در
کتابخانه
بازدید : 636337تاریخ درج : 1391/03/27
Skip Navigation Links.
شناسه کتاب
مقدمه
فهرست
Collapse حرف الفحرف الف
اختلاف
اختلاف در قرآن
اختلاف طبقاتی و غیرطبقاتی
اختلاف ممدوح و اختلاف مذموم
اختلاف و اتفاق
معنی اخلاص
اخوان المسلمین
ادب و ادبیات
ادبیات
اراده ی اخلاقی
اراده و عزم و همت
ارزان یافتن موجب قدر ندانستن است
ارزشها
ازخودبیگانگی و فطرت
ازخودبیگانگی در فلسفه ی هند
ازخودبیگانگی از نظر تربیت
ازخود بیگانگی
ازخود بیگانگی و اخلاق
ازخودبیگانگی در نظام سرمایه داری
آدم- راز قصه ی آدم
آدم، خلافت الهی و امانت الهی
آدم، بهشت آدم، شجره ی منهیه
آدم
داستان آدم
آدمیت- دین و علم
آدمیت
آرزو، طول امل
آرزو، تقوا، سعادت
آرزوهای غیرمنطقی
آرزو، طول امل و عرض امل و ارتفاع و اوج امل
آرمان
خلاصه یادداشت آرمان پیامبران- عدل
یادداشت آرمان پیامبران- عدالت
آرمان پیامبران
آزادی یا نظم؟
آزادی- بردگی- حق مملوك در اسلام
آزادی- بردگی
آزادی آیا هدف است یا وسیله؟
آزادی و ازخودبیگانگی
نهضت آزادی بخش اسلام
خلاصه ی مطلب از نمره ی 2 تا اینجا:
خلاصه
آزادی
اسلام و آزادی عقیده
آزادی- استبداد دینی
آزادی و آزادگی معنوی
آزادی و دموكراسی در عصر ما
آزادگی و عزّت، آزادی
آزادی
آزادی و آزادگی
آزادی
اسلام و آزادی- آزادی اهل كتاب در قلمرو اسلام
آزادی معنوی- كلمه ی مولی ?
آزادی معنوی، معنی آزادی، ارزش آزادی
آزادی معنوی- خلاصه
یادداشت آزادی عقیده
آزادی عقیده
آزادی عقیده- مدارك و مراجع
آزادی عقیده
آزادی و عادات اخلاقی
آزادی- جبر و اختیار از نظر ماتریالیسم تاریخی
آزادی، تصادم، تكامل
آزادی فكر
معنی و ارزش آزادی
معنی و ارزش آزادی- شاهراه تغییر و تبدل
عوامل آزادی و راه تحصیل آن
عوامل آزادی- احساس منش آزاد
عوامل آزادی- دو عنصر عصیان و تسلیم و وابستگی آنها به یكدیگر
میدان آزادی و اراده ی انسان- سمینار رضائیه 54/4/22
میدان آزادی و اراده ی انسان- سمینار دبیران علوم دینی در مشهد 53/6/7
تعریف آزادی- سخن هرلدلسكی
آزادی طبیعت یا آزادی اراده و خواست
آزادی یا خیر و مصلحت
آزادی و آگاهی و رابطه ی آنها با عشق كه ضد آنهاست
آزادی و قیمومت- تعهد و جهاد
«آگاهی» از نظر مولانا
آگاهی
آگاهی و نقش مؤثر آن
آگاهی
آگاهی اسلامی
آسان گرفتن- باید كارها را آسان گرفت و نباید سخت كوش بود
آمریكا- آمار جنایات
آمریكا، قتل و كشتار و جنایت و وحشت
همجنس بازی در آمریكا
آمریكا
آینده ی انسان
آینده و پیشرفت
آیه- معجزه
اباحیگری- استخدام وسیله
اباحیگری- عیّاری، ملامتیگری
اباحیگری
ابن صیاد
ابوطالب
ابوبكر
اتحاد
اتحاد و قدرت و تشكیلات و نظم
اجتماع انسانی
اجتهاد- عدم كلیت در مدیریت
اجتهاد
چرا در رسالت اجرت نیست؟
اُحُد
احسان و نیكی بی اثر نیست
احسان به كسی كه به تو بدی كرده است
احسان بی طمع
احسان به نااهل
احسان به نااهلان
احسان به حیوانات
احیاء تفكر اسلامی
یادداشت احیاء تفكر اسلامی
