ورود به عنوان میهمان جستجو | عناوین فعال | ورود | ثبت نام

انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » زن در اسلام و ادیان دیگر » زن و مساله تعدد شوهر
زن و مساله تعدد شوهر
sedmomen
#1 ارسال شده : 1388 دی پنجشنبه, 24 13:29:26(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/09/02(UTC)
ارسالها: 565
امتیازات: 1,640
Woman
مکان: ایران

تشکرها: 1 بار
47 تشکر دریافتی در 33 ارسال
فلسفه تعدد زوجات چیست؟ آیا این مسئله باعث بروز اختلافات بین زنان نمی شود؟ چرا زن نمی تواند چند شوهر داشته باشد؟
مـن ز خــــــود هــیچ ندارم که بدان فــــخـــــر کنم.***هر چه دارم همه از آل محمد (صلی الله علیه و آله) دارم.
azadi
#2 ارسال شده : 1388 دی جمعه, 25 07:51:17(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/08/24(UTC)
ارسالها: 500
امتیازات: 866

تشکرها: 4 بار
12 تشکر دریافتی در 9 ارسال
شكى نيست كه جواز چند همسرى با رعايت شرايط آن، يكى از ضروريات فقه اسلام است و شيعه و سنى بر آن اتفاق نظر دارند. اين امر، پيش از اسلام به طور نامحدود در ميان قبايل مختلف، امر عادى بوده و جتى برخى از بت پرستان به هنگام مسلمان شدن، بيش از ده زن و يا كمتر داشته اند. اسلام در مواجه با آن، به هيچ وجه راه مخالفت و منع را پيش نگرفت، بلكه در صدد اصلاح و تعديل آن برآمد. چه اينكه الزاماتى طبيعى و تكوينى در متن خلقت موجود است كه تشريع و قانون نمى‏تواند صد در صد آنها را به ميل خود تغيير دهد. خداوند متعال مى فرمايد: «وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِى الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى أَلَّا تَعُولُوا»(1) «و اگر مى‏ترسيد كه [به هنگام ازدواج با دختران يتيم‏] عدالت را رعايت نكنيد [از ازدواج با آنان چشم پوشى كنيد و] با زنان پاك [ديگر] ازدواج كنيد دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى‏ترسيد عدالت را [در باره همسران متعدد] رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد و يا از زنانى كه مالك آنهاييد، استفاده كنيد. اين كار از ظلم و ستم بهتر جلوگيرى مى‏كند».
بنابراين اسلام نه تعدد را آغاز نمود و نه واجب كرد و نه مستحسن شمرد ولى آن را با شرايط خاصى، مباح ساخت. اين امر حكمت ها و عللى دارد كه با توجه به متون دينى و سيره معصومان‏عليهم السلام و منطق عقل، مى‏توان به مهم‏ترين آن‏ها اشاره نمود:
1. فزونى تعداد زنان آماده ازدواج بر مردان
2. طولانى تر بودن عمر زندگى جنسى مردان در مقايسه با زنان
3. طولانى‏تر بودن عمر توليد نسل در مردان در مقايسه با زنان
4. تمايل شديد مردان به چند همسرى در شرايطى مانند عقيم بودن زن اول، علاقه شديد به داشتن فرزند و تمايلات شديد جنسى
5. سرپرستى و در پناه قرار دادن زنان بيوه و تأمين نيازهاى عاطفى و جنسى زنان.
بايد دانست كه گسترده چند همسرى در مورد مردان هيچ گونه مشكل اجتماعى و حقوقى ايجاد نمى كند، در حالى كه اين امر درباره زنان مشكلات فراوانى را به وجود مى آورد. مهم ترين آنان مسأله مجهول بودن نسب فرزند است كه معلوم نيست مربوط به كدام يك از همسران مى باشد.(2) ترديد نيست كه چنين فرزندى مورد حمايت هيچ يك از مردان قرار نخواهد گرفت و توسل به وسايل پيشگيرى از انعقاد نطفه به وسيله قرص و مانند آن هيچ‏گاه اطمينان بخش نيست و نمى تواند دليل قاطعى بر نياوردن فرزند بوده باشد.(3)
پى‏نوشت‏
(1) نساء (4)، آيه 3.
(2) ل الشرايع، ج 2، ص 504.
(3) ر. ك: تفسير نمونه، ج 1، ص 291 تفسير الميزان، ج 4، ص 195 پرسش ها و پاسخ‏ها دفتر هفتم، ص 334 و سيد على، كمالى، قرآن و مقام زن، ص 246.

