در
کتابخانه
بازدید : 1664486تاریخ درج : 1391/03/21
Skip Navigation Links.
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
پس در تاریخ علمی هم ما به تاریخ نقلی احتیاج داریم، ابزار كار ماست. اینجا آن مسئله ی معروف- كه در گذشته گفته ایم- مطرح شده كه اصلاً تاریخ نقلی اعتبار ندارد. وقتی كه تاریخ نقلی اعتبار ندارد، تاریخ علمی هم اعتبار ندارد، چون تاریخ علمی مطالعه ی روی تاریخ نقلی برای كشف قواعد و ضوابط است. چرا تاریخ نقلی اعتبار ندارد؟ می گویند به دو دلیل: یكی اینكه مورخین و ناقلان
مجموعه آثار شهید مطهری . ج15، ص: 847
چون بشرند نمی توانستند خودشان را از اغراضی كه دارند، اغراض شخصی، و از تعصباتی كه خواه ناخواه داشته اند، تعصبات ملی، مذهبی، قبیله ای و. . . ، و از وابستگیهایی كه داشته اند [دور بدارند. ] اغلبِ كتابهای تاریخ را افرادی نوشته اند كه جزء حواشیِ سلاطین و وابسته به آنها بوده اند. وقتی كه وابسته بوده و از اینجا حقوق می گرفته قهراً حوادثی را هم كه خودش شاهد و ناظر بوده نمی توانسته كه عین قضایا را آنچنان كه هست نقل كند، باید قضایا را طوری نقل كند كه مطابق میل این كسی باشد كه این به او وابسته است، حتی شكستهای آنها را مجبور بوده به یك صورت فتح آمیزی جلوه دهد. مثلاً درناسخ التواریخانسان می بیند كه بی اعتبارترین جلدناسخ التواریخ آن جلد مربوط به قاجارش است كه نویسنده معاصر بوده و خودش حاضر و شاهد بوده؛ از همه بی اعتبارتر است، چرا؟ چون مربوط به زمان خودش است. مثلاً در همان جا كه حوادث دوره ی فتحعلی شاه و دوره ی محمدشاه و همان دوره هایی را كه مرتب ایران شكست می خورد و قسمتهایی از ایران جدا می شد نقل می كند، تیترش را انسان نگاه می كند، می گوید: «در كشورگشایی و جهان گیری خاقان فتحعلی شاه» . ولی وقتی انسان می خواند، در آخرش می فهمد این كشورگیری یك كشور دادن است.
و یا درناسخ التواریخمی نویسد كه امیركبیر- كه نویسنده معاصر امیركبیر است- در كاشان مریض شد و بعد بدنش آماس كرد و بعد مرد. نمی گوید او را كشتند؛ در صورتی كه امروز از مسلّمات است و كسی شك ندارد كه امیركبیر را در حمام كاشان كشتند. البته نویسنده ی این كتاب با اینكه آدم درستی بوده ولی تحت تأثیر جریانهای زمان خودش بوده؛ گفته اند و او هم نوشته است.
قضیه ی نادر خیلی معروف است كه در یكی از جنگهایش با عثمانیها تركها عجیب مقاومت كردند و یك شكست عظیمی به نادر دادند و نادر به میرزا مهدی خان، ادیب معروف و وزیرش گفت زود به فلان جا بنویس كه كمك بفرستند. او برداشت نامه ای نوشت، بعد نامه را برای نادر قرائت كرد، گفت: «از آنجا كه چشم حسود فلك نمی توانست این لشكر ظفر انتظام ما را ببیند، از آنجا كه چنین بود و چنین بود، یك چشم زخمی به لشكر همایون ظفر ما وارد شد، كمك بفرستید. » دو صفحه القاب آورد. نادر هم كه آدم لُری بود، گفت: پدرسوخته! بنویس فلانِ نادر را پاره كردند، كمك بفرست. (خنده ی استاد و حضار) .