احیاء تفكر اسلامی
احیاء فكر دینی- مسأله ی هر صد سال یك مصلح
احیاء فكر دینی
احیاء فكر دینی اسلامی
استعمار نو
استعمار
استعمار
استعمار، ماشینیزم، سلب شخصیت از انسانها و تبعید آنها
اسماعیلیه و قرامطه
اشراط الساعة
در اصلاحات اجتماعی هرچه زودتر باید به قطع ریشه ی فساد قیام كرد
اصلاح و تجدد فكر دینی- جریانات فكری گوناگون
اصلاح و تجدد فكر دینی- دین و سیاست
اصلاح و تجدد فكر دینی- روشنفكران عرب و ایرانی
اصلاح و تجدد فكر دینی- عروبت، تمدن غرب
اصلاح و تجدد فكر دینی- فرنگی مآبی، ملیت، اسلام
اصلاح و تجدد فكر دینی- طه حسین، فرنگی مآبی
اصلاح، تجدد فكر دینی- سید جمال
اصلاح و تجدد فكر دینی- عبده
اصلاح و تجدد فكر دینی- كواكبی
اصلاح و تجدد فكر دینی- كواكبی، نظم یا آزادی
اصلاح و تجدد فكر دینی- دردها و نیازهای مسلمین
اصلاح و تجدد دینی- ملّیون و اخوان المسلمین
اخوان المسلمین- علل پیدایش
اصلاح و تجدد دینی- استعمار فرهنگی غرب
اصلاح و تجدد فكر دینی- بیدارسازی و رنسانس در صد ساله ی اخیر
اصلاح و تجدد فكر دینی- اصول اساسی اصلاح؛ قرآن
اصلاح و تجدد فكر دینی- اصول اساسی اصلاح؛ سنت
اصلاح و تجدد فكر دینی- تعلیمات اصلاحی و اصلاح تئوریك
اصلاح و تجدد فكر دینی- اجتهاد، اجماع
اصلاح و تجدد فكر دینی- تمایز عبادات و معاملات
اصلاح و تجدد فكر دینی- سه مرحله ی اصلاح؛ مرحله ی قهرمانان
اصلاح و تجدد فكر دینی- مراحل سه گانه؛ مرحله ی دوم: مصلحان جهان عرب
اصلاح و تجددطلبی- شكست نسبی مرحله دوم
اصلاح و تجدد فكر دینی- مرحله سوم
اصلاح و تجدد فكر دینی- علل سستی وضع اصلاح طلبان
اصلاح و تجدد فكر دینی- گرایشهای لیبرالی
اصلاح و تجدد فكر دینی- لیبرالیسم مذهبی
اصلاح و تجدد فكر دینی- آینده ی اصلاح در جهان عرب
اصلاح و تجدد فكر دینی- اصلاح طلبی در ایران
اصلاح و تجدد فكر دینی
(كتابها) اصلاح، نهضتهای اسلامی در صد ساله ی اخیر
اصلاح و تجدد دینی (موضوعات)
اقبال لاهوری- شخصیت ملی
یادداشت اقبال و احیاء فكر دینی
اقبال و احیاء فكر دینی
اقبال و تمدن اروپایی
احیاء فلسفه دینی اسلام
آغاز شالوده های عقلی در اسلام
اقبال و اجتهاد- طرز تفكر اسلامی درباره ابدیت و تغییر
اقلیم ها
الهامات
امر به معروف و نهی از منكر
امر به معروف و مسأله جهان بینی
امر به معروف و نهی از منكر باید از رحمت ناشی شود
امر به معروف- فعالیتهای خیریه ی سازمان بهداشت جهانی
امر به معروف و نهی از منكر
امر به معروف- احادیث
یادداشت امر به معروف- مبارزه از نظر اسلام و از نظر ماركسیسم
یادداشت «امر به معروف و نهی از منكر، یك مسؤولیت اجتماعی اسلامی»
یادداشت امر به معروف، یك مسؤولیت، شرایط اجرایی
یادداشت امر به معروف- مكانیسم و منطق
یادداشت امر به معروف- مراحل: قلب، زبان، عمل
یادداشت امر به معروف- نیروی محبت و لطف
یادداشت ا مر به معروف- صالح زیاد داشته ایم و مصلح كم
یادداشت امر به معروف- صلاحیت اخلاقی