yuzarsif
#3 ارسال شده : 1388 بهمن شنبه, 03 20:48:10(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/10/23(UTC)
ارسالها: 260
امتیازات: 72

تشکرها: 0 بار
6 تشکر دریافتی در 6 ارسال
sedmomen نوشته است:
فلسفه تعدد زوجات چیست؟ آیا این مسئله باعث بروز اختلافات بین زنان نمی شود؟ چرا زن نمی تواند چند شوهر داشته باشد؟

اسلام تعدد زوجات را بدون قيد و شرط و نامحدود قبول ندارد. با بررسى وضع محيطهاى مختلف قبل از اسلام به اين نتيجه مى‏رسيم که تعدد زوجات به طور نامحدود، امر عادى بوده و قبل از اسلام جريان داشته؛ تعدد زوجات از ابتکارات اسلام نيست، بلکه دين آن را در چارچوب ضرورت‏هاى زندگى انسان محدود ساخته و براى آن قيد و شرايط سنگين قرار داده است.
قوانين اسلام براساس نيازهاى واقعى بشراست، نه احساسات، وقتى مصلحت تمام جامعه درنظر گرفته شود و احساسات را به کنار بگذاريم، فلسفه تعدد زوجات روشن مى‏شود. هيچ کس نمى‏تواند انکار کند که مردان در حوادث گوناگون زندگى، بيش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگ‏ها و حوادث ديگر، قربانيان اصلى را آن‏ها تشکيل مى‏دهند.
نيز نمى‏توان انکار کرد که بقاى غريزه جنسى مردان از زنان طولانى‏تر است، زيرا زنان در سن معينى، آمادگى جنسى خود را از دست مى‏دهند، در حالى که در مردان چنين نيست.
هم چنين زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتى از دوران حاملگى، عملاً ممنوعيت آميزش دارند، در حالى که در مردان اين ممنوعيت وجود ندارد.
از همه گذشته زنانى هستند که به علل گوناگونى همسران خود را از دست مى‏دهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آن‏ها بايد براى هميشه بدون همسر باقى بمانند.
با درنظر گرفتن اين واقعيت‏ها در اين گونه موارد (که تعادل ميان مرد و زن به هم مى‏خورد) ناچاريم يکى از سه راه ذيل را انتخاب کنيم.
أ) مردان تنها به يک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان بيوه تا پايان عمر بدون همسر باقى بمانند و تمام نيازهاى فطرى و خواسته‏هاى درونى و احساسى خود را سرکوب کنند.
ب) مردان فقط داراى يک همسر قانونى باشند، ولى روابط آزاد و نامشروع جنسى را با زنانى که بى شوهر مانده‏اند، به شکل معشوقه برقرار سازند.
ج) کسانى که قدرت دارند بيش از يک همسر را اداره کنندو از نظر جسمى و مالى و اخلاقى مشکلى براى آن‏ها ايجاد نمى‏شود، نيز قدرت بر اجراى کامل عدالت ميان همسران و فرزندان دارند، به آن‏ها اجازه داده شود که بيش از يک همسر انتخاب کنند.
حال اگر بخواهيم راه اول را انتخاب کنيم، بايد گذشته از مشکلات اجتماعى که به وجود مى‏آيد، با فطرت و غرائز و نيازهاى روحى و جسمى بشر به مبارزه برخيزيم. هم چنين عواطف و احساسات اين گونه زنان را ناديده بگيريم اما اين مبارزه‏اى است که پيروزى در آن نيست. به فرض که اين طرح عملى بشود، جنبه‏هاى غير انسانى آن بر هيچ کس پوشيده نيست.