می گویند مورخ در زمان خودش وابستگی دارد، پس حرفش اعتبار ندارد؛ علاوه بر اینكه مورخین انتخاب می كرده اند و این بیماری بدی بوده است كه در همه ی قضایا شروع می كردند به انتخاب كردن، یعنی دروغ هم نمی خواست بگوید، ولی در راستها انتخاب می كرد، آن كه مطابق میلش بود نقل می كرد، آن كه مخالف میلش بود نقل نمی كرد. اگر تاریخ نقلی بی اعتبار باشد تاریخ علمی هم به طریق اولی بی اعتبار است.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج15، ص: 848
البته به این [ایراد] جواب داده اند؛ گفته اند: راست است؛ هر تاریخی كه صرفاً نقل شده اعتبار ندارد اما چنین هم نیست كه برای محقق راه تحقیق بسته باشد. برای محقق در حوادث نقلی هم راه تحقیق باز است لااقل در موردی كه افرادی احساسهای متضاد دارند. افرادی كه احساسهای متضاد دارند نیز یك قضیه را می نویسند. وقتی كه اینها با اینكه احساسات متضاد دارند هردو یك چیز را نوشتند، این نشان می دهد كه این حادثه عین واقعیت است.
فرض كنید قضیه ای راجع به امامت امیرالمؤمنین پیش آمده. شیعه ها نوشته اند؛ انسان می گوید چون شیعه بوده اند نوشته اند. ولی وقتی كه می بیند آن كسی كه سنی است و احساسات مخالف داشته او هم نوشته، حالا اگر همه ی آن را ننوشته یك قسمت زیادش را نوشته، [درمی یابد كه این قضیه راست است. ] یا یك سلسله قرائن دیگر.
و بعلاوه این خودش یك حسابی است كه حقیقت را برای همیشه از همگان نمی شود پنهان كرد. درست است كه در یك زمان چهره ی حقیقت را مخفی می كنند، ولی كمی كه زمان می گذرد می بینید خود حقیقت چهره ی خودش را نشان می دهد، كه از این قضایا زیاد داریم. و به هرحال تاریخ هم برای خودش یك سلسله بدیهیات و مسلّمات دارد و یك سلسله مشكوكات. بله، اگر ما بخواهیم یك كتاب تاریخ را باز كنیم هرچه كه در آن كتاب هست همه را بگوییم كه درست است، این حرف غلطی است. اما از مجموع نقلهای تاریخی، ما به یك سلسله وقایع می رسیم كه اینها [مسلّماً حقیقت دارند. ] چنانكه در علوم به یك سلسله بدیهیات می رسیم، در تاریخ هم به یك سلسله مسلّمات می رسیم. همان مسلّمات تاریخی لااقل در بسیاری از موارد كافی است برای اینكه محقق بتواند اظهارنظر كند.
مثلاً آیا ما الآن می توانیم شك كنیم كه در دو هزار و پانصدسال پیش تمدن بزرگی به نام تمدن یونان وجود داشته؟ هیچ نمی شود شك كرد. تمدنی به نام تمدن رم وجود داشته؟ هیچ نمی شود شك كرد. حتی در بسیاری خصوصیاتِ این تمدنها هیچ نمی شود شك كرد. بله، در برخی امور می شود شك كرد، مثلاً ریشه ی تمدن یونان چه بوده؟ آیا همه ی این تمدن از نبوغ خود مردم آن سرزمین سرچشمه گرفته یا اینكه اینها یك سلسله استفاده هایی از جاهای دیگر كرده اند كه تاریخ آنها در دست نیست؟ مثلاً این تمدن از مشرق زمین چه موادی استفاده كرده است؟ اینها گاهی مردد و مشكوك باقی می ماند. گاهی اصل اینكه تمدن یونان از مشرق زمین استفاده كرده مسلّم است ولی چقدر استفاده كرده مشكوك می ماند.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است