یادداشت امر به معروف- قبول حكومت از قِبل جائر برای امر به معروف- حسبه و احتساب
یادداشت امر به معروف
امر به معروف و نهی از منكر- مدارك
عقیده فقهای اسلام در باب امر به معروف و نهی از منكر به معنی قیام در مقابل حكام جور
امر به معروف- احتساب
امر به معروف- رعایت حال مردم در اینكه هر سخنی ولو راست باشد نباید گفته شود
امر به معروف- مرحله قتل
امر به معروف و نهی از منكر- تبلیغهایی كه اثر معكوس دارد
امر به معروف و نهی از منكر- قیامهای خونین شیعه
امر به معروف و نهی از منكر
امنیت
امنیت و استفاده از سایر نعمتها
امویین و عباسیین
امویین و پایان كار آنها
سطح امید
امید و رجا- طول امل
امید و رابطه با آینده و گذشته
امید و نومیدی
امیدواری به نتیجه كار خیر
انتقاد
انتقاد از روحانیت و منطق تُف
فلاسفه ی اندلس
اندلس
انسان، نسیان خود و نسیان خدا
انسان از نظر ماركسیسم
انسان و سرنوشت- رابطه قضا و قدر با فعالیت و یا تنبلی
انسانیت از دیده ی علی علیه السلام
انسان- تنهایی
غربت و تنهایی انسان
معاد، تجسم اعمال- ایضا معاد
معاد- برزخ
معاد- دكّه ی واحده
انسان كامل از نظر شبستری
انسان كامل از نظر فلاسفه
انسان ناقص و انسان كامل
انسان كامل- مدارك
انسان كامل- فرشته- درد و بی دردی
انسان كامل- درد داشتن
یادداشت انسان كامل
یادداشت انسان كامل از نظر اسلام
یادداشت انسان كامل، مكتب عقل
انسان كامل، مكتب دل (عشق)
انسان سالم
یادداشت انسان ایده آل
انسان و غربت او در این جهان- درد عرفانی
انسان، غربت و تنهایی انسان
انسان كامل- آزادی
انسان، ماشینیزم، استعمار
تنزل مقام انسان در عصر جدید
اصالت انسان یا اومانیسم- سقوط انسان در غرب
یادداشت قرآن و انسان
یادداشت قرآن و انسان- عبادت و آزادی از طبیعت
یادداشت قرآن و انسان
مدح و ذمّ توأم انسان
مدح و ذمّ انسان در قرآن
ذمّ انسان در قرآن
مسائل انسان در قرآن
انسان و خودآگاهی
انسان، فلسفه
انسان و اجتماع و تكامل اجتماع
انسانیت و سوسیالیزم، عقل و روح عدالتخواهی
انسان و عبادت
انسان و جهان
انسانیت
انسان سالم انسان خودآگاه و ارجگذار به ارزشهای انسانی
انسان- ایده آل جویی و كمال مطلوب خواهی
انسان- خودشناسی
انسان و فطرت و طبیعت ذاتی
انسان چند قلم احتیاج و یا چند دهان دارد
انسان مدنی بالطبع است
انسان و حیوان اجتماعی و تفاوت آنها
انسان مدنی بالطبع است
انسان
غرائز اصلی انسان
ارزش انسان در یونان قدیم
انسان
انسان- عقل و حس
ارزش انسان
انسان، شخصیت
انسان- عدالت، تمایل فطری
انسان عالم صغیر است
انسان، مسأله خود واقعی
انسان از نظر اروپایی
انسان و حسن تقویم
انسان و كتاب
انسان عالم صغیر است
انسان و فراموشكاریهای او
محركات انسان، غرائز انسان
انسان، خودواقعی و خودخیالی
آیا انسان ماشین است؟ حیثیت بشری و انسانی
انسان- مسؤولیت
احیای انسان
یادداشت مكتب انسانیت
مكتب انسانیت
انسان- آینده ی انسان
انسان- تعریفها
