در
کتابخانه
بازدید : 43679تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
عرض كردم خطابه و منبر در كشور ما مولود حادثه ی عاشوراست. چطور مولود حادثه ی عاشوراست؟ امام حسین علیه السلام در زمان خودش علیه جریانی قیام كرد و شهید شد به همان ترتیبی كه می دانیم. روایاتی هم در زمینه ی عزاداری برای آن حضرت وارد شده است كه برای یك نفر شیعی مذهب امكان ندارد كه آن روایات را انكار كند، یعنی از مسلّمات مذهب شیعه است. از ناحیه ی ائمه ی اطهار علیهم السلام توصیه و تأكید فراوان به احیای سنت عاشورا شده است و به اشخاصی كه شاعر بوده اند بسیار توصیه شده كه در این موضوع شعر بگویید و احساسات مردم را تحریك كنید. نسبت به اشخاصی كه در مجالس اقامه ی سنت عاشورا متأثر می شوند و اشك می ریزند تقدیس رسیده است. احادیث زیادی هست راجع به ثواب گریه بر سیدالشهداء (سلام اللّه علیه) . این احادیث را امشب نمی خواهم بخوانم ولی اجمالاً همین قدر عرض می كنم برای یك نفر شیعه مذهب جای تردید نیست كه این دستور در مذهب ما هست.
اینجا دو مطلب است كه لازم است طرح شود: یكی اینكه فلسفه ی قیام امام حسین چه بود؟ چرا امام حسین قیام كرد؟ انگیزه ی قیام چه بود؟ دیگر اینكه فلسفه ی این دستور از طرف پیشوایان دین كه موضوع قیام امام حسین برای همیشه باقی بماند و زنده بماند و فراموش نشود چیست؟ فلسفه ی اینكه سنت عاشورا زنده بماند چیست؟ مطابق عقیده ی ما كه شیعه هستیم هیچ دستوری از دین خالی از حكمت و فلسفه نیست.
این دو تا باید معلوم بشود. اگر این دوتا معلوم شد آنوقت معلوم خواهد شد كه این دستور چه دستور بزرگی است و چقدر باید از حادثه ی عاشورا و از دستوری كه درباره ی آن رسیده استفاده كرد.
اما اینكه امام حسین چرا قیام كرد؟ این را سه جور می توان تفسیر كرد. یكی اینكه بگوییم قیام امام حسین یك قیام عادی و معمولی بود و- العیاذ باللّه- برای هدف شخصی و منفعت شخصی بود. این تفسیر است كه نه یك نفر مسلمان به آن راضی می شود و نه واقعیات تاریخ و مسلّمات تاریخ آن را تصدیق می كند.
تفسیر دوم همان است كه در ذهن بسیاری از عوام الناس وارد شده كه امام حسین كشته شد و شهید شد برای اینكه گناه امت بخشیده شود. شهادت آن حضرت
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 336
به عنوان كفاره ی گناهان امت واقع شد، نظیر همان عقیده ای كه مسیحیان درباره ی حضرت مسیح پیدا كردند كه عیسی به دار رفت برای اینكه فدای گناهان امت بشود؛ یعنی گناهان اثر دارد و در آخرت دامنگیر انسان می شود، امام حسین شهید شد كه اثر گناهان را در قیامت خنثی كند و به مردم از این جهت آزادی بدهد. در حقیقت مطابق این عقیده باید گفت امام حسین علیه السلام دید كه یزیدها و ابن زیادها و شمر و سنان ها هستند اما عده شان كم است، خواست كاری بكند كه بر عده ی اینها افزوده شود، خواست مكتبی بسازد كه از اینها بعداً زیادتر پیدا شوند، مكتب یزیدسازی و ابن زیاد سازی بگرد كرد [1]. این طرز فكر و این طرز تفسیر بسیار خطرناك است.