تعدد همسر را در موارد ضرورت نبايد تنها از دريچه چشم همسر اول مورد بررسى قرار داد، بلکه از دريچه چشم همسر دوم و مصالح و مقتضيات اجتماعى بايد مورد مطالعه قرار داد. آن‏ها که مشکلات همسر اول را در صورت تعدد زوجات عنوان مى‏کنند، کسانى هستند که يک مسئله سه زاويه‏اى را تنها از يک زاويه نگاه مى‏کنند، زيرا تعدد همسر هم از زاويه ديد مرد و هم از زاويه ديدهمسر اول، نيز از زاويه ديد همسر دوم بايد مطالعه شود، آن گاه با توجه به مصلحت مجموع در اين باره قضاوت کنيم.
اگر راه دوم را انتخاب کنيم، بايد فحشا را به رسميت بشناسيم. تازه زنانى که به عنوان معشوقه مورد بهره بردارى جنسى قرار مى‏گيرند، نه تأمين دارند و نه آينده‏اى. چنان که شخصيت آن‏ها پايمال شده است. اين‏ها امورى نيست که انسان آگاه آن را تجويز کند.
بنابراين تنها راه سوم مى‏ماند که هم به خواسته‏هاى فطرى و نيازهاى غريزى زنان پاسخ مثبت داد و هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانى زندگى اين دسته از زنان برکنار ماند و جامعه را از گرداب گناه بيرون برد.
در پايان چند نکته را ذکر مى‏کنيم:
1 - جواز تعدد زوجات با اين که در بعضى موارد يک ضرورت اجتماعى است و از احکام مسلم اسلام محسوب مى‏شود، اما شرايط آن با گذشته تفاوت بسيار کرده است، زيرا زندگى درگذشته، يک شکل ساده داشت و رعايت عدالت بين زنان آسان بود و از عهده غالب افراد برمى‏آمد، ولى در زمان ما بايد کسانى که مى‏خواهند از اين قانون استفاده کنند، مراقب عدالت همه جانبه باشند. اگر قدرت بر اين کار دارند، چنين اقدامى بنمايند. اساساً اقدام به اين کار از روى هوى و هوس نبايد باشد.
2 - تمايل پاره‏اى از مردان را به تعدد همسر نمى‏توان انکار کرد. اين تمايل اگر جنبه هوس داشته باشد، مورد تأييد نيست، اما گاه عقيم بودن زن و علاقه شديد مرد به داشتن فرزند، اين تمايل را منطقى مى‏کند، يا گاهى بر اثر تمايلات شديد جنسى و عدم توانايى همسر اول براى برآوردن خواسته عزيزى، مرد خود را ناچار به ازدواج دوم مى‏بيند. حتى اگر از طريق مشروع انجام نشود، از طريق نامشروع اقدام مى‏کند. در اين گونه موارد نمى‏توان منطقى بودن خواسته مرد را انکار کرد.(1)
گاهي مسئله تعدد زوج در يک خانه موجب کينه و دشمني مي شود اما اين اشکال برافراد وارد است که دشمني مي ورزند، نه بر اسلام و تعاليمش، زيرا دين قانون تعدد زوجات را به طور وجوبي وضع نکرده است. در واقع تعدد زوجات در اسلام يک قاعده نيست، بلکه يک استثنا است و تنها حکم به جواز داده شده، نه الزام؛ يعنى براى برخى که مشکلاتى پيش آمده و مجبور به ازدواج مجدد هستند، اجازه داده شده است، چنان که براى آن شرطى گذاشته شده و آن اطمينان مرد به اين است که مى‏تواند ميان زنان به عدالت عمل کند، اما اگر مردانى باشند که بدون توجه به اين شرط و بدون توجه به سعادت خود و خانواده و فرزندان، در پى ازدواج مجدد باشند ازدواج دوم روا نيست، مثلاً هدفشان شهوت باشد و زن در نظرشان مفهومى جز موجودى که براى لذت و شهوت آفريده شده نباشد. اسلام با اين افراد کارى ندارد و ازدواج بيش از يک زن را به آن‏ها اجازه نمى‏دهد.(2)