انسان، دروازه ی معنویت- ارزشها، نظام ارزشها، انقلاب ارزشها
ارزش انسان از [نظر] هوبز و لاك
انسان از نظر فروید
انسان- تخیّل
مشخصات انسان كامل
انفاقات باید فی سبیل اللّ?ه باشد و از سرچشمه ی ایمان سرچشمه بگیرد نه به خاطر ریا و تظاهر باشد
انفاقات- صدقه ی سرّ و صدقه ی علانیه
در تعبیر قرآن فقرا در مال اغنیا «حق» دارند
در انفاقات نباید زیاده روی بشود
منطق پول و پولدار در انفاقات
در انفاقات باید جنبه ی توجه به اثر و رعایت حكمت صدقه ملحوظ باشد، پایه ی انفاقات باید عقل باشد نه عاطفه
كوشش در راه فقرا و اقامه ی امر انفاق
انفاقات مالی از عبادات بدنی بهتر نماینده ایمان می باشند
باید از چیزهای خوب و مورد علاقه انفاق كرد، نه از دور ریختنی ها و ته ظرفی ها و پس مانده ها
انفاقات اثر دارد
مجموع مطالبی كه در مورد انفاقات هست
انفاقات- عبادت مالی فرادی ? یا جماعت
مالی كه انفاق می شود از كجا تحصیل شده؟
توجه به اثر و رعایت حكمت در انفاقات، اقسام انفاقات به حسب رعایت حكمت و عدم رعایت آن
در قرآن و اخبار عنایتی شده به نشان دادن فقیر و مستحق واقعی
در انفاقات باید ملاحظه ی جنبه های روحی و معنوی هم بشود
در قرآن كریم در مورد انفاقات، از مال به «خیر» تعبیر شده
آثار روحی و معنوی انفاقات
انفال
انكارهای بیجا
انوشیروان
ایران ساسانی- تمدن ساسانی- كتاب
ایران ساسانی، كتاب- توصیف جاحظ از كتب ساسانی كه محتوایی نداشت و یكسره خرافه و افسانه بود
ایدئولوژی، آرمان
ایدئولوژی مذهبی
ایدئولوژی و فرهنگ
ایدئولوژی اسلامی- مدارك
ایدئولوژیهای محدود و ایدئولوژیهای كلی
ایدئولوژی اسلامی
ایدئولوژی- تعریفات
ایدئولوژی، مكتب، انسان و جامعه ایده آل
یادداشت ایدئولوژی اسلامی
ایدئولوژی- لغت و سیر تحول آن
ایدئولوژی و ایمان
یادداشت فواید و آثار ایمان
ارزش ایمان و عقیده و آرمان
ماهیت و ارزش ایمان و عقیده ی مذهبی
ایمان- سرمایه، ارزش ایمان
ایمان- كمال شخصیت، بسط شخصیت
ایمان- مكتب، جهان بینی
ایمان
ضرورت ایمان
یادداشت شب شنبه دهم فروردین 53، آبادان- ضرورت ایمان
ایمان به گفته های پیغمبر یا به آثار گناهان و واجبات
فواید ایمان
ایمان
ایمان پشتوانه ی قانون و اخلاق است
ایمان و مسؤولیت
ایمان به گفته ی پیامبران شأن مردم پخته است
ایمان به حقایق دین شأن اقلیت پخته است
ایمان، گریز از ایمان
یكی از آثار ایمان شیرین كردن تلخی كار و آسان كردن سنگینی كار است
لغت ایمان
یادداشت علم و ایمان- سخنرانی دبیرستان علوی در 22 رمضان 92 برای دانش آموزان سیكل دوم
علم و ایمان- سخن دوركهایم درباره ی روح حاكم بر جامعه در قدیم
علم و ایمان- سخنرانی در دبیرستان علوی در رمضان 92
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
سخنرانی در كوی امیرآباد در /47/827 به مناسبت درگذشت یك دانشجو به نام. . . غروی كه در رشته. . . در سال. . . دانشكده ی حقوق تحصیل می كرده است ایراد شد.

