در
کتابخانه
بازدید : 387642تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
ولی بالاخره اسرار آن طور كه باید مخفی بماند مخفی نمی ماند. از نظر ما كه شیعه هستیم اسرار این قضیه تا حدود زیادی روشن است. در اخبار و روایات ما- یعنی در نقلهای تاریخی كه از طریق علمای شیعه رسیده است نه روایاتی كه بگوییم از ائمه نقل شده است- مثل آنچه كه شیخ مفید در كتاب ارشاد نقل كرده و آنچه- از او بیشتر- شیخ صدوق در كتاب عیون اخبار الرضا نقل كرده است، مخصوصاً در عیون اخبار الرضا نكات بسیار زیادی از مسأله ی ولایتعهد حضرت رضا هست، و من قبل از این كه به این تاریخهای شیعی استناد كرده باشم، در درجه ی اول كتابی از مدارك اهل تسنن را مدرك قرار می دهم و آن، كتاب مقاتل الطالبیّین أبو الفرج اصفهانی است.

أبو الفرج اصفهانی از اكابر مورخین دوره ی اسلام است. او اصلاً اموی و از نسل بنی امیه است، و این از مسلّمات می باشد. در عصر آل بویه می زیسته است و چون ساكن اصفهان بوده به نام «أبو الفرج اصفهانی» معروف شده است. این مرد، شیعه نیست كه بگوییم كتابش را روی احساسات شیعی نوشته است، مسلّم سنّی است؛ و دیگر اینكه یك آدم خیلی باتقوایی هم نبوده كه بگوییم روی جنبه های تقوایی خودش مثلاً تحت تأثیر [حقیقت ماجرا] قرار گرفته است. او صاحب كتاب الاغانی است. «اغانی» جمع «اُغنیه» است و اُغنیه یعنی آوازها. تاریخچه ی موسیقی را در دنیای اسلام- و به تناسب تاریخچه ی موسیقی، تاریخچه های خیلی زیاد دیگری را- در این كتاب كه ظاهراً هجده جلد بزرگ است بیان كرده است. می گویند صاحب بن عُبّاد- كه معاصر اوست- هرجا می خواست برود، یك یا چند بار كتاب با خودش می برد، وقتی كتاب
مجموعه آثار شهید مطهری . ج18، ص: 117
أبو الفرج به دستش رسید گفت: «من دیگر از كتابخانه بی نیازم» . این كتاب آن قدر جامع و پرمطلب است كه با اینكه نویسنده اش أبو الفرج و موضوعش تاریخچه ی موسیقی و موسیقیدانهاست افرادی از محدثین شیعه از قبیل مرحوم مجلسی و مرحوم حاج شیخ عباس قمّی مرتب از كتاب اغانی أبو الفرج نقل می كنند.

گفتیم أبو الفرج كتابی دارد كه از كتب معتبره ی تاریخ اسلام شمرده شده به نام «مقاتل الطالبیّین» تاریخ كشته شدن های بنی ابی طالب (اولاد ابی طالب) . او در این كتاب، تاریخچه ی قیامهای علویین و شهادتها و كشته شدن های اولاد ابی طالب اعم از علویین و غیر علویین را- كه البته بیشترشان علویین هستند- جمع آوری كرده است كه این كتاب اكنون در دست است. در این كتاب حدود ده صفحه را اختصاص داده به حضرت رضا، و جریان ولایتعهد حضرت رضا را نقل كرده، كه وقتی ما این كتاب را مطالعه می كنیم می بینیم با تاریخچه هایی كه علمای شیعه به عنوان «تاریخچه» نقل كرده اند خیلی وفق می دهد؛ مخصوصاً آنچه كه در مقاتل الطالبیّین آمده با آنچه كه در ارشاد مفید آمده - این دو را با هم تطبیق كردم- خیلی به هم نزدیك است، مثل این است كه یك كتاب باشند، چون گویا سندهای تاریخی هر دو به منابع واحدی می رسیده است. بنابراین مدرك ما در این مسأله تنها سخن علمای شیعه نیست.

حال برویم سراغ انگیزه های مأمون، ببینیم مأمون را چه چیز وادار كرد كه این موضوع [را مطرح كند؟ ] آیا مأمون واقعاً به این فكر افتاده بود كه كار را به حضرت رضا واگذار كند كه اگر خودش مرد یا كشته شد خلافت به خاندان علوی و به حضرت رضا منتقل شود؟ اگر چنین اعتقادی داشت آیا این اعتقادش تا نهایت امر باقی ماند؟ در این صورت باید قبول نكنیم كه مأمون حضرت رضا را مسموم كرده، باید حرف كسانی را قبول كنیم كه می گویند حضرت رضا به اجل طبیعی از دنیا رفتند. از نظر علمای شیعه این فكر كه مأمون از اول حسن نیت داشت و تا آخر هم بر حسن نیت خود باقی بود مورد قبول نیست. بسیاری از فرنگیها چنین اعتقادی دارند، معتقدند كه مأمون واقعاً شیعه بود، واقعاً معتقد و علاقه مند به آل علی بود.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است