در
کتابخانه
بازدید : 707458تاریخ درج : 1391/03/27
Skip Navigation Links.
شناسه کتاب
جلد ششم
مقدمه
Collapse حرف شحرف ش
شاهان گرماب
شجاعت
شجاعت و قوّت
شجاعت و عقل
شجاعت
شخصیت
شراب
شراب و مستی
لذت و كیف شراب در مقابل لذتی كه انسان از وجود خودمی تواند ببرد
شراب
شرح صدر
شرح صدر و تعاون بقا و تنازع بقا
شرق و غرب
شرق و غرب، كینه توزیهای مسیحی ها نسبت به مسلمین
شرق و غرب- مظالم غربیها
شرق و غرب
شرك خفی
شرك
انواع شعایر اسلامی
یادداشت احیای شعایر اسلامی
تعظیم شعایر
شعر
شعر
شعر و تأثیر عجیب آن
شعر محلی
شعر خوب متنبّی
شعر، انگیزه ها
شعر و شاعری و روحیه ی خیالی
شعوبیة- ریشه ی آن
شفاعت
شفاعت- اشكالات شفاعت
مطالب مربوط به شك و سؤال
شك
شك و انكار
شك و یقین
شكایت از علم و هنر و كمال كه موجب محسود شدن و بدبختی است
شكایت از روزگار
شَوْر
یادداشت اصل شورا در اسلام
شور- مشورت
شورا
مشاوره ی پیغمبر و صحابه در قضایا
شهید و شهادت
شهادت
شهید
شهوت
شیخ و زاهد
شیطان
شیعه- تاریخ و تطورات مذهب شیعه
شیعه و سنی- سیره ی علی علیه السلام در این باب
شیعه و سنی- اختلافات و آثار مهلك آنها
شیعه- ادبیات شیعی
شیعه و سنی- مسائل خلافی فقهی
شیعه و فلسفه
شیعه- عقل شیعی
تشیع از نظر ولادیمیر مینورسكی
شیعه و ایران
شیعه و تشیع
شیعه و سنی، نزاعها و اختلافها
تشیع و قیام نهی از منكر
شیعه و سنی- اخبار غلوّ
شیعه- ادب شیعی
شیعه و سنی
شیعه و سنی و تعصبهایی كه به كار رفته
كلمه ی شیعه و كلمه ی سنی
Expand حرف صحرف ص
Expand حرف طحرف ط
Expand حرف ظحرف ظ
Expand حرف عحرف ع
Expand حرف غحرف غ
Expand حرف فحرف ف
Expand حرف قحرف ق
Expand حرف كحرف ك
Expand حرف گحرف گ
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
1. شك و تردید و جزم و یقین در امور عالم و اینكه آیا به چیزی
جلد ششم . ج6، ص: 75
می توان جزم كرد یا نه و چه چیز از نظر اعتماد فكری قابل اطمینان است و اینكه آیا دریافتهای عقل قابل اعتماد است یا دریافتهای حس یا هر دو یا هیچ كدام و اینكه تكلیف انسان با این همه خطاهای فكر و خطاهای حس چه می شود، از مسائلی است كه از قدیم الایام مورد توجه بشر بوده است. بسیاری از فلاسفه به عنوان شكاكان شناخته می شوند.

در یونان قدیم و در اسلام و در اروپای جدید گروهی هستند شكاك و اساس فكرشان را شك و تحیر تشكیل می دهد.

2. ما دو نوع شك داریم: شكی كه بیماری و مرض است مثل شكوك كثیرالشك ها و وسواسیها در طهارت و نجاست و وضو و غسل و نماز و روزه كه به آنچه طبعاً باید یقین كنند، یقین نمی كنند.

داستانها از وسواسیها خصوصاً در میان طلاب هست و این می رساند كه اجمالاً گاهی به عللی قوه ی خیال آنچنان مسلط می شود كه مانع استقرار ذهن بشود. برخی در مسائل فلسفی و كلی دچار چنین بیماری هستند.

نوع دیگر از شك مقتضای طبیعت كاوشگر و بحّاث و فحّاص بشر است كه می خواهد از همه چیز مطلع شود. این نوع از شك مقدمه ی یقین است و كمال است و ترجیح دارد بر جزم بعضی از جزمیون.