1. «وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً اِلَی اللّهِ وَ رَسولِهِ ثُمَّ یُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أجْرُهُ عَلَی اللّهِ» .
جلد یك . ج1، ص: 24
جلسه ی محترمی است به یادبود جوان مسلمانی كه طالب علم و دانش بوده و در حین انجام وظیفه ی دانشجویی دور از وطن و پدر و مادر در اثر یك حادثه ی پیش بینی نشده درگذشته است، پدر و مادر و خویشان و دوستان خود را داغدار نموده است. ما برای آن مرحوم از خداوند متعال طلب رحمت می كنیم و برای بازماندگان آن مرحوم نیز از خداوند صبر و اجر مسئلت می نماییم.

این گونه حوادث كه انسان در نیمه راه زندگی به كام مرگ برود برای همه ی طبقات پیش می آید، ما خود در ده پانزده ساله ی طلبگی كه در حوزه ی علمیه ی قم تحصیل می كردیم چند حادثه نظیر این حادثه را مشاهده كردیم كه طلبه ی جوانی در دیار غربت و دور از پدر و مادر و خویشاوندان از دنیا می رفت و دوستانش ناراحت می شدند. ولی من همواره در آنجا در این گونه حوادث شاهد یك نوع احساسی بودم كه این گونه درگذشتها را قابل تحمل و احیاناً مطبوع و مغبوط می كرد. در چنین حوادثی آیه ی كریمه ای كه قرائت كردم زیاد به خاطرها می آمد، همه به هم می رسیدند و می گفتند: بلی، فلانی مصداق این آیه واقع شد: «وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً اِلَی اللّهِ وَ رَسولِهِ ثُمَّ یُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أجْرُهُ عَلَی اللّهِ» . فلانی شهید از دنیا رفت، در نیمه راه حركت به سوی خدا مرد، خداوند وعده داده است كه هركس به سوی خدا و رسول سفر كند و در نیمه راه، اجل او را دریابد، عهده دار اجر و پاداشش خداست.

