در
کتابخانه
بازدید : 382835تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
بسم اللّه الرحمن الرحیم.

الحمد للّه ربّ العالمین، بارئ الخلائق اجمعین، و الصلاة و السلام علی عبد اللّه و رسوله و حبیبه و صفیّه و حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته سیدنا و نبینا و مولانا ابی القاسم محمّد صلی الله علیه و آله و سلم و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین، اعوذ باللّه من الشّیطان الرّجیم:

وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی اَلْأَرْضِ كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ اَلَّذِی اِرْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ اَلْفاسِقُونَ [1].

همه ی پیامبران الهی كه از طرف خدای متعال در میان بشر مبعوث شده اند، برای دو
مجموعه آثار شهید مطهری . ج18، ص: 152
هدف اساسی بوده است. یكی از این دو هدف، برقراری ارتباط صحیح میان بنده و خالق خودش، میان بنده و خداست، و به تعبیر دیگر منع بشر از پرستش هر موجودی غیر از خالق خودش، كه در كلمه ی طیّبه ی «لا إله إلا الله» خلاصه می شود. هدف دومی كه برای بعثت پیامبران عظام از طرف خداوند متعال هست، برقراری روابط حسنه و صالحه میان افراد بشر، بعضی با بعضی دیگر، بر اساس عدالت و صلح و صفا و تعاون و احسان و عاطفه و خدمت به یكدیگر است.

قرآن كریم این دو مطلب را به عنوان دو هدف برای انبیاء در كمال صراحت ذكر كرده است. راجع به هدف اول، درباره ی خاتم الانبیاء می فرماید: یا أَیُّهَا اَلنَّبِیُّ إِنّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً. `وَ داعِیاً إِلَی اَللّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِیراً [2]، و درباره ی هدف دوم می فرماید: لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ اَلْكِتابَ وَ اَلْمِیزانَ لِیَقُومَ اَلنّاسُ بِالْقِسْطِ [3]. ببینید قرآن با چه صراحتی عنایت انبیاء و بلكه مأموریت و رسالت انبیاء برای برقراری عدل در میان بشر را بیان می كند. در این آیه می فرماید ما فرستادگان خودمان را با دلایل روشن فرستادیم و همراه آنها كتاب و دستور و نوشته فرستادیم با میزان، یعنی قوانین و مقررات عادلانه، برای چه؟ «لِیَقُومَ اَلنّاسُ بِالْقِسْطِ» برای اینكه همه ی افراد بشر به عدالت رفتار كنند و اصل عدالت در میان افراد بشر برقرار گردد.

بنابراین مسأله ی برقراری عدالت، آن هم با مقیاس بشریت، هدف اصلی و عمومی همه ی انبیاء بوده است؛ یعنی انبیاء كه آمده اند، یك كار، یك وظیفه، یك مأموریت و یك رسالتی كه داشته اند، به نصّ قرآن مجید عدالت بوده است.

مطلب دیگری كه باید در اینجا عرض كنم این است: آیا مسأله ی عدالت، آن هم عدل كلی و عدل عمومی- نه عدل نسبی و فردی و شخصی- یعنی عدالت به معنی اینكه روزی در این جهان برای بشر پیش بیاید كه در آن روز اثری از این ظلمها و ستمها و تبعیضها و جنگها و نفرتها و كینه ها و خونریزیها و استثمارها و از لوازم اینها یعنی دروغها و نفاقها و نیرنگها، و بالاخره اثری از اینهمه مفاسدی كه در میان بشر وجود دارد نباشد، آیا چنین روزی برای بشریت خواهد بود؟ آیا بشریت در آینده ی خودش چنین دوره ای و چنین روزی و چنین قرنی را خواهد داشت؟ یا نه، این فقط یك خیال
مجموعه آثار شهید مطهری . ج18، ص: 153
و یك آرزوست، هیچ وقت عمل نخواهد شد، و یا حتی ممكن است یك كسی كه ذوق دینی و مذهبی داشته باشد- البته این مطلب در غیر شیعه صدق می كند- بگوید:

من منكر عدالت كلی نیستم، من طرفدار اینكه دنیا بر اساس ظلم باشد نیستم، ولی معتقدم این دنیای ما آن قدر پست و دنیّ است، آن قدر ظلمانی و تاریك است كه هیچ وقت در دنیا عدل كلی و عدالت واقعی و صلح و صفای واقعی و انسانیت واقعی و اینكه یك روزی واقعاً افراد بشر با یكدیگر انسانی زندگی كنند نخواهد بود، دنیادار ظلم و تاریكی است، همه ی ظلمها در آخرت جبران می شود، عدالت فقط مال آخرت است.