اما سؤال از اين که چرا اسلام اين حق را نسبت به زنان قائل نشده و چرا اسلام چند شوهري را اجازه نداده ، زيرا در اين نوع زناشويي رابطه پدر با فرزند عملاٌ نا مشخص است، هم چنان که در کمونيسم (اشتراک) جنسي رابطه پدر با فرزندان نامشخص است.
همان طور که کمونيسم نتوانست براي خود جا باز کند، چند شوهري نيز نتوانست مورد پذيرش باشد، زيرا زندگي خانوادگي و ايجاد آشيانه براي نسل آينده و ارتباط قطعي ميان نسل گذشته و آينده، خواسته غريزه و طبيعت بشر است. چند شوهري نه تنها با طبيعت انحصار طلبي و فرزند دوستي مرد نا موافق است، که با طبيعت زن نيز مخالفت دارد. تحقيقات روانشناسي ثابت کرده است که زن بيش از مرد خواهان تک همسري است. (3)
از جهت ديگر زن از مرد فقط عاملي براي ارضاي غريزه جنسي خود نمي خواهد که گفته شود هرچه بيشتر، براي زن بهتر. زن از مرد موجودي مي خواهد که قلب او را در اختيار داشته باشد ؛ حامي و مدافع او باشد؛ براي او فداکاري نمايد و غمخوار او باشد.
زن در چند شوهري هرگز نمي توانسته حمايت و محبت و عواطف خالصانه و فداکاري يک مرد را نسبت به خود جلب کند، از اين رو چند شوهري نظير روسپي گري همواره مورد تنفر زن بوده است. چند شوهر داشتن نه با تمايلات و خواسته هاي مرد موافقت داشته است و نه با خواسته ها و گرايش هاي زنان.(4) علاوه بر اين ، يکي ديگر از مشکلاتي که در صورت چند همسري براي زنان ذکر شده، مشخص نبودن پدر براي فرزند مي باشد.
مسئله تعلق فرزند و معين شدن پدر فرزند، اگر چه تحقيقات امروزي و آزمايش هاي پزشکي آن را مشخص مي کند، اما از نظر رواني همچنان مسئله حل نشدني است؛ زيرا اولاٌ: همان گونه که دانشمندان مي گويند: نتايج آزمايشهاي تجربي صد در صد نيست و احتمال خطاي اشتباه انساني يا ... وجود دارد.
ثانياٌ: مسئله اقناع روحي و رواني پدر و مادر و فرزند چيزي نيست که با آزمايش قابل حل باشد. فرزند مي خواهد اطمينان قلبي و دروني يابد که پدر و مادر او واقعي هستند و همين طور پدر و مادر. تا زماني که اقناع و اطمينان قلبي و دروني صورت نگيرد ، به همان نسبت رابطه و پيوند عاطفي بين پدر و مادر و فرزند متزلزل خواهد بود. مطمئنا در صورت تعدد شوهر براي زن ، اين اطمينان و رابطه عاطفي حاصل نمي شود. يکي از مشکلات امروز در جهان غرب در روابط صميمي فرزندان و پدر و مادر از همين مسئله ناشي مي شود.



پى‏نوشت‏ها:
1 - تفسير نمونه، ج‏3، ص 256 - 260؛ مجموعه آثار، مطهرى، ج‏19، ص 357 - 361.
2 - الميزان، ج‏4، ص 319. 3 – مرتضي مطهري، مجموعه آثار، ج19، ص 302.
4 – همان ، ص 311.