در این آیه نكته ای است: نفرمود هركس به مدینه هجرت كند، فرمود هركس به سوی خدا هجرت كند، كسی كه هدف و مقصودش خدا باشد.

در صدر اسلام كه تنها مدینه دارالاسلام بود و مسلمانان موظف بودند كه به آنجا مهاجرت كنند، مهاجرت می كردند، و برای هجرت اهمیت و منزلت فوق العاده ای قائل بودند، ولی رسول اكرم برای اینكه جمعیت را از اشتباه بیرون آورد و حساب معنوی دین را از حسابهای ظاهری دنیایی جدا كند، جمله ای فرمود كه مضمونش این است: «انّما الاعمال بالنّیّات، لكلّ امرئ ما نوی. فمن هاجر الی اللّه و رسوله فهجرته الی اللّه و رسوله، و من كان هجرته لدنیا یطلبها أوامرأة یزوّجها فهجرته الی ما هاجر
جلد یك . ج1، ص: 25
الیه» .
.

لهذا كسانی بودند كه هجرت كرده و به مدینه آمده بودند و مهاجر شناخته نمی شدند و كسانی بودند كه نتوانستند به مدینه بیایند ولی نیت آنها این بود و مهاجر شناخته شدند.

2. هیچ گاه در حوزه های علوم دینی نسبت به جوانی كه در نیمه راه تحصیل علوم از دنیا می رود این فكر پیدا نمی شود كه بیچاره نفله شد، هدر رفت، بلكه این احساس به وجود می آید- و ما شاهد بودیم- كه نوعی توفیق شامل حالش شد، در حال انجام وظیفه ی مقدس از دنیا رفت. در عین اینكه از جنبه ی اجتماع اظهار تأسف می شد كه از وجود او محروم ماند، از جنبه ی خودش در عین اینكه مرگ بود و از بین رفتن، نوعی احساس جبران نیز در كار بود. چرا؟ آیا به جهت اینكه راه راه علم بود؟ نه. آیا از آن جهت كه علوم علوم دینی بود؟ باز هم نه. بلكه فقط به این تصور كه این انسان كه از خانه ی خود خارج شد هدف و منظور شخصی و مادی نداشت، نمی خواست با این وسیله جیبی پر كند، به مقام و شهرتی برسد. اولاً می خواست مراتب یقین و ایمان را طی كند.

یعنی خود هدایت بشود، ثانیاً می خواست واقعاً به دیگران خدمت كند، دیگران را هدایت نماید. سفر الی اللّه به این نیست كه انسان از شهری به شهر دیگر برود و از مكانی به مكان دیگر مثلاً به كره ی ماه سفر كند.

سلوك راه عشق از خود رهایی است
نه طی منزل و قطع مسافات [1]
جلد یك . ج1، ص: 26
3. گذشتگان ما مثلی آورده اند و گفته اند: «عالم شدن چه آسان، آدم شدن چه مشكل» . كار نداریم به آسان بودن و مشكل بودن و آسانتر بودن و مشكلتر بودن عالم شدن و آدم شدن؛ سخن در تفكیك است میان ایندو. مگر آدم شدن غیر از عالم شدن است؟ مگر نه این است كه انسان هر اندازه عالمتر بشود آدمتر شده است؟ آدم شدن قطعاً به پول دارشدن و به زورمندشدن نیست، پس به عالم شدن است.

جواب این است كه عالم شدن البته تاحدودی شرط آدم شدن هست ولی خود آدم شدن نیست، همچنانكه به قول سعدی سخن گفتن و خور و خواب و خشم و شهوت هیچ كدام آدمیت نیست:

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
اگر آدمی به چشم است و زبان و گوش و بینی
چه میان نقش دیوار و میان آدمیت
خورو خواب و خشم و شهوت شغب است و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
به حقیقت آدمی باش و گرنه مرغ باشد
كه همی سخن بگوید به زبان آدمیت
اگر آن درنده خویی ز طبیعتت بمیرد
همه عمر زنده باشی به روان آدمیت
رسد آدمی به جایی كه به جز خدا نبیند
بنگر كه تا چه حد است مكان آدمیت
طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت
بدر آی تا ببینی طیران آدمیت
نه بیان فضل كردم كه نصیحت تو گفتم
هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت
- (طیبات، ص 561) .

سعدی در این اشعار خود آدمیت را از اینكه كسی لباس زیبا داشته باشد و یا چشم و گوش و زبان و بینی داشته باشد، و یا سخن گفتن بداند،
جلد یك . ج1، ص: 27
و یا خواب و خوراك و خشم و شهوت داشته باشد نفی می كند. اما ببینیم آدمیت را كه به اینها نمی داند به چه چیز می داند. در سه شعر ماقبل آخر بیان كرده است: درنده خویی از طبیعت انسان بمیرد، از پای بند شهوت آزاد شود و به اصطلاح آزادی معنوی پیدا كند. در یكی از این سه شعر نتیجه ی رهایی از درنده خویی و از پای بند شهوت را چنین توصیف می كند كه آدمی به جایی می رسد كه جز خدا نمی بیند، به این معنی كه جز خدا چیزی را لایق خدمت و فعالیت برای او نمی بیند. و باز به قول خود سعدی می رسد به جایی كه:

