در
کتابخانه
بازدید : 204683تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
بعضی از مفسرین آمده اند مسئله ناسخ و منسوخ را در اینجا طرح كرده اند، یعنی گفته اند كه در بسیاری از آیات قرآن همان طور كه شما می گویید جنگیدن با كافران را مشروط كرده است ولی در بعضی از آیات دیگر آمده همه آن دستورات را یكجا نسخ كرده است. بنابراین در اینجا صحبت از ناسخ و منسوخ است. آیات اول برائت كه فرمان جهاد را به طور كلی می دهد و از مشركین تبرّی می جوید و یك مهلت برای مشركین مقرر می كند و می گوید بعد از آن مهلت دیگر اینها حق ندارند باقی بمانند، بكشید اینها را، در حصارشان قرار بدهید و در كمینشان بنشینید، این آیات كه سال نهم هجری هم آمده است، تمام دستورهای گذشته را یكجا نسخ كرده است.

آیا این حرف درستی است؟ .

این حرف حرف نادرستی است، به چه دلیل؟ به دو دلیل. یك دلیل این است كه ما در جایی می توانیم یك آیه ای را ناسخ آیه ای دیگر بدانیم كه درست بر ضد آن باشد. مثلاً اگر فرض كنید كه یك آیه بیاید بگوید كه اصلاً با مشركین نجنگید، آنگاه یك آیه دیگری بیاید اجازه بدهد كه بعد از این بجنگید، این معنایش این است كه آن دستوری كه ما قبلاً داده ایم آن دستور را لغو كردیم و یك دستور ثانوی به جای آن آوردیم. معنی ناسخ و منسوخ این است كه دستور اول لغو بشود و یك دستور ثانوی به جای آن بیاید. پس دستور دوم باید جوری باشد كه صد درصد بر ضد دستور اول باشد كه بشود این دومی را لغو آن تلقی كرد. اما اگر دومی و اولی مجموعشان با یكدیگر قابل جمع باشند یعنی یكی شان توضیح دهنده دیگری باشد اینجا كه ناسخ و منسوخ ندارد كه بگوییم یكی برای لغو دیگری آمده است.

آیات سوره برائت جوری نیست كه بگوییم لغو آیاتی است كه قبلاً آمده و جهاد را مشروط كرده است، چرا؟ چون همین سوره برائت هم وقتی كه ما تمام آن آیات را
مجموعه آثار شهید مطهری . ج20، ص: 255
با یكدیگر می خوانیم می بینیم كه در مجموع می گوید به این دلیل با این مشركان بجنگید كه اینها به هیچ اصل انسانی، به وفای به عهد- كه یك امر فطری و وجدانی است و حتی اگر یك قومی قانون هم نداشته باشند به حكم فطرتشان درك می كنند كه به پیمان باید وفادار بود- پایبند نیستند، اگر با آنها پیمان هم ببندید و فرصت ببینند نقض می كنند، اینها هر لحظه فرصت پیدا كنند كه شما را محو و نابود كنند محو و نابود می كنند. حالا اینجا عقل چه می گوید؟ آیا می گوید اگر شما درباره ی قومی قرائنی به دست آوردید كه اینها درصدد هستند كه در اولین فرصت شما را از بین ببرند صبر كن كه او اول تو را از بین ببرد بعد تو او را از بین ببر! اگر ما صبر كنیم او ما را از بین می برد. امروز هم در دنیا حمله ای را كه مبتنی بر قرائن قطعی می باشد كه حمله كننده تشخیص داشته باشد كه آن طرف تصمیم دارد حمله كند و این پیشدستی كند و به او حمله كند، همه می گویند جایز است، كار صحیحی كرده؛ نمی گویند درست است كه تو می دانستی و خبرهای قطعی به تو رسیده بود كه مثلاً در فلان روز دشمن حمله می كند ولی تو حق نداشتی امروز حمله كنی، تو باید صبر می كردی و دستها را روی همدیگر می گذاشتی تا حمله اش را بكند بعد تو حمله كنی! .

قرآن در همین آیات سوره برائت كه شدیدترین آیات قرآن در موضوع جهاد است می گوید:

كَیْفَ وَ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْكُمْ لا یَرْقُبُوا فِیكُمْ إِلاًّ وَ لا ذِمَّةً یُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبی قُلُوبُهُمْ [1].

می گوید اینها اگر فرصت پیدا كنند، به هیچ پیمانی و به هیچ تعهدی وفادار نیستند، هرچه كه می گویند به زبان می گویند و دلشان برخلاف است. بنابراین، این آیات چنان هم مطلق نیست كه شما گمان كردید. در واقع می گوید در این زمینه كه شما احساس خطر از ناحیه دشمن می كنید، دیگر در اینجا دست روی دست گذاشتن و تأخیر انداختنِ كار غلط است. بنابراین این آیات بر ضد آن آیات نیست تا ما این را ناسخ بدانیم. این یك مطلب و یك دلیل بر اینكه این آیات ناسخ نیست.


[1] توبه/8
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است