سیاوش
#4 ارسال شده : 1389 فروردین ﺳﻪشنبه, 24 13:19:20(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/12/20(UTC)
ارسالها: 227
امتیازات: 684

تشکرها: 9 بار
19 تشکر دریافتی در 18 ارسال
به نام خدا
شهید مطهری در ابن باره میفرماید:
تعدد زوجات‏
«تك همسرى» طبيعى ترين فرم زناشويى است. در تك همسرى روح اختصاص يعنى مالكيت فردى و خصوصى- كه البته با مالكيت خصوصى ثروت متفاوت است- حكمفرماست. در تك همسرى هر يك از زن و شوهر احساسات و عواطف و منافع جنسى ديگرى را «از آنِ» خود و مخصوص شخص خود مى‏داند. نقطه مقابل تك همسرى «چندهمسرى» يا زوجيت اشتراكى است. چندهمسرى يا زوجيت اشتراكى به چند شكل ممكن است فرض شود.
منبع:
مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏19، ص: 299

چند شوهرى‏
شكل ديگر چندهمسرى چند شوهرى است، يعنى اينكه يك زن در آن واحد بيش از يك شوهر داشته باشد. ويل دورانت مى‏گويد: «اين كيفيت در قبيله تودا و بعضى از قبايل تبت قابل مشاهده است».
در صحيح بخارى از عايشه نقل مى‏كند كه: «در جاهليت عرب چهارنوع زناشويى وجود داشته است. يك نوع همان است كه امروز معمول و جارى است كه مردى به وسيله پدر دختر از دختر خواستگارى مى‏كند و پس از تعيين مهر با او ازدواج مى‏كند و فرزندى كه از آن دختر پيدا مى‏شود از لحاظ تعيين پدر تكليف روشنى دارد. نوع ديگر اين بوده كه مردى در خلال ايام زناشويى با زنى، خود وسيله زناشويى او را با مرد ديگرى براى يك مدت محدود فراهم مى‏كرده است تا از او براى خود نسل بهترى به وجود آورد، به اين ترتيب كه آن مرد از زن خود كناره گيرى مى‏كرد و زن خود را توصيه مى‏كرد كه خود را در اختيار فلان شخص معين بگذارد و تا وقتى كه از آن مرد آبستن نمى‏شد به كناره گيرى خودش ادامه مى‏داد. همينكه روشن مى‏شد آبستن شده، با او نزديكى مى‏كرد. اين كار را در مورد كسانى مى‏كردند كه آنها را براى توليد فرزند از خود شايسته‏تر مى‏دانستند. و در حقيقت اين كار را براى بهبود نسل و اصلاح نژاد انجام مى‏دادند. اين نوع زناشويى را- كه در واقع زناشويى در خلال ايام زناشويى ديگر بود- «نكاح استبضاع» مى‏ناميدند. نوع ديگر زناشويى اين بود: گروهى كه عده‏شان كمتر از ده نفر مى‏بود با يك زن معين رابطه برقرار مى‏كردند. آن زن آبستن مى‏شد و فرزندى به دنيا مى‏آورد. در اين وقت آن زن همه آن گروه را نزد خود دعوت مى‏كرد و طبق عادت و رسم آن زمان، آن مردان نمى‏توانستند از آمدن سرپيچى كنند؛ همه مى‏آمدند. در اين هنگام آن زن هر كدام از آن مردان را كه خود مايل بود به عنوان پدر براى فرزند خود انتخاب مى‏كرد و آن مرد حق نداشت از قبول آن فرزند امتناع كند. به اين ترتيب آن فرزند فرزند رسمى و قانونى آن مرد محسوب مى‏شد. و در نهايت نوع چهارم اين بود كه زنى رسماً عنوان «روسپى‏گرى» داشت. هر مردى- بدون استثنا- مى‏توانست با او رابطه داشته باشد. اين گونه زنان معمولًا پرچمى بالاى خانه خود مى‏زدند و با آن علامت شناخته مى‏شدند. اينچنين زنان پس از آن كه فرزندانى به دنيا مى‏آوردند همه مردانى را كه با آنها ارتباط داشتند جمع مى‏كردند و آنگاه كاهن و قيافه شناس مى‏آوردند.