در میان غیر مسلمانان و ادیان دیگر چنین فكری وجود دارد. یكی از امتیازات اساسی معتقَدات اسلامی- و بالاخص در دید شیعه از اسلام- همین است كه: بدبین نباشید، دوره ی ظلم و ستم، دوره ی جنگ و دعوا، دوره ی اختلاف، دوره ی فساد اخلاق و دوره ی سیاهی و ظلمت یك دوره ی موقت است و عاقبت نورانیت و عدالت است. اگر هم [این تعلیم ] در ادیان دیگر هست، به این روشنی كه در مذهب شیعه وجود دارد قطعاً در هیچ جا وجود ندارد. این هم یك مطلب كه آینده ی بشریت در همین دنیا نیكی و رخت بربستن ظلم و آمدن عدالت است؛ و اگر انسان در درجه ی اول در قرآن كریم تأمل كند می بیند قرآن این مطلب را تأیید و تأكید می كند، نوید به آینده می دهد و آینده ی دنیا را روشن می بیند. آیات زیادی در این زمینه هست، از جمله همین آیه ای كه در ابتدای سخنم تلاوت كردم:

وَعَدَ اَللّهُ اَلَّذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی اَلْأَرْضِ كَمَا اِسْتَخْلَفَ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ اَلَّذِی اِرْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئاً. .

وعده می دهد به اهل ایمان و مردمی كه عملشان صالح و شایسته است كه عاقبت دنیا به دست اینهاست، آن كه در نهایت امر بر دنیا حكومت می كند دین الهی و معنویت و لا إله الا اللّه است، مادیگریها و ماده پرستی ها و خودخواهیها از بین خواهد رفت، عاقبتِ دنیا امنیت است(وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً) ، عاقبت دنیا توحید است به تمام مراتب خود.

بنابراین از قرآن مجید دو مطلب استفاده شد: یكی اینكه هدف اساسی انبیاء دو
مجموعه آثار شهید مطهری . ج18، ص: 154
چیز است: توحید و برقراری عدالت. اولی مربوط است به ارتباط انسان با خدا، و دومی مربوط است به ارتباط انسانها با یكدیگر. مطلب دوم اینكه مسأله ی عدالت، تنها یك آرزو و خیال نیست، یك واقعیتی است كه دنیا به سوی آن می رود، یعنی سنت الهی است و خدا عدالت را در نهایت امر بر دنیا حاكم خواهد كرد و بر این دنیا قرنها و قرنها- كه ما نمی دانیم چقدر است، شاید میلیونها سال، و شاید صدها میلیون سال- بشر حكومت خواهد كرد اما یك بشر بالغ، یك بشر انسان واقعی، یك بشرهایی كه در میان آنها از این تیرگیها و ظلمهایی كه امروز هست هرگز چیزی وجود ندارد.

بحث من درباره ی این مطلب است كه عدل كلی در دنیا برقرار می شود، بالخصوص راجع به یك جهت آن، و آن این است: اسلام كه مدعی است عدل كلی در دنیا برقرار می شود، بر چه اساسی مدعی است كه برقرار می شود؟ لهذا سه موضوع را باید تشریح كنم: یكی اینكه اولا عدالت چیست؟ دوم اینكه آیا در نهاد و فطرت بشر تمایل به عدالت وجود دارد یا اساسا در فطرت بشر میل به عدالت وجود ندارد، هر وقت عدالت به بشر داده شده است و داده بشود، به زور است، تحمیل است، بشر محال است به میل و رضای خودش زیر بار عدالت برود؟ و مسأله ی سوم این است: آیا عدالت عملی هست یا نیست، و اگر عملی بشود به چه وسیله عملی خواهد شد؟
[1] . نور/55.
[2] . احزاب/45 و 46.
[3] . حدید/25.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است