقیده
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
دیشب بعد از سخنرانی، یكی از برادرها آمد با كمال صداقت از من سؤالی پرسید، گفت مخالفان سؤالی از ما می كنند كه اگر اسلام به عنوان یك ایدئولوژی قادر بود ملتی را نجات بدهد و سر پای خودش نگه دارد، تمدنی به وجود آورد، فرهنگی به وجود آورد، یك واحد اجتماعی به وجود آورد، چطور در طول این چهارده قرن یك نمونه هم نتوانست به وجود آورد؟ به آن برادر عرض كردم: به همان دلیل كه پنج قرن چنین تمدنی را به وجود آورد و من و تو از تاریخ خودمان بی خبریم. ما چقدر باید از تاریخ خودمان بی خبر باشیم! اسلام پنج قرن (پانصد سال) تمدنی را در سه مركز بزرگ (اندلس، مصر، و بغداد و ایران) به وجود آورد كه مجموع اینها را «تمدن اسلامی» می نامند. شما از قول جامعه شناسان غرب در نظر بگیرید. مثلا توین بی كه یك مورخ جامعه شناس در زمان خودمان بود و چهار پنج سال بیشتر نیست كه مرده است تمدنهای عالم را تقسیم بندی كرده است. سی و چند تمدن در دنیا تشخیص داده، بعد بعضی را كنار زده و بعضی را درجه ی اول در نظر گرفته تا به پنج تمدن رسیده است. باز برخی از آنها را كنار زده و به سه تمدن رسانده است. در میان آن سه تمدن بزرگ جهانی یكی را تمدن اسلامی می شناسد. دنیا تمدنی به نام تمدن اسلامی- نه تمدن عربی، نه تمدن ایرانی، نه تمدن هندی، نه تمدن تركی- می شناسد.
یكی از نیرنگهای غرب این بود كه در پوست ملل مسلمان رفت [و میان آنها در باب تمدن اسلامی تفرقه ایجاد كرد. ] چون نمی شد این تمدن گذشته را انكار كرد، در پوست عربها رفت و گفت تمدن عرب. حتی گوستاو لوبون وقتی كتاب می نویسد می گوید تمدن عرب. گو این كه مترجم فارسی اش گفته تمدن اسلام و عرب، ولی او می گوید تمدن عرب، برای این كه عرب بگوید این تمدن مال من بود. ولی وقتی كه به ایران می آمدند نقیض و ضد آن را به ایران تلقین می كردند كه این تمدنی كه در گذشته بوده تمدن ایرانی بوده، بوعلی سینا وابسته به تمدن ایرانی است و از بقایای
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 221
تمدن 2500 ساله ی پیش تر است! در جشن 2500 ساله [1] چقدر كوشش می كردند روی مسئله استمرار فرهنگی تكیه كنند كه ما در 2500 سال پیش یك فرهنگ را آغاز كردیم و آن فرهنگ با روح خاصی كه داشته است ادامه داشته تا به زمان ما رسیده است؛ بوعلی سینا، ابوریحان بیرونی، حافظ، مولوی و خواجه نصیرالدین طوسی زاده ی آن فرهنگ اند، همان روح است كه تا زمان ما استمرار پیدا كرده؛ در صورتی كه این یك دروغ محض است. تمدنی كه در دوره اسلام شروع شد با یك روح مخصوص شروع شد. این تمدن مثل هر تمدن دیگری از تمدنهای دیگر جهان استفاده كرد اما به صورت تغذیه نه به صورت التقاط، مثل هر جاندار جوانی كه پیدا می شود و از محیط خودش تغذیه می كند، ولی معنی تغذیه این است كه او را هضم می برد و به شكل خودش در می آورد و روح خودش را به او می دهد. اما كاری كردند كه ملت ما از تاریخ خودش بی خبر و به آن بی اعتقاد و بی اعتماد باشد.
جزوه ی كوچكی اخیرا نوشتم به نام كتابسوزی ایران و مصر. من در موضوع كتابسوزی ایران و مصر سالهاست كه مطالعه كرده ام. در سالهایی كه در حسینیه ی ارشاد سخنرانی می كردم در میان همه ی سخنرانی هایی كه چه من چه غیر من در حسینیه ی ارشاد كردیم هیچ وقت اتفاق نیفتاد كه ما اعلان به روزنامه ها بدهیم و روزنامه ها حاضر به چاپ كردن آن نشوند و با این كه سخنرانی بود جلو اعلان را بگیرند جز دو هفته ای كه من درباره ی كتابسوزی مصر و ایران می خواستم سخنرانی كنم و بگویم داستان كتابسوزی مصر و داستان كتابسوزی ایران مجعول است. دیدم نه اطلاعات چاپ كرده نه كیهان. هفته ی بعدش هم نه اطلاعات چاپ كرد نه كیهان.

رفتیم سراغشان، گفتند از بالا دستور دادند این اعلان را نباید چاپ كنید. در آن زمان من صلاح ندیدم مطالب كتابسوزی را در كتاب خدمات متقابل اسلام و ایران قرار دهم چون می دانستم اگر این مطالب باشد اجازه ی نشر نمی دهند. یادداشتهایش را كنار گذاشتم؛ یكی دو ماه پیش، هم در چاپ هشتم آن كتاب گنجاندم و هم به طور مستقل آن را چاپ كردم.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 222
سالهاست كه در میان ما تبلیغ می كنند، یك تبلیغ دروغ كه اسلام نه تنها تمدنی را پایه گذاری نكرد، تمدنهای گذشته را هم نابود كرد، تمدن مصر و تمدن ایران را از بین برد. اینها كارهای حساب شده است، می خواهند ملت مسلمان به تاریخ اسلامی خودش بدبین شود.
به آن دوست و برادر عزیز گفتم اگر اسلام در طول تاریخ و در بدو ظهور خود تا زمانی كه انحراف پیدا نشده بود- كه ریشه ی این انحراف مسیحیت است- تمدنی ایجاد نكرده بود حرف شما درست بود، ولی پنج قرن بر دنیا سیادت فرهنگی و علمی داشته ایم. تمدن امروز اروپا در كمال صراحت خودش را مدیون تمدن اسلامی می داند. خوب است كه كتابهای فارسی در همین زمینه چاپ شده. همان كتاب تمدن اسلام و عرب گوستاو لوبون را بخوانید كافی است. كتاب كارنامه ی اسلام اثر یكی از اساتید دانشگاه تهران را بخوانید، روی مدارك ثابت می كند كه تمدن امروز دنیا و تمدن اروپا تا چه حد مدیون تمدن اسلام است! ولی ما از تاریخ خودمان بی خبریم.

[1] . [جشن 2500 سال شاهنشاهی ایران كه در سال 1350 برای اسلام زدایی از ایران توسط رژیم پهلوی برگزار شد. ]
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است