برای بی اثر كردن قیام امام حسین و برای مبارزه با هدف امام حسین و برای بی اثر كردن و از بین بردن حكمت دستورهایی كه برای عزاداری امام حسین رسیده، هیچ چیزی به اندازه ی این طرز فكر و این طرز تفسیر مؤثر نیست. باور كنید كه یكی از علل - گفتم یكی از علل، چون علل دیگر هم در كار هست كه جنبه ی قومی و نژادی دارد- كه ما مردم ایران را این مقدار در عمل لاقید و لاابالی كرده این است كه فلسفه ی قیام امام حسین برای ما كج تفسیر شده، طوری تفسیر كرده اند كه نتیجه اش همین است كه می بینیم. به قول جناب زید بن علی بن الحسین درباره ی مرجئه [2]: «هؤُلاءِ اَطْمَعُوا الْفُسّاقَ فی عَفْوِ اللّهِ» یعنی اینها كاری كردند كه فسّاق در فسق خود به طمع عفو خدا جری شدند. این عقیده ی مرجئه بود در آن وقت. و در آن وقت عقیده ی شیعه در نقطه ی مقابل عقیده ی مرجئه بود، اما امروز شیعه همان را می گوید كه در قدیم مرجئه می گفتند. عقیده ی شیعه همان بود كه نصّ قرآن است: اَلَّذینَ امَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ، هم ایمان لازم است و هم عمل صالح.
تفسیر سوم این است كه اوضاع و احوالی در جهان اسلام پیش آمده بود و به جایی رسیده بود كه امام حسین علیه السلام وظیفه ی خودش را این می دانست كه باید قیام كند، حفظ اسلام را در قیام خود می دانست. قیام او قیام در راه حق و حقیقت بود.

اختلاف و نزاع او با خلیفه ی وقت بر سر این نبود كه تو نباشی و من باشم، آن كاری كه تو می كنی نكن بگذار من بكنم؛ اختلافی بود اصولی و اساسی. اگر كس دیگری هم
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 337
به جای یزید بود و همان روش و كارها را می داشت باز امام حسین قیام می كرد، خواه اینكه با شخص امام حسین خوشرفتاری می كرد یا بدرفتاری. یزید و اعوان و انصارش هم اگر امام حسین متعرض كارهای آنها نمی شد و روی كارهای آنها صحه می گذاشت حاضر بودند همه جور مساعدت را با امام حسین بكنند، هرجا را می خواست به او می دادند؛ اگر می گفت حكومت حجاز و یمن را به من بدهید، حكومت عراق را به من بدهید، حكومت خراسان را به من بدهید می دادند؛ اگر اختیار مطلق هم در حكومتها می خواست و می گفت به اختیار خودم هرچه پول وصول شد و دلم خواست بفرستم می فرستم و هرچه دلم خواست خرج می كنم كسی متعرض من نشود، باز آنها حاضر بودند. جنگ حسین جنگ مسلكی و عقیده ای بود، پای عقیده در كار بود، جنگ حق و باطل بود. در جنگ حق و باطل، دیگر حسین از آن جهت كه شخص معین است تأثیر ندارد. خود امام حسین با دو كلمه مطلب را تمام كرد. در یكی از خطبه های بین راه به اصحاب خودش می فرماید (ظاهراً در وقتی است كه حرّ و اصحابش رسیده بودند و بنابراین همه را مخاطب قرار داد) : اَلا تَرَوْنَ اَنَّ الْحَقَّ لایُعْمَلُ بِهِ وَ الْباطِلَ لایُتَناهی عَنْهُ، لِیَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فی لِقاءِ اللّهِ مُحِقّاً [3] آیا نمی بینید كه به حق رفتار نمی شود و از باطل جلوگیری نمی شود؟ پس مؤمن در یك چنین اوضاعی باید تن بدهد به شهادت در راه خدا. نفرمود «لِیَرْغَبِ الْاِمامُ» وظیفه ی امام این است در این موقع آماده ی شهادت شود، نفرمود «لِیَرْغَبِ الْحُسَیْنُ» وظیفه ی شخص حسین این است كه آماده ی شهادت گردد. فرمود: لِیَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ وظیفه ی هر مؤمن در یك چنین اوضاع و احوالی این است كه مرگ را بر زندگی ترجیح دهد. یك مسلمان از آن جهت كه مسلمان است، هر وقت كه ببیند به حق رفتار نمی شود و جلو باطل گرفته نمی شود وظیفه اش این است كه قیام كند و آماده ی شهادت گردد.
این سه جور تفسیر: یكی آن تفسیری كه یك دشمن حسین باید تفسیر بكند.