همه هرچه هستند از آن كمترند- كه با هستی اش نام هستی برند. می گوید:

ره عقل جز پیچ در پیچ نیست
بر عارفان جز خدا هیچ نیست
توان گفتن این با حقایق شناس
ولی خرده گیرند اهل قیاس
كه پس آسمان و زمین چیستند؟
بنی آدم و دیو و دد كیستند؟
پسندیده پرسیدی ای هوشمند
جوابت بگویم كه آید پسند
كه خورشید و صحرا و كوه و فلك
پری، آدمیزاد و دیو و ملك
همه هرچه هستند از آن كمترند
كه با هستی اش نام هستی برند
4. وقتی كه سخن به اینجا رسید كه آدمیت به این است كه درنده خویی از طبیعت انسان بمیرد، انسان از پای بند شهوت آزاد گردد، این سخن به میان می آید كه عامل آدمیت، عامل و قدرتی كه درندگی و درنده خویی [را] از طبیعت انسان بگیرد چیست؟ اینجاست كه پای یگانه قدرتی به میان می آید كه فقط اوست چنین اعجازی را انجام دهد. همان طور كه در مقدمه ی كتاب (محمد خاتم پیامبران) گفته ایم همه ی دژها برای قدرت علمی و فنی بشر تسخیرپذیر است الاّ یك دژ. . .
جلد یك . ج1، ص: 28
5. راجع به آدمیت كه به چی است، همچنین باید بحث كنیم كه آیا انسان آن چیزی است كه می داند یا آن چیزی است كه می خواهد. آیا شخصیت واقعی انسان بیشتر بستگی دارد به چیزهایی كه می خواهد یا به چیزهایی كه می داند؟ آیا انسان تابع آن چیزی است كه می داند و به سوی چیزهایی كشیده می شود كه می داند و یا به سوی چیزهایی كشیده می شود كه می خواهد؟ سوم اینكه آیا سعادت انسان بستگی دارد به اینكه چه چیز بخواهد و یا چه چیز بداند؟ .

شك ندارد كه انسان، هم باید بداند و خوب و زیاد بداند و هم باید خوب و عالی بخواهد، اما سخن در این است كه جوهر شخصیت انسان علم است یا اراده؟ .

در این زمینه هر دو نوع سخن در زبان عرفای ما آمده است. از طرفی گفته اند:

هر چیز بود فكر تو، جان تو همان است
هر نقش گمان تو روان تو همان است
و هم گفته اند:

ای برادر تو همه اندیشه ای
مابقی تو استخوان و ریشه ای
گر بود اندیشه ات گل گلشنی
ور بود خاری تو هیمه ی گلخنی
از طرف دیگر گفته اند:

تا در طلب گوهر كانی كانی
تا در پی جستجوی جانی جانی
من فاش كنم حقیقت مطلب را
هر چیز كه در جستن آنی آنی
و هم گفته اند:

ده بود آن نه دل كه اندر وی
گاو و خر باشد و ضیاع و عقار
ایضاً:

لقد صار قلبی قابلاً كل صورة
فمرعی لغزلان و دیر لرهبان
منسوب به مولوی است (شعر اول در (مثنوی) پیدا نشد) :

حالتی گرگی درآید در بشر
حالتی یوسف رخی همچون قمر
گاه خورشیدی و گه صحرا شوی
گاه كوه قاف و گه عنقا شوی
اما مولوی اضافه می كند:
جلد یك . ج1، ص: 29
تو نه این باش نه آن در ذات خویش
ای برون از وهمها وز بیش بیش
6. رابطه ای هست میان علم و اراده. آنگاه كه علم، صرف انبار معلومات و اطلاعات باشد ماهیت انسان را عوض نمی كند. علمی كه ماهیت انسان را عوض می كند یاد گرفتن فرمولها و خبرها و قضایا نیست، تغییر طرز تفكرها و داوریها و معیارها و ارزشهاست.

