در
کتابخانه
بازدید : 382832تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
برخی حوادث در دنیا وقتی كه واقع می شود تنها جنبه ی انفجار دارد. مثل اینكه یك دُمَل در بدن شما پیدا می شود. این دمل باید برسد به حدی كه یك دفعه منفجر شود.

بنابراین هر كاری كه جلوی انفجار این دمل را بگیرد كار بدی است، اگر هم می خواهید دوا روی آن بگذارید باید یك دوایی بگذارید كه این دمل زودتر منفجر شود. بعضی از فلسفه ها هم كه برخی از سیستمهای اجتماعی و سیاسی را می پسندند طرفدار انقلاب به معنی انفجارند. به عقیده ی آنها هر چیزی كه جلوی انفجار را بگیرد بد است. و لهذا می بینید بعضی از روشها و سیستمهای اجتماعی به طور كلی با اصلاحات اجتماعی مخالفند، می گویند: این اصلاحات چیست كه شما می كنید؟ ! بگذارید اصلاح نباشد، بگذارید مفاسد زیاد شود، عقده ها و كینه ها زیاد شود، ناراحتی و ظلم بیشتر شود، كارها پریشانتر شود، پریشانی و پریشانی تا یك مرتبه از بُن زیر و رو شود و انقلاب صورت گیرد.

فقه ما در اینجا وضع روشنی دارد. آیا ما مسلمانان راجع به ظهور حضرت حجت باید اینجور فكر كنیم؟ باید بگوییم: بگذارید معصیت و گناه زیاد شود، بگذارید اوضاع پریشانتر گردد، پس امر به معروف و نهی از منكر نكنیم، بچه هایمان را تربیت نكنیم، بلكه خودمان هم برای اینكه در ظهور حضرت حجت سهیم باشیم العیاذ باللّه نماز نخوانیم، روزه نگیریم، هیچ وظیفه ای را انجام ندهیم، دیگران را هم تشویق كنیم كه نماز را رها كنید، روزه را رها كنید، زكات را رها كنید، حج را رها كنید، بگذارید همه ی اینها از بین برود تا مقدمات ظهور فراهم شود؟ خیر، این بدون شك بر خلاف یك اصل قطعی اسلامی است؛ یعنی به انتظار ظهور حضرت حجت، هیچ تكلیفی از ما ساقط نمی شود، نه تكلیف فردی و نه تكلیف اجتماعی. شما در شیعه- كه اساسا این اعتقاد از یك نظر اختصاص به دنیای تشیع دارد- تا چه رسد به اهل تسنن، یك عالِم پیدا نمی كنید كه بگوید انتظار ظهور حضرت حجت یك تكلیف كوچك را از ما ساقط می كند. هیچ تكلیفی را از ما ساقط نمی كند. این یك نوع [تفسیر از ظهور حضرت حجت ] است.