یكی تفسیری كه خود حسین تفسیر كرده است كه قیام او در راه حق بود. یكی هم تفسیری كه دوستان نادانش كردند و از تفسیر دشمنانش خیلی خطرناك تر و گمراه كن تر و دورتر است از روح حسین بن علی.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 338
اما قسمت دوم كه چرا ائمه ی دین این همه تأكید كردند كه مجلس عزا بپا دارید؟ این هم به همین دلیل كه عرض كردم: چون امام حسین كشته نشد برای منفعت شخصی، امام حسین كشته نشد برای اینكه خودش را فدای گناهان امت كرده باشد، امام حسین در راه حق كشته شد، در راه مبارزه با باطل كشته شد. ائمه ی دین خواستند مكتب حسین در دنیا باقی بماند، شهادت حسین به صورت یك مكتب (مكتب مبارزه ی حق با باطل) برای همیشه باقی بماند؛ و الّا چه فایده به حال امام حسین كه ما گریه بكنیم یا نكنیم، و چه فایده به حال خود ما دارد كه صرفاً بنشینیم یك گریه ای بكنیم و بلند شویم و برویم؟ ائمه ی دین خواستند قیام امام حسین به صورت یك مكتب و به صورت یك مشعل فروزان همیشه باقی بماند. این یك چراغی است از حق، از حقیقت دوستی، از حقیقت خواهی. این یك ندایی است از حق طلبی، از حرّیت، از آزادی. این مكتب حرّیت و این مكتب آزادی و این مكتب مبارزه با ظلم را خواستند برای همیشه باقی بماند. در زمان خود ائمه ی اطهار كه این دستور صادر شد، سبب شد كه جریانی زنده و فعال و انقلابی به وجود آید. نام امام حسین شعار انقلاب علیه ظلم گشت. یك عده شاعر انقلابی به وجود آمد؛ كمیت اسدی به وجود آمد، دِعبِل خُزاعی به وجود آمد. دعبل خزاعی می دانید كیست؟ كمیت اسدی می دانید كیست؟ اینها دو نفر روضه خوان اند اما نه مثل روضه خوانی من. دو نفر شاعرند مرثیه گو اما نه مثل مرثیه گویی های محتشم و غیره. دلم می خواهد شما اشعار كمیت اسدی، اشعار دعبل خزاعی و اشعار ابن الرومی و اشعار ابوفراس حَمْدانی كه به عربی است با همین اشعار محتشم كه هزارتا خواب برایش نقل می كنند، مقایسه كنید و ببینید آنها كجا و اینها كجا! آنها دارند مكتب حسین را نشان می دهند. كمیت اسدی با همان اشعارش از یك سپاه بیشتر برای بنی امیه ضرر داشت. این مرد كی بود؟ یك روضه خوان بود اما چه روضه خوانی؟ آیا روضه خوانی بود كه بیاید چهارتا شعر مفت بخواند و پول بگیرد و برود؟ شعر می گفت كه تكان می داد دنیا را، تكان می داد دستگاه خلافت وقت را.
عبداللّه بن حسن بن علی، معروف به عبداللّه محض، تحت تأثیر شعرهای كمیت قرار گرفت؛ به عنوان صله ی آن ابیات جاندار، سند مزرعه ی خود را آورد داد به كمیت.