بعضی مانند كسی هستند كه راهی پیش گرفته و سر را زیر انداخته می روند و متوجه اطراف نیستند، قهراً سؤالی هم برای آنها پیش نمی آید. ولی برای برخی دیگر به این دلیل سؤال پیش می آید كه به اطراف و جوانب متوجهند. و نیز علت جزم بعضی ها حسن ظن فوق العاده و مقهوریت فكری فوق العاده ای است كه نسبت به قدما دارند و برخی دیگر دارای نوعی از روح تمرد و عصیان علیه مسلّمات گذشته اند [1]. به هر حال حالت استقلال فكری و منقاد نبودن
جلد ششم . ج6، ص: 76
بعضی ها دلیل بر رشد و قوّت فكری آنهاست.

حیوان شك نمی كند ولی جزم حیوان دون مرتبه ی شك است.

فرق است بین جزم دون شك و جزم فوق شك.

بعضی ها متوجه این نكته شده اند كه برخی از شكها بر برخی از یقینها ترجیح دارد ولی خیال كرده اند منتهای كمال این است كه بشر در همه چیز به دیده ی شك و تردید بنگرد و حال آنكه شك فضیلت مقدّمی دارد كه مقدمه ی وصول به حقیقت باشد، و بسیاری از مردم جزم دون شك دارند. شك ابوالعلا [2]مثلاً فوق جزم یك آدم كودن عادی است ولی دون جزم غزالی یا صدر المتألهین است؛ یعنی بعضی جزمها عین نفهمی است و شك مقداری فهم است و جزمی دیگر فهم كامل است.

شك آنگاه كمال است كه شك تنبلها نباشد؛ یعنی شك، تشنگی و عطش و اعلام احتیاج طبیعت است به غذای روحی، همان طوری كه احساس تشنگی اعلام خاص طبیعت است و همان طوری كه درد اعلام طبیعت است به نوعی اختلال عفونی یا عضوی. به قول مولوی:
حسرت و زاری كه در بیماری است
وقت بیماری همه بیداری است
پس بدان این اصل راای اصل جو
هركه را درد است او برده است بو
هر كه او بیدارتر پر دردتر
هركه او هشیارتر رخ زردتر
شك واقعی سائق حقیقت است، اما به شرط اینكه توأم با تنبلی نباشد و مثل آدمهای تشنه كه ساعتها تشنه بسر می برند و حالِ اینكه
جلد ششم . ج6، ص: 77
حركت كنند آبی تهیه كنند و بخورند ندارند. داستان تنبلهای شاه عباس.

3. گفتیم كه شك از آن جهت كه مقدمه ی طلب و جستجوی علمی است و مقدمه ی حركت به سوی یقین است مقدس است، نوعی احساس عطش است، البته كمال و مقدس است. باید توجه داشت كه اهل یقین همواره وادی شك و تحیر را طی كرده اند. داستانها از اهل یقین هست كه در ابتدا دچار شك و تردید بوده اند، مثل داستان غزالی. از مقدمه ی اسفار نوعی تحیر در ابتدای امر از صدر المتألهین ظاهر می شود. از همه بالاتر اینكه خداوند درباره ی سرسلسله ی اهل یقین می فرماید: ا لم یجدك یتیماً فاوی . و وجدك ضالاً فهدی . و وجدك عائلاً فاغنی . مسلماً رسول اكرم مدتی از عمر خود را كه در خلوت بسر می برد، به تأمل می گذراند و تأمل شأن یك شخص متجسس و متحیر و محقق و كاوشگر است و همان بود كه دنبال خود هدایت را آورد.

شكیات فلسفه:

4. شكیات فلسفه از شكیات فقه مهمتر است. شكیات فقه قسمتی جزئی از فقه است ولی شكیات فلسفه مكتبها را از هم جدا می كند.