نوع دیگر این است كه صحبتِ رسیده شدن است نه صحبت انفجار؛ مثل یك میوه در صراط تكامل است. میوه موقعی دارد، چنانكه دُمَل هم موقعی دارد. ولی دمل یك موقعی دارد برای اینكه منفجر شود، و میوه یك موقعی دارد كه برسد، یعنی سیر
مجموعه آثار شهید مطهری . ج18، ص: 179
تكاملی خودش را طی كند و برسد به مرحله ای كه باید چیده شود. مسأله ی ظهور حضرت حجت بیش از آنكه شباهت داشته باشد به انفجار یك دمل، شباهت دارد به رسیدن یك میوه؛ یعنی اگر ایشان تاكنون ظهور نكرده اند، نه فقط به خاطر این است كه گناه كم شده است، بلكه همچنین هنوز دنیا به آن مرحله از قابلیت نرسیده است؛ و لهذا شما در روایات شیعه زیاد می بینید كه هر وقت آن اقلیت سیصد و سیزده نفر پیدا شد امام ظهور می كند. هنوز همان اقلیت سیصد و سیزده نفر- یا كمتر یا بیشتر- وجود ندارد، یعنی زمان باید آن قدر جلو برود كه از یك نظر هر اندازه فاسد شود، از نظر دیگر آنهایی كه می خواهند حكومت را تشكیل بدهند و به تبع و در زیر لوای ایشان زمامدار جهان شوند پدید آیند. هنوز چنین مردان لایقی در دنیا به وجود نیامده اند. بله «تا پریشان نشود كار به سامان نرسد» اما پریشانی تا پریشانی فرق می كند. همیشه در دنیا پریشانی پیدا می شود، پشت سر پریشانی سامان پیدا می شود، بعد این سامان تبدیل به پریشانی می شود اما پریشانیِ در یك سطح عالیتر، نه در سطح پایین. بعد آن پریشانی تبدیل به یك سامان می شود، باز در یك سطح عالیتر از سامان اول. بعد آن سامان تبدیل به یك پریشانی می شود، باز پریشانی در یك سطح عالیتر. یعنی این پریشانیِ بعد از آن سامان، حتی بر خود آن سامان برتری دارد. لهذا می گویند حركت اجتماع بشر حركت حلزونی است، یعنی حركت دَوری ارتفاعی است، در عین اینكه اجتماع بشر دور می زند، در یك سطح افقی دور نمی زند، رو به بالا دور می زند. بله، مرتب سامانها به پریشانیها می گراید اما پریشانی ای كه در عین اینكه پریشانی است در سطح بالاتر است.

بدون شك امروز دنیای ما یك دنیای پریشان و از هم گسیخته ای است، یك دنیایی است كه الآن اختیار از دست زمامداران بزرگ درجه ی اول آن هم بیرون است، اما این یك پریشانی است در سطح جهان، با پریشانیِ در دِه از زمین تا آسمان فرق می كند، با سامان یك ده هم از زمین تا آسمان فرق می كند، با سامان یك شهر هم از زمین تا آسمان فرق می كند.

بنابراین ما، هم رو به پریشانی می رویم و هم رو به سامان، در آنِ واحد. ما كه رو به ظهور حضرت حجت می رویم، در آنِ واحد هم رو به پریشانی می رویم، چون از سامان به پریشانی باید رفت، و هم رو به سامان می رویم، چون پریشانیِ در سطح بالاتر است. كی در صد سال پیش- تا چه رسد به پانصد سال پیش- این افكاری كه
مجموعه آثار شهید مطهری . ج18، ص: 180
امروز در میان افراد بشر پیدا شده، پیدا شده بود؟ ! امروز دیگر روشنفكران جهان می گویند: یگانه راه چاره ی بدبختیهای امروز بشر تشكیل یك حكومت واحد جهانی است. اصلا در گذشته چنین فكری به مخیله ی بشر نمی توانست خطور كند.

پس چون ما در عین اینكه رو به پریشانی می رویم رو به سامان هم می رویم، لهذا اسلام هرگز دستور نمی دهد [كه تكالیف را انجام ندهید. ] اگر غیر از این بود دستور می داد كه محرمات را ارتكاب كنید، واجبات را ترك كنید، امر به معروف و نهی از منكر نكنید، بچه هایتان را تربیت نكنید، بگذارید فساد بیشتر شود؛ شما كه می روید دنبال نماز خواندن، روزه گرفتن، امر به معروف، تألیف كتاب، سخنرانی، تبلیغ، و می خواهید سطح تبلیغات را بالا ببرید، شما كه می خواهید اصلاح كنید، ظهور حضرت حجت را تأخیر می اندازید. خیر، همین اصلاحات هم ظهور حضرت حجت را نزدیك می كند همان طور كه آن پریشانیها نیز ظهور حضرت حجت را نزدیك می كند. ابداً مسأله ی انتظار ظهور حضرت حجت نباید این خیال را در دماغ ما بیاورد كه ما كه منتظر ظهور هستیم پس فلان تكلیف- كوچك یا بزرگ- از ما ساقط است؛ هیچ تكلیفی از ما ساقط نمی شود.

مطالب دیگری هم هست كه دیگر وقت ما منقضی شد و باید تدریجاً به عرایض خودم خاتمه بدهم. مطلبی را برایتان عرض بكنم كه آخرین مطلب من است:
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است