sedmomen نوشته است:هدف از خواندن نماز از نظر قرآن چیست؟ چرا خواندن آن واجب شده است؟ و چرا عبادت ما با سایر ادیان تفاوت دارد؟
فلسفه نماز در قرآن و اسلام چيست؟
عبادت، وسيله تكامل و سعادت ماست و دستور خداوند به نماز، نوعى لطف و رحمت و راهنمايى است كه ما را به كمال مىرساند؛ مثلًا وقتى پدر و مادر، فرزندشان را به درس خواندن امر مىكنند، به سود خود فرزند است و سعادت او را مىخواهند و اين امر از روى محبّت به فرزند است و گرنه به درس خواندن او نيازى ندارند.
آيات و روايات، فلسفه و حكمت تشريع نماز را بيان كردهاند
1. ياد خدا: وَ أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِكْرِى « 1»؛ نماز را برپا دار تا به ياد من باشى.
2. بازداشتن از گناه و زشتىها: إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنكَر « 2»؛ همانا نماز [انسان را در دنيا] از زشتىها و گناه باز مىدارد.
3. پاكيزگى روح: ... إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَ مَن تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِى وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ « 3»؛ ... [تو] تنها كسانى را كه از پروردگارشان در نهان مىترسند و نماز برپا مىدارند، هشدار مىدهى و كسى پاكيزگى جويد تنها براى خود پاكيزگى مىجويد، و فرجام [كارها] به سوى خداست.
4. يارى جستن از نماز در مسير تكامل: وَ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ وَ إِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخشِعِينَ « 4»؛ از شكيبايى و نماز يارى جوييد، و به راستى اين كار گران است، مگر بر فروتنان.
5. پاك شدن از كبر و غرور؛ حضرت فاطمة (س) مىفرمايد: ... و الصلاة تنزيهاً من الكبر ...؛ « 5» ... خداوند نماز را واجب كرد تا مردم از كبر و غرور پاك شوند ....
6. رستگارى: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون* الَّذِينَ هُمْ فِى صَلَاتِهِمْ خشِعُونَ « 6»؛ به راستى كه مؤمنان رستگار شدند؛ همانان كه در نمازشان فروتنند.
در حديثى آمده است: نقش نمازهاى پنجگانه براى امت من همانند نهر آب زلالى است كه از مقابل خانه آنان مىگذرد، اگر كسى روزانه پنج بار در اين نهر
شستوشو كند، آيا به گمان شما باز هم بر بدن او آلودگى و پليدى خواهد ماند؟!. « 7»
و در حديثى ديگر امام باقر (ع) مىفرمايد: هنگامى كه نمازگزار به سمت قبله براى نماز مىايستد، خداوند رحمان و رحيم به او توجه ويژه مىكند. « 8»
نماز روزانه انسان، اظهار تشكر و سپاس دائمى او از اين همه نعمت و خوبىهايى است كه خداوند به او داده است و نيز ثناگويى و تمجيد انسان از اين همه زيبايى و عظمت است كه خداوند متعال دارد. هيچ كس براى تعريف و تمجيد از يك گل زيبا كه در طبيعت روييده است به شما اعتراض نمىكند، امّا اگر زيبايى آن را نبينى، نابينايت مىشمرند و اگر ببينى و واكنش نشان ندهى و ستايش نكنى سرزنشت مىكنند كه چرا ذوق و احساس ندارى و چقدر بددلى!
در مضمون بعضى احاديث آمده است كه: «انسان در حال نماز با خداى خود نجوا و گفتوگو مىكند و اگر انسان لذت اين گفتوگو را بچشد، هيچگاه از حال نماز خارج نمىشود»9.
راستى چقدر لذتبخش است با خداى جهان آفرين به گفتوگو و مناجات پرداختن! و روحى به عظمت تمام هستى يافتن و با خداى هستى هم سخن شدن10!
*********************************************
1. طه، آيه 14.
2. عنكبوت، آيه 45.
3. فاطر، آيه 18.
4. بقره، آيه 45.
5. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج 6، ص 107.
6. مؤمنون، آيه 1- 2.
7. محمد محمدى رىشهرى، ميزان الحكمة، ج 5، ص 372، حديث 10259.
8. همان، ص 376، حديث 10279.
9. همان، حديث 10280.
10.پرسمان، ج6، ص: 41 - ص:43 .