5. برخی فلاسفه مطلقاً طرفدار شك می باشند و برخی دیگر كه به یقین رسیده اند، فلسفه ی خود را از شك آغاز كرده اند. ما هم گفتیم كه شك مقدمه ی یقین است و سائق حقیقت است و محرك و مهیج روح بشر است، ولی اینجا یك مطلب هست در جواب آنها كه می گویند در همه چیز شك می كنیم و یقین را مطلقاً طرد می كنند و بشر مفكّر را موجود شكی می دانند، و آن اینكه بشر قبل از آنكه موجود شكی باشد موجود جزمی است، زیرا حداقل این است كه خود شك خود را می یابد یعنی خود شك را جزماً می یابد، در خودِ شك شك ندارد، پس بشر قبل از آنكه شكی باشد جزمی است. دیگر اینكه جزمیونی هستند كه گفتیم فلسفه ی خود را از شك آغاز می كنند، مانند دكارت. اینها برخلاف شكاكان كه در همه چیز شك می كنند معتقدند خود شك مقدمه ی یقین است؛ یعنی از شك، ما به یقین
جلد ششم . ج6، ص: 78
می رسیم. قول شكاكان را از آن جهت كه منكر وصول به یقین می باشند رد می كنند ولی خودشان منزل اول را شك قرار می دهند.

بنابراین مسئله ی دومی پیش می آید در میان خود جزمیون و آن اینكه منزل اول چیست؟ آیا شك است یا یقین؟ به عقیده ی دكارت منزل اول شك است. او می گوید: من شك می كنم، پس وجود دارم [3]. ولی از نظر بوعلی منزلی قبل از این منزل وجود دارد و آن یكی از منازل یقین است و آن یقین به وجود خود است. پس در عین اینكه در بین راه منازلی از شك و یقین است، باید دانست كه منزل اول یقین است و منزل آخر نیز یقین است. شك نه منزل اول است آن طور كه دكارت فرض كرده و نه آخرین منزل است آن طور كه برخی خیال كرده اند كه كمال بشر در این است كه در همه چیز شك كند و با چشم تردید بنگرد.

6. در حدیث است كه مردی آمد حضور رسول اكرم و گفت:

هلكت. فرمود: اتاك الخبیث و سئلك من خلقك؟ فقلت: اللّه. فقال:

من خلقه و انت لم تقدر جواباً. فقال: نعم یا رسول اللّه. فقال صلی الله علیه و آله: هذا محض الایمان (نقل به معنی شد) . این حدیث می رساند كه بعضی شكوك مقدس و محترم است. معمولاً متدینین شك را از خبث طینت می دانند و او را مورد ملامت قرار می دهند و در نتیجه شك كه یك حالت طبیعی است پیدا می شود و طرف كه از ملامت می ترسد اظهار نمی كند و تجزم می كند و روحیه اش فاسد می گردد، در صورتی كه به قول ابن ابی العوجا همان طوری كه انسان سرفه اش می گیرد و باید سرفه كند تا اخلاط حنجره و سینه دفع شود طبیعتاً سؤالاتی و شكوكی برایش پیش می آید و باید اظهار كند [4] 7. مطلب دیگر كه اینجا هست این است كه در عین حال كه بشر
جلد ششم . ج6، ص: 79
بالطبیعه شك می كند، باید متوجه یك اصل دیگر هم باشد و آن روحیه ی شتابزدگی است كه در طبیعت بشر هست: خلق الانسان من عجل. و كان الانسان عجولاً. دكارت هم یكی از اصول چهارگانه ی منطقش پرهیز از شتابزدگی است. بشر شاك در اثر حالت شتابزدگی، مرز شك را حفظ نمی كند و به وادی انكار كه نوعی جزم است گام می نهد. خطر بزرگ همین است. همین شتابزدگی همواره «می دانم كه نیست» را به جای «نمی دانم» می گذارد. قرآن كریم می فرماید همواره چنین است كه انكار منكرین مبنی بر علمی نیست بلكه ظن و گمان و تخمین را به جای جزم و یقین به كار می برند: و قالوا ما هی الاّ حیاتنا الدنیا نموت و نحیا و ما یهلكنا الاّ الدهر و ما لهم بذلك من علم ان هم الاّ یظنون. و ان تطع اكثر من فی الارض یضلوك عن سبیل اللّه ان یتبعون الاّ الظن و ان هم الاّ یخرصون. بل ادارك علمهم فی الاخرة. ایضاً آیات سوره ی مباركه ی نجم. ایضاً: یعلمون ظاهراً من الحیوة الدنیا و هم عن الاخرة هم غافلون. این را هم باید دانست كه بعضی خیال می كنند كه انكار دلیل نمی خواهد، در صورتی كه انكار هم دلیل می خواهد و آنها یك امر قضایی را با یك امر فلسفی اشتباه كرده اند. در گفتار «انكارهای بیجا» [5]در این باره بحث كرده ایم، رجوع شود.