قيافه شناس از روى مشخصات قيافه رأى مى‏داد كه اين فرزند از آن كيست، و آن مرد هم مجبور بود نظر قيافه شناس را بپذيرد و آن فرزند را فرزند رسمى و قانونى خود بداند. همه اين زناشويى‏ها در جاهليت وجود داشت، تا خداوند محمد صلى الله عليه و آله را به پيغمبرى برگزيد و او همه آنها را جز آنچه اكنون معمول است از ميان برد از اينجا معلوم مى‏شود كه رسم چندشوهرى در جاهليت عرب وجود داشته است.
منتسكيو در روح القوانين مى‏گويد: «ابوالظهيرالحسن، جهانگرد عرب، در قرن نهم ميلادى كه به هندوستان و چين رفت اين رسم را (چند شوهرى) مشاهده كرد و آن را دليل بر فحشاء شمرد.».
و هم او مى‏نويسد: «در سواحل مالابار قبيله‏اى به نام قبيله «نائير» زندگى مى‏كنند. مردان اين قبيله نمى‏توانند بيش از يك زن بگيرند، در صورتى كه زنهاى آنها مى‏توانند شوهرهاى متعددى انتخاب كنند. به عقيده من علت وضع اين قانون اين است كه مردان قبيله نائير سلحشورترين قبايل مى‏باشند و به واسطه اصالتى كه دارند حرفه جنگ با آنهاست، و همان طورى كه ما در اروپا سربازان را از ازدواج منع مى‏كنيم تا علايق زناشويى مانع از انجام حرفه سربازى آنها نشود، قبايل مالابار هم سعى كرده‏اند حتى المقدور مردان قبيله نائير را از علايق خانوادگى معاف دارند. و چون به واسطه گرمى آب و هوا ممكن نمى‏شد مطلقاً آنان را از ازدواج ممانعت كنند، لذا مقرر داشته‏اند چند مرد داراى يك زن باشند تا علاقه خانوادگى آنها سست باشد و مانع انجام حرفه جنگى آنها نشود.»
اشكال چندشوهرى‏
اشكال عمده و اساسى كه چندشوهرى به وجود مى‏آورد و همان بيشتر سبب شده كه اين رسم عملًا موفقيتى نداشته باشد، اشتباه انساب است. در اين نوع زناشويى رابطه پدر با فرزند عملًا نامشخص است، همچنانكه در كمونيسم جنسى نيز رابطه پدران با فرزندان نامشخص است؛ و همان طورى كه كمونيسم جنسى نتوانست براى خود جا باز كند، چندشوهرى نيز نتوانست مورد پذيرش يك اجتماع واقعى بوده باشد، زيرا همچنانكه در يكى از مقالات گذشته گفتيم زندگى خانوادگى و تأسيس آشيانه براى نسل آينده و ارتباط قطعى ميان نسل گذشته و آينده، خواسته غريزه طبيعت بشر است. اينكه احياناً و استثنائاً در ميان بعضى طوايف بشرى چندشوهرى وجود پيدا كرده است، دليل نمى‏شود كه تشكيل عائله اختصاصى خواسته طبيعت مرد نيست، همان طورى كه انتخاب تجرد و پرهيز از زندگى زناشويى از طرف عده‏اى از مردان يا زنان صرفاً دليل بر نوعى انحراف است و دليل نمى‏شود كه بشر طبعاً خواهان زندگى زناشويى نمى‏باشد. چندشوهرى نه تنها با طبيعت انحصارطلبى و فرزنددوستى مرد ناموافق است، با طبيعت زن نيز مخالفت دارد. تحقيقات روانشناسى ثابت كرده است كه زن بيش از مرد خواهان تك همسرى است.