7. انسان ماهیتش همان چیزی است كه می خواهد. خانه اش و به تعبیر قرآن بیتش محدوده ی خواسته هایش می باشد نه محدوده ی اطلاعات و معلوماتش. انسان مادامی كه در یك محدوده ی [2]معین از خواسته ها باشد هر اندازه دایره ی علم و اطلاعش وسعت یابد همان خانه ی او كه در آن بوده وسیع تر می شود. چراغی به دست دارد و در حدود همان خانه كه بوده است و برای آن خانه فعالیت می كند، برج و باروی او را محكمتر می كند، پاسبانها و پاسدارهای بیشتری بر آن می گمارد، ولی اگر از آن محدوده خارج شد به اینكه خواسته هایش تغییر كرد و به جای دیگر منتقل شد، خانه و بیتش عوض شده است [3] امروز همه می نالند كه علم اطراف انسان را عوض كرده خودش را عوض نكرده است. می گویند ما از لحاظ ماشین توانگر و از نظر غایات و مقاصد فقیر هستیم ویل دورانت در مقدمه ی (لذات فلسفه) . می گویند علم ترقی كرده و اخلاق و انسانیت ترقی نكرده بلكه تنزل كرده است. همه، دلیل بر مدعای من است كه خروج از بیت حیوانیت و رسیدن به شهر آدمیت تنها با علم میسر نیست.

اینجاست كه لزوم ایمان و نقش اساسی دین روشن می شود. بشر بدون دین نمی تواند سیر معنوی كند و تغییر منزل دهد از حیوانیت و سبعیت و به قول سعدی درنده خویی به آدمیت و انسانیت و مهر و
جلد یك . ج1، ص: 30
شفقت و عدل و احسان و جانبداری از خیر و خوبی و سعادت خواهی واقعی برای بشریت و اینكه مصداق این آیه باشد: «لَقَدْ جائَكُمْ رَسولٌ مِنْ أنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ. . . » . .

8. چه بدبخت است بشر كه همیشه در منزل خودخواهی باشد و چه بدبخت تر آن كه عالم باشد ولی خودپرست و حیوان و اسیر پول و قدرت و زور.

چه بدبخت است انسان كه در این جهان زندگی كند و با اینكه خود را عالم و عاقل می داند جهان را ابله و احمق و خطاكار بداند، به نظام احسن و اكمل و اتقنی قائل نباشد، مصداق «اَلَّذینَ اِذا اَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ. . . » نباشد، زبان حالش «فَصَبْرٌ جَمیلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعانُ عَلی ما تَصِفونَ» نباشد.

9. خلاصه ی سخن: رجوع شود به ورقه ی «هجرت معنوی»
[1] . اینجا این بحث پیش می آید كه معلوم می شود غیر از سیر و حركت انتقالی و مكانی نوعی سیر و حركت معنوی هم هست كه به تعبیر قرآن مهاجرت الی اللّه شمرده می شود.

این سفر معنوی با چه پایی و با چه كیفیتی است؟ به عبارت دیگر این «بیت» كدام بیت است و مقصد چیست؟ مقصد اللّه (خدا) است ولی خود نیست. ممكن است بگوییم خانه ی جهل است؛ انسان در سیر علمی خود از خانه ی ظلمت جهل خارج می شود. اما به كجا می رود، معلوم و مشخص نیست. ممكن است این خانه خانه ی خودخواهی و خودپرستی باشد؛ از خودپرستی است كه اگر انسان خارج شد به خداپرستی می رسد. مسلّماً مقصد همان است كه نام آن را آدمیت گذاشته اند. اكنون باید ببینیم علم است كه ما را به آدمیت می رساند یا چیز دیگر.
[2] . عرفای ما بر وفق تغییر خواسته ها و حالات، منازل سیر و سلوك را تنظیم كرده اند نه بر طبق مراحل علم و معلومات.
[3] . اساساً بیت در این آیه ی قرآن یعنی محدوده ی روحی. انسان دارای دو نوع محدوده ی روحی است: محدوده ی علمی و اطلاعاتی، و محدوده ی خواسته ها و تمایلات.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است