8. حدیثی از بصائرالدرجات و سخنی از بوعلی در این زمینه هست. برای این حدیث رجوع شود به ورقه ی علم و یقین- تصدیق و تكذیب باید مبنای علمی و قطعی داشته باشد، و برای كلام بوعلی رجوع شود به ورقه ی انكارهای بیجا.

9. عطف به نمره ی 2 گفتیم دو نوع شك داریم: شكی كه وسواس است و شكی كه عطش و تشنگی و اعلام حاجت طبیعت است. شاید آنچه در سوره ی مباركه یقل اعوذ برب الناسآمده است همان وسوسه های قسم اول باشد [6]و اما آنچه در حدیث وارد شده كه
جلد ششم . ج6، ص: 80
وسوسه در خلقت در همه كس هست حتی انبیا، ظاهراً مقصود شك و تحیر قسم دوم است.

به هرحال از اینكه در دین، شیطان و وسوسه یك امر عمومی شناخته شده و اینكه هیچ كس از شر او مصون نیست، می رساند كه نباید شك افراد را به حساب خبث طینت آنها گذاشت و نباید افراد را با صرف شك ملامت كرد و تحقیر نمود.

10. آیا آدم شكاك در حال شك موظف به اعمال شرعیه هست یا باید كوشش كند اول از خود رفع شك كند و بعد به اعمال نماز و روزه و حج بپردازد؟ ظاهر این است كه مادامی كه شخص به صورت انكار ظاهر نكرده و در حال طلب است، عملش قبول است.

آیا قطعاً آدم شاك اگر مجاهد باشد و شكش شك تنبل نباشد، بالاخره دری از یقین به رویش باز خواهد شد یا نه؟ البته باز خواهد شد. خلاف نظام عالم است كه تشنگی باشد و آب نباشد. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. 11. آنچه در آیات و روایات به عنوان ذم تقلید وارد شده تلویحاً دعوت به شك در گفتار بزرگان است و سلب اعتماد به گفته ی آنها از آن جهت كه گفته ی آنهاست می باشد و در حقیقت دعوت به شجاعت عقلی و تذكر به حق انتقاد و اعتراض و تشكیك است برای همه كس، یعنی حق تشكیك برای همه محفوظ است.

12. منشأ شك و تردید دو چیز است. گاهی مسئله ی مورد شك به صورت صحیح و كاملی مطرح است ولی دلایل كافی برای اثبات مسئله وجود ندارد، مثل اینكه الان این مسئله برای بشر مطرح است كه آیا جانداری در كره ی مریخ یا سایر كرات وجود دارد یا وجود ندارد؟ این مسئله به صورت صحیح و كاملی مطرح است و تردید بشر از این جهت است كه هنوز دلایل كافی در دست نیست. و همچنین راجع به متناهی بودن فضا اختلاف است و علت این است كه دلایل مدعیان تناهی برای منكرین كافی نیست. ولی گاهی علت شك یا انكار این است كه خود مسئله به صورت صحیح و كاملی مطرح
جلد ششم . ج6، ص: 81
نیست، مثل اینكه اگر ما بخواهیم برای یك بچه دبستانی یا دبیرستانی مسئله ی زمان را مطرح كنیم البته به او خواهیم گفت كه زمان آن چیزی است كه می گذرد، فوراً در ذهن او یك موجودی نظیر آدم مجسم می شود كه تند تند راه می رود و عبور می كند. در موضوع خدا و روح، علت شك و انكار و الحاد این است كه شاك یا منكر چیز دیگری را به این نام برای خود طرح كرده است. او خدا را در لابراتوار و روح را زیر چاقوی تشریح می خواهد پیدا كند [7]! ! ! از اینجا معلوم می شود كه چرا با اینكه توحید یك مسئله ی ساده ای است و از نظر قرآن قابل شك نیست(أ فی اللّه شك فاطر السموات و الارض)گروه معتنابهی از دانشمندان جهان یا در حال انكار و الحادند و یا در حال تردید. اگر كسی در كلمات آنها جستجو كند می فهمد كه آنها واقعاً منكر خدا نیستند، منكر چیزی هستند كه خودشان در ذهن خودْ خدا فرض كرده اند. ما هنوز یك نفر منكر خدا پیدا نكرده ایم، همه ی منكرین خدا منكر مفروض ذهن خود هستند كه هیچ گونه صفات خدایی ندارد. قرآن كه می گوید در خدا نمی توان شك كرد، یعنی از نظر دلیل نه از نظر موضوع. علت دیگر شك و شبهه ها مواجه شدن به اصطلاح با دلایل مخالف است. البته در باب توحید دلیل مخالف بر اثبات صانع یا توحید یا احدیت یا علم و قدرت حق نداریم. آنچه به صورت دلیل مخالف داریم شبهاتی است در موضوع حكمت بالغه و نظام احسن [8]. در این زمینه به صورت شعر و نثر، به صورت موافق و مخالف، زیاد سخن گفته شده است.