منبع:
مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏19، از صفحه 300 الى 304
ehsane20025
#5 ارسال شده : 1389 فروردین ﺳﻪشنبه, 24 13:27:19(UTC)

رتبه: عضو فعال

تاریخ عضویت: 1388/09/29(UTC)
ارسالها: 165
امتیازات: 204

تشکرها: 14 بار
9 تشکر دریافتی در 9 ارسال
اسلام و تعدد زوجات‏
اسلام چندزنى را برخلاف چندشوهرى بكلى نسخ و لغو نكرد، بلكه آن را تحديد و تقييد كرد؛ يعنى از طرفى نامحدودى را از ميان برد و براى آن حداكثر قائل شد كه چهارتاست، و از طرف ديگر براى آن قيود و شرايطى قرار داد و به هركس اجازه نداد كه همسران متعدد انتخاب كند. در آينده در باره آن قيود و شرايط و همچنين در باره اينكه چرا اسلام چند زنى را بكلى لغو نكرد بحث خواهيم كرد. عجيب اين است كه در قرون وسطى از جمله تبليغاتى كه به ضد اسلام مى‏كردند اين بود كه مى‏گفتند پيغمبر اسلام براى اولين بار رسم تعدد زوجات را در جهان اختراع كرد!! و مدعى بودند شالوده اسلام تعدد زوجات است و علت پيشرفت سريع اسلام در ميان اقوام و ملل گوناگون اجازه تعدد زوجات است. و هم ادعا مى‏كردند كه علت انحطاط مشرق زمين نيز تعدد زوجات است.
ويل دورانت در جلد اول تاريخ تمدن صفحه 61 مى‏گويد: «علماى دينى در قرون وسطى چنين تصور مى‏كردند كه تعدد زوجات از ابتكارات پيغمبر اسلام است، در صورتى كه چنين نيست و چنانكه ديديم در اجتماعات ابتدايى جريان چندهمسرى بيشتر مطابق آن بوده است.
عللى كه سبب پيدايش عادت تعدد زوجات در اجتماعات ابتدايى گشته فراوان است. به واسطه اشتغال مردان به جنگ و شكار، زندگى مرد بيشتر در معرض خطر بود و به همين جهت مردان بيشتر از زنان تلف مى‏شدند و فزونى عده زنان بر مردان سبب مى‏شد كه يا تعدد زوجات رواج پيدا كند و يا عده‏اى از زنان در بى‏شوهرى بسر برند، ولى در ميان آن ملل كه مرگ ومير فراوان بود هيچ شايستگى نداشت كه عده‏اى زن مجرد بمانند و توليد مثل نكنند ... بى شك تعدد زوجات در اجتماعات ابتدايى امر متناسبى بوده، زيرا عده زنان بر مردان فزونى داشته است. از لحاظ بهبود نسل هم بايد گفت كه سازمان تعدد زوجات بر تك همسرى فعلى ترجيح داشته است، چه همان گونه كه مى‏دانيم تواناترين و محتاطترين مردان عصر جديد غالباً طورى است كه دير موفق به اختيار همسر مى‏شوند و به همين جهت كم فرزند مى‏آورند، در صورتى كه در آن ايام گذشته تواناترين مردان ظاهراً به بهترين زنان دست مى‏يافته و فرزندان بيشتر توليد مى‏كرده‏اند. به همين جهت است كه تعدد زوجات مدت مديدى در ميان ملتهاى ابتدايى بلكه ملتهاى متمدن توانسته است دوام كند و فقط در همين اواخر و در زمان ماست كه رفته رفته دارد از كشورهاى خاورى رخت برمى‏بندد. در زوال اين عادت، عواملى چند دخالت كرده است: زندگانى كشاورزى كه حالت ثباتى دارد سختى و ناراحتى زندگى مردان را تقليل داد و مخاطرات كمتر شد و به همين جهت عدد مرد و زن تقريباً مساوى يكديگر شد و در اين هنگام چندزنى حتى در اجتماعات ابتدايى از امتيازات اقليت ثروتمند گرديد و توده مردم به همين جهت با يك زن بسر مى‏برند و عمل «زنا» را چاشنى آن قرار مى‏دهند!».
