در
کتابخانه
بازدید : 1318091تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
مسئله ی واقعیات تاریخی، در گذشته هم بحث شد. تكرارش عیب ندارد. گفتیم واقعیات تاریخی یعنی واقعیاتی كه در وقایع آینده تأثیر دارد. این به كوچكی و بزرگی واقعه هم مربوط نیست كه حجمش بزرگ باشد یا كوچك. ممكن است مثلاً در یك شهر یكدفعه یك بلوا بشود، ده هزار نفر هم كشته شوند اما یك كار بی اساس باشد: دوتا بچه با همدیگر دعوا كرده اند، بعد مادرهایشان با هم دعوا كرده اند، بعد بچه های دیگر ریخته اند به همدیگر، بعد همسایه ها و فامیل و كم كم یك جنگ مقلوبه شده، ده هزارنفر هم كشته شده اند. این از یك حادثه ی كوچك شروع شده، بعد هم منشأ هیچ حادثه ی بزرگی در عالم نمی شود، یعنی جریانی را عوض نمی كند. ولی گاهی یك واقعه در وقایع آینده تأثیر دارد، خودش فی حد ذاته امر كوچكی است اما منشأ وقایع بزرگی در تاریخ می شود.
این است كه همه ی وقایع را كه در زندگی بشر رخ می دهد نمی توان «وقایع تاریخی» دانست.

وقایع تاریخی یعنی وقایع مؤثر در سلسله ی وقایع دیگر تاریخ. گفتیم مثلاً اینكه فلان خانواده امشب برای شام خودشان نان و پنیر و سبزی را انتخاب كرده باشند یا فلان آش را، عدس پلو انتخاب كرده باشند یا ماش پلو، این هم خودش یك واقعه ای است اما یك واقعه ی تاریخی نیست كه در وقایع دیگر مؤثر باشد. ولی برخی وقایع دیگر (مثل همان وقایعی كه خودشان به بینی كلئوپاترا مثال می زنند و ما به فتق آقای بروجردی مثال زدیم) مسئله ی كوچكی است اما مسئله ی كوچكی است كه در وقایعی بزرگ مؤثر واقع می شود. پیرمردی كه هیچ قصد ندارد كه از بروجرد حركت كند و به
مجموعه آثار شهید مطهری . ج15، ص: 123
قم بیاید ناگهان یك پایش را كمی بلندتر حركت می دهد، فتقش پاره می شود، می آید تهران، بعد می رود قم و بعد یك مرجعیت بزرگ تأسیس می شود و خود این مرجعیت بزرگ منشأ وقایعی می شود كه در اوضاع ایران اثر داشته است. حال، آقای بروجردیِ قبل از آمدن به قم یك شخصیت تاریخی در ایران نبود، ملاّیی بود از ملاّهای شهرستانها، ولی بعد كه به قم آمد و به صورت یك مرجع درآمد یك شخصیت تاریخی شد. اصل حادثه، حادثه ی كوچكی بود ولی منشأ آفرینش حوادث بسیار بزرگ شد.
این است كه مورخ باید واقعیات تاریخی را برگزیند. یك مورخ می آید [وقایعی را كه تأثیری در وقایع آینده نداشته می نویسد] مثل تاریخ نویسی ناصرالدین شاه: امروز كجا رفتیم، ملیجك كمی تب كرده بود، طبیب آوردیم، نبض ملیجك را دید. . .
می بینید اغلب در این سفرنامه ی ناصرالدین شاه همان شرح حال ملیجك است. اینها چه اثری دارد؟ ! مورخ باید كوشش كند وقایعی را برگزیند كه در حلقات بعدی و در اوضاع مؤثر بوده است و الاّ وقایع دیگر مانند اینكه ما نشستیم با انیس الدوله چنین گفتیم، چنین خوردیم و چنین خندیدیم، اینها تاریخ نیست؛ البته گذشته ای هست ولی حلقه ی تاریخی نیست.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است