در خود قرآن می فرماید: ربنا الذی اعطی كل شی ء خلقه ثم هدی [9]. و الذی قدّر فهدی. الذی خلق سبع سموات طباقاً ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تری من فطور. . .
جلد ششم . ج6، ص: 82
غزالی گفت: لیس فی الامكان ابدع مما كان. در اسفار جلد 3، صفحه ی 120 بحثی در این باره دارد.

راهنمای دانشوران از خواجه طوسی نقل می كند:
جز حكم حقی كه حكم را شاید نیست
حكمی كه ز حكم حق فزون آید نیست
آن چیز كه هست آنچنان می باید
آن چیز كه آنچنان نمی باید نیست
سعدی می گوید:
آن كه هفت اقلیم عالم را نهاد
هركسی را هرچه لایق بود داد
گربه ی مسكین اگر پرداشتی
تخم گنجشك از زمین برداشتی
آن دو شاخ گاو اگر خر داشتی
آدمی را نزد خود نگذاشتی
حافظ:
مقدِّری كه به گُل نكهت و به گِل جان داد
به هركه هرچه سزا دید حكمتش آن داد
حاجی سبزواری می گوید:
ما لیس موزوناً لبعض من نغم
ففی نظام الكل كل منتظم
اما در مقام اعتراض:

ناصر خسرو می گوید: الهی فاش گویم فتنه از توست. . .

ایضاً:
بار خدایا اگر ز روی خدایی
طینت انسان همه جمیل سرشتی. . . [10]
شیطان هفت اشكال كرد به خدا كه در حدیث است تمام شبهات عالم از اینها بیرون نیست [11] 13. رجوع شود به سخنرانی «عقده های روحی» (ماشین شده و در تاریخ. . . در رادیو اجرا شده) .

جلد ششم . ج6، ص: 83
14. خلاصه:

1. معمولاً شك را شر و بد می دانند، ولی ما دو نوع شك داریم:

شكی كه بیماری است مانند شك كثیرالشك و وسواسی، و شكی كه مقتضای طبیعت بحّاث و كاوشگر بشر است و خداوند انسان را چون حقیقت جو آفریده است مقدمه اش تردید و تحیر است.

2. پس شك همیشه مقتضای خبث طینت نیست، عار و ننگ نیست.

3. بعضی شكها بر بعضی جزمها ترجیح دارد. شك كسی كه به اطراف نگاه می كند، بر جزم كسی كه علت عدم شك او عدم توجه به اطراف است ترجیح دارد. اینچنین كس مثل حیوان است كه شك نمی كند. عدم شك حیوان فضیلت نیست.

4. شك نوعی كفر و تمرد و عصیان است اما تمرد و عصیان مطلوب، زیرا همیشه ایمان باید با عصیان و تمرد و كفر توأم باشد.

شكی كه منشأش عدم تسلیم به تقالید بی دلیل است، فضیلت است.

5. شك بر جزم ناشی از لَختی ترجیح دارد ولی جزم فوق شك البته ترجیح دارد.

6. شك هدف نیست، وسیله و مقدمه ی یقین است. غزالی می گوید: حداقل خدمت من به تو این است كه تو را به شك می افكنم و شك پایه ی تحقیق است. شبلی شمیّل می گوید: الشك اول مراتب الرشد.