گوستاو لوبون در تاريخ تمدن صفحه 507 مى‏گويد: «در اروپا هيچ يك از رسوم مشرق به قدر تعدد زوجات بد معرفى نشده و در باره هيچ رسمى هم اين قدر نظر اروپا به خطا نرفته است. نويسندگان اروپا تعدد زوجات را شالوده مذهب اسلام دانسته و در انتشار ديانت اسلام و تنزل و انحطاط ملل شرقى، آن را علة العلل قرار داده‏اند. آنها علاوه بر همه اعتراضات، نسبت به زنان مشرق هم ابراز همدردى نموده‏اند من جمله اظهار مى‏كنند كه آن زنان بدبخت را زير پنجه خواجه سرايان، سخت و شديد در چهار ديوار خانه مقيد نگاه داشته‏اند و به مجرد حركت مختصرى كه موجب رنجش و عدم رضايت خانه خدايان شود حتى ممكن است آنها را با كمال بيرحمى اعدام كنند. ولى تصور مزبور از جمله تصوراتى است كه هيچ مدرك و اساسى براى آن نيست. اگر خوانندگان اين كتاب از اهل اروپا، براى مدت كمى تعصبات اروپايى را از خود دور سازند، تصديق خواهند كرد كه رسم تعدد زوجات براى نظام اجتماعى شرق يك رسم عمده‏اى است كه به وسيله آن، اقوامى كه اين رسم ميان آنها جارى است روح اخلاقى ايشان در ترقى، و تعلقات و روابط خانوادگى آنها قوى و پايدار مانده و بالأخره در نتيجه همين رسم است كه در مشرق اعزاز و اكرام زن بيش از اروپاست. ما قبل از شروع به اقامه دليل و اثبات مدعاى خود، از ذكر اين مطلب ناچاريم كه رسم تعدد زوجات ابداً مربوط به اسلام نيست، چه قبل از اسلام هم رسم مذكور در ميان تمام اقوام شرقى از يهود، ايرانى، عرب و غيره شايع بوده است. اقوامى كه در مشرق قبول اسلام كردند از اين حيث فايده‏اى از اسلام حاصل نكردند و تاكنون هم در دنيا يك چنين مذهب مقتدرى نيامده كه اين گونه رسوم مانند تعدد زوجات را بتواند ايجاد كند و يا آن را منسوخ سازد. رسم مذكور فقط بر اثر آب و هواى مشرق و در نتيجه خصايص نژادى و علل و اسباب ديگرى كه به طرز زندگانى مشرق مربوط بوده پيدا شده است، نه اينكه مذهب آن را آورده باشد ... در مغرب هم با وجود اينكه آب و هوا و طبيعت هيچ يك مقتضى براى وجود چنين رسمى نيست، معذلك رسم وحدت زوجه رسمى است كه ما آن را فقط در كتابهاى قانون مى‏بينيم درج است، والّا خيال نمى‏كنم بشود اين را انكار كرد كه در معاشرت واقعى ما اثرى از اين رسم (رسم وحدت زوجه) نيست. راستى من متحيرم و نمى‏دانم كه تعدد زوجات مشروع مشرق از تعدد زوجات سالوسانه اهل مغرب چه كمى دارد و چرا كمتر است؟ بلكه من مى‏گويم كه اولى از هر حيث بهتر و شايسته‏تر از دومى است. اهل مشرق وقتى بلاد معظمه ما را سياحت مى‏كنند از اين اعتراضات و حملات ما دچار بهت و حيرت گرديده متغير مى‏شوند ...».
آرى، اسلام تعدد زوجات را ابتكار نكرد بلكه آن را از طرفى محدود ساخت و براى آن حداكثر قائل شد، و از طرف ديگر قيود و شرايط سنگينى براى آن مقرر كرد. اقوام و مللى كه به دين اسلام گرويدند غالباً در ميان خودشان اين رسم وجود داشت و به واسطه اسلام مجبور بودند حدود و قيودى را گردن نهند.

منبع:
مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏19، صفحه 303 الى 306
کاربرانی که در حال مشاهده انجمن هستند
میهمان
انجمن علمی فرهنگی پایگاه استاد شهید مرتضی مطهری » » زن در اسلام و ادیان دیگر » زن و مساله تعدد شوهر
جهش به انجمن  
شما مجاز به ارسال مطلب در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ارسال پاسخ در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به حذف مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ویرایش مطلب ارسالی خود در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به ایجاد نظر سنجی در این انجمن نمی باشید.
شما مجاز به رای دادن در این انجمن نمی باشید.

Silver Theme Created by CRCIS (پایگاه شهید مرتضی مطهری)
با استفاده از YAF | YAF © 2003-2010, Yet Another Forum.NET
این صفحه در مدت زمان 0.316 ثانیه ایجاد شد.