در
کتابخانه
بازدید : 487379تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
تا اینجا مطالب، صددرصد درست و بسیار عمیق و دقیق است و شواهد قرآنی و حدیثی بسیاری، این مطالب را تأیید می كند كه اگر بخواهم آنها را برایتان ذكر كنم خیلی مفصل می شود. به طور اجمال عرض می كنم كه هیچ شكی در این مطلب نیست كه انسان، گذشته از آن خود ابتداییِ حیوانیِ خودمحوری كه فقط در فكر خودش است و از جنبه ی مثبت یا منفی در فكر دیگران نیست، كه این یك حالت عادی است، حالت آز و حرص دارد كه یك بیماری عجیب است و همچنین دچار بیماریهای مخفی و عقده های روحی و روانی می شود. اینها همه در جای خود درست است، حال نتیجه چیست؟ نتیجه این است كه نفس را، آنجا كه به صورت آز و حرص درمی آید و آنجا كه آن میلها به صورت سگهای خفته ای در درون انسان مخفی می شوند و آنجا كه نفس انسان حالت آن افعی را پیدا می كند، باید از بین برد و جهاد با نفس كرد؛ یعنی باید با نفس امّاره ی بالسوء، كه این تعبیر هم از قرآن است، این
مجموعه آثار شهید مطهری . ج23، ص: 234
نفسی كه به شدت فرمان به بدی می دهد، مبارزه كرد. آن حد اول كه می خواهد یك لقمه نان بخورد، فرمان به بدی نیست. آن غریزه، طبیعی است و خوب هم هست.

ولی وقتی به صورت آز و حرص و بخل و حسد و كینه و عقده و خشم و غضب و امثال اینها درمی آید، آن وقت است كه این نفسْ «امّاره ی بالسوء» می شود. قرآن هم می گوید با نفس امّاره ی بالسوء باید مبارزه كرد:

فَأَمّا مَنْ طَغی . `وَ آثَرَ اَلْحَیاةَ اَلدُّنْیا. `فَإِنَّ اَلْجَحِیمَ هِیَ اَلْمَأْوی . `وَ أَمّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی اَلنَّفْسَ عَنِ اَلْهَوی . `فَإِنَّ اَلْجَنَّةَ هِیَ اَلْمَأْوی . .

قرآن تصریح می كند كه باید جلو نفس را گرفت و باید آن را از اینكه دنبال هوای خودش برود نهی كرد. در جای دیگر می فرماید: أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اِتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ [1]آیا دیدی آن كسی را كه معبودش همان هوای نفسش است؟ در جای دیگر از زبان یوسف صدّیق نقل می كند: وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ اَلنَّفْسَ لَأَمّارَةٌ بِالسُّوءِ [2]من هرگز نفس خودم را تبرئه نمی كنم. ببینید یوسف چه می گوید. یوسفی كه از خودش مطمئن است، در عین حال می گوید: إِنَّ اَلنَّفْسَ لَأَمّارَةٌ بِالسُّوءِ. می خواهد بگوید دستگاه نفس انسان آنقدر پیچیده و پیچیده است كه گاهی ممكن است در آن لایه ی دهمش چیزی باشد كه انسان خودش نفهمد، و لهذا می گوید: من هرگز نفس خودم را تبرئه نمی كنم، و خصلت مؤمن این است كه هیچ گاه به نفس خود از نظر شرارت نكردن اعتماد نمی كند.

بنابراین، اسلام هم جهاد با نفس را تأیید می كند و اصلاً كلمه ی «جهاد نفس» از خود اسلام است. كلمه ی «جهاد با نفس» آنجا [مطرح شد] كه گروهی از صحابه از غزوه ای مراجعت كردند و به طور دسته جمعی خدمت حضرت رسیدند [3]. ببینید پیغمبر چقدر فرصت شناس است و می داند در كجا چه سخنی را بگوید. مردمی سرباز و غازی [4]از جنگ برگشته اند، پیغمبر می خواهد به آنها آفرین بگوید،
مجموعه آثار شهید مطهری . ج23، ص: 235
همین جا بزرگترین درس اخلاق را به آنها می دهد، می فرماید: مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهادَ الْاَصْغَرَ وَ بَقِیَ عَلَیْهِمُ الْجِهادُ الْاَكْبَرُ آفرین! آفرین بر مردمی كه از نبرد كوچك بازگشته اند و نبرد بزرگ بر آنها باقی مانده است. عرض كردند: یا رسولَ اللّه! وَ مَا الْجِهادُ الْاَكْبَرُ؟ نبرد بزرگ چیست؟ فرمود: جِهادُ النَّفْسِ [5]مجاهده ی با نفس امّاره از جهاد با انسان دیگر بزرگتر است. پس جهاد با نفس را هم اسلام گفته است. تا اینجا مطالب مكتب عرفان در این باره درست است.

ولی ما در این مكتب- كه اسمش را مكتب عرفان و تصوف می گذاریم- در مرحله ی جهاد با نفس و مبارزه با خودخواهی و خودپرستی و درهم كوبیدن «خود» ، گاهی به جایی می رسیم كه اسلام آن را تأیید نمی كند. البته می گویم «گاهی» ، نمی خواهم بگویم حتی اكابر هم این اشتباه را می كرده اند، ولی این اشتباه در كلمات اهل این مكتب زیاد است.

یكی از مراحل، ریاضتهای شاقّه است. به اینجا كه می رسد، اسلام در مقابل آن می ایستد، می گوید بدنت بر تو حق دارد. اصحابی از پیغمبر بودند كه می خواستند خودشان را در این ریاضتهای شاق وارد كنند. پیغمبر به شدت با آنها مبارزه كرد. در عین حال گاهی دیده می شود افرادی تن به ریاضتهای شاقه ای می دهند كه اسلام در آن حد، این ریاضتها را تأیید نمی كند. این یك [اشكال ] كه خیلی مهم نیست.

مجاهده ی با نفس دو گونه است. گاهی مجاهده ی با نفس به شكل ریاضت است؛ یعنی خیلی به تن سختی می دهند: غذا خیلی كم می خورند و خواب را خیلی تقلیل می دهند. بدن انسان هم حالتی دارد كه هرطور كه انسان آن را پرورش دهد قبول می كند. ممكن است كسی در اثر ممارست زیاد، كاری كند كه در شبانه روز واقعاً بتواند با چند مغز بادام بسر ببرد و همه ی خوابش در شبانه روز به یك ربع ساعت تقلیل پیدا كند؛ یعنی این تن را در حالت زجر قرار دهد كه این كار بیشتر در بین هندیها معمول است و در میان مسلمین كمتر یافت می شود، چون منطق اسلام اجازه نمی دهد كه این كار رایج شود.

ولی قسم دیگر جهاد با نفس مبارزه ی با تن نیست، مبارزه با خود نفس و با روان است، یعنی برخلاف میل نفس رفتار كردن است كه این هم تا حدی درست است.

مجموعه آثار شهید مطهری . ج23، ص: 236
ولی در همین جا گاهی چیزهایی می بینیم كه با منطق اسلام جور در نمی آید، یعنی انسان كامل اسلام این طور نیست. حال اینها را یك یك برای شما عرض می كنم
[1] جاثیه/23
[2] یوسف/53
[3] شاید هم پیغمبر اكرم به استقبالشان رفته بودند.
[4] [به معنای جنگجو]
[5] وسائل ، ج /11ص 122
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است