7. بعضی ها علم و فلسفه ی خود را از شك شروع كرده اند، یعنی شك را اولین منزل دانسته اند مانند دكارت. بعضی ها شك و تحیر را آخرین منزل دانسته اند و اساساً هیچ چیز را قابل یقین نمی دانند مانند همه ی شكاكان و اخیراً تقدیس كنندگان مقام خیام، و بعضی اساساً شك را ناشی از خبث طینت می دانند و به قول آن روضه خوان با «یا حسین» می خواهند آن را زایل كنند. ولی حقیقت این است كه شك (در غیر موارد خاصی نظیر وسواسی) نه خبث طینت است و نه اولین منزل است و نه آخرین منزل است، شك ابزار سفر و محرك مسافرت
جلد ششم . ج6، ص: 84
است.

8. شك در روح مانند احساس درد در جسم است كه اعلام احتیاج طبیعت است.

9. آیه یو وجدك ضالاً فهدی. داستان غزالی و عنوان بصری.

10. خداوند وعده ی وصول به یقین داده است: والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. 11. حدیث مردی كه آمد حضور رسول اكرم و گفت: انی هلكت. . .

12. تشبیه ابن ابی العوجا سؤال را به سعال [12] 13. اموری كه موجب بروز شك می شود:

گاهی شك مولود علم و اطلاع جدید و كافی نبودن معلومات قدیم برای تصمیم و جزم و یقین است.

گاهی به علت تنبلی و نرفتن دنبال تحقیق است.

گاهی به علت غرض و تباه كردن عقل است.

گاهی به علت درهم ریختن سیمها و كابلها و اتصال سیمها و بهم خوردن كلافه و پیدایش گره است و معمولاً از راه عدم تشخیص موضوع است. حكما می گویند: برخی مسائل تصدیقش ملازم است با تصورش، اشكال در تصورش است. منشأ شك در خدا همین است.

گاهی به علت این است كه از طرفی دلیل كافی بر اصل مطلب هست ولی از طرف دیگر ذهن مواجه می شود با دلیل به اصطلاح مخالف. در باب توحید اغلب مردم دلایلی بر معرفة اللّه دارند ولی در موضوع خیر و شر و حكمت بالغه دچار تردید می شوند.

14. شكاكین یونانیان و متحیرین و شكاكین اسلام از قبیل ابوالعلا و خیام و غیر اینها و همچنین ملاحده و زنادقه در اسلام از قبیل ابن ابی العوجا و ابن المقفع و ابن طالوت و بشاربن برد و غیر اینها
[1] نوعی كفر به طواغیت است، نوعی فعالیت جسورانه و متجرّیانه است، جرأت و شهامت و شجاعت عقلی و جسارت دماغی است. بعضی دماغها آنقدر جسارت و شجاعت ندارند كه به خود شك راه دهند، از ترسْ شعور باطن آنها به آنها جزم تحمیل كرده است.

رجوع شود به ورقه های سؤال و ورقه های بعثت رسول اكرم و ورقه های انكار بیجا و دفتر 93 نمره ی 69، تحت عنوان «تسلیم و انقیاد یا تمرد و عصیان» .
[2] رجوع شود به كتابابوالعلاءاز كتب جیبی.
[3] البته خود دكارت آخرالامر می گوید: در هر چیزی شك كنم، در خودِ شك شك نمی كنم. پس منزل اول را یقین می داند. اختلاف بوعلی و دكارت در «شك در خود» است كه امكان پذیر است یا نه؟
[4] رجوع شود بهالكنی و الالقابذیل نام ابن ابی العوجا و بهبحارواحتجاج طبرسی.
[5] [در كتاببیست گفتار]
[6] برای این قسمت رجوع شود بهسفینة البحارماده ی «بلس» و «شطن» و «وسوس» .
[7] رجوع شود به یادداشتهای توحیدی، سخنرانیهای انجمن باغ صبا.
[8] و به عبارت دیگر در كار خدا. شناختن كار خدا از شناختن خود خدا مشكلتر است. شناختن خدا فطری است نه كار خدا كه این صد درصد فلسفی است.
[9] ایضاً: الذی احسن كل شی ء خلقه.
[10] رجوع شود به دفتر مبدأ و معاد، نمره ی 26.
[11] رجوع شود بهملل و نحلشهرستانی.
[12] [یعنی سرفه ]
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است