كمیت گفت: محال و ممتنع است كه بگیرم، من مرثیه خوان سیدالشهداء هستم، من برای خدا مرثیه گفته ام، پول نمی گیرم. اصرار فوق العاده كرد. بالاخره گرفت. بعد از
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 339
مدتی آمد پیش عبداللّه بن حسن بن علی و گفت: من خواهشی دارم از تو، آیا قبول می كنی؟ گفت: البته قبول می كنم، اما من كه نمی دانم چیست. گفت: اول باید قول بدهی كه عمل می كنی، بعد می گویم. قول داد و شاید قسم هم خورد. همین كه قول از او گرفت سند را آورد پس داد، گفت: من نمی توانم این را بگیرم.
وقت دیگر بنی هاشم برایش پول جمع كردند و دادند، هركاری كردند قبول نكرد و گفت: محال و ممتنع است كه بگیرم.
این مرد به خاطر همین اشعار و همین نوع مرثیه خوانی چه سختیها كشید و چه روزگارها دید و به چه وضعی او را كشتند! این مرد را گرفتند و در خانه ی یوسف بن عمر ثقفی كه حاكم آن روز كوفه بود هشت نفر ریختند به سرش، شمشیرها به بدنش زدند. آخرین حرفی كه در آخرین نفس گفت این بود: «اَللّهُمَّ آلَ مُحَمَّدٍ، اَللّهُمَّ آلَ مُحَمَّدٍ» خدایا اهل بیت پیغمبر، خدایا اهل بیت پیغمبر. این آخرین كلمه ای بود كه به زبان این مرد آمد.
دعبل بن علی خزاعی را آیا می شناسید؟ خودش می گفت: پنجاه سال است كه دار خودم را روی دوش گرفته ام و راه می روم. ببینید ارزش ادبی این دو نفر مرثیه گو كه ائمه ی دین اینها را درست كردند چه بوده. ببینید اینها صرفاً یك مرثیه گو هستند، مرثیه خوان هستند. آنها مرثیه گفته اند اما نه به صورت «عمّه من غریبم» . حماسه ها گفته اند چه حماسه هایی! یك قصیده ی آنها به اندازه ی یك سلسله مقالات كه یك نفر مفكّر انقلابی بنویسد اثر دارد. اینها در زیر چتر مرثیه ی سالار شهیدان امام حسین علیه السلام چه انتقادهای لاذع و گزنده ای از بنی امیه و از بنی عباس كردند و چه ها بر سر آنها آوردند!
شما می شنوید متوكل دستور داد قبر حسین بن علی را آب بندند و كسی نرود به زیارت حسین بن علی؛ اگر كسی می رود دستش را ببُرند، اگر كسی اسم حسین بن علی را ببرد چنین و چنان بكنند. لابد خیال می كنید این آدم یعنی متوكل فقط گرفتار یك عقده ی روحی بود، یك دشمنی و یك كینه ی بی منطقی با نام حسین بن علی داشت.

نه آقا، آن روز نام حسین بن علی در اثر توصیه و تأكیدهای ائمه به عزاداری و در اثر به وجود آمدن امثال كمیت ها و دعبل بن علی ها، پدر متوكل را درمی آورد. متوكل می دید هریك از اینها به اندازه ی یك سپاه علیه او مؤثر هستند، می دید نام حسینِ مرده از خود حسینِ زنده برای او و امثال او كمتر مزاحم نیست، چون ائمه ی دین در اثر
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 340
همین توصیه و دستورها نگذاشتند حسین بن علی بمیرد؛ به صورت یك فكر، به صورت یك ایده، به صورت یك عقیده ی مبارزه با ظلم، حسین را زنده نگه داشتند.

متوكل هم در حساب خودش خوب حساب كرده بود، حساب كرده بود بلكه بتواند این فكر را و این ذكر را و این ایده را و این عقیده را از بین ببرد، و الّا خیلی هم آدم عاقلی بود، آدم مقدس مآبی هم بود، هیچ عقده ی روحی و شخصی نداشت درباره ی حسین بن علی، ولی می دید حسین با همین مرثیه خوانی ها به صورت یك مكتب درآمده است كه دیگر متوكل نمی تواند متوكل باشد.
باز هم ما داستانها داریم. اگر كسی در این زمینه جمع آوری بكند و ببیند مرثیه های مرثیه خوان های سیدالشهداء تا آن وقتی كه از تعلیمات ائمه پیروی می كردند چه نقشی در اجتماع داشت، مورد اعجاب خواهد بود. پس اگر این دو چیز دانسته بشود- و باید دانسته بشود- می توان از همین عزاداری ها استفاده های خوب برد.
این را هم بگویم: با همه ی نقایصی كه الآن در كار است خوشبختانه مردم، احساساتی بسیار پاك و احساساتی واقعی نسبت به سیدالشهداء (سلام اللّه علیه) دارند. بعضی از اشخاص كه البته سوء نیت ندارند، چون می بینند از این قضیه سوء استفاده می شود عقیده شان این شده كه باید بكلی این قضیه از بین برود، می گویند مردم كه گریه می كنند به علت این است كه شنیده اند گناهانشان با این گریه ها بخشیده می شود و الّا گریه نمی كردند. نه آقا، این اشتباه است. واقعاً این طور نیست.

مگر می شود مردم را با تطمیع گریاند؟ ! اگر این جور است شما بیایید به یك عده مردم بگویید در یك جا جمع بشوند و بگویند به هریك از شماها چك هزار تومانی می دهیم به شرط اینكه بنشینید نیم ساعت برای فلان شخص، مثلاً برای شاه عباس گریه بكنید. اگر گریه كردند! مگر می شود چنین چیزی؟ ! گریه احساسات می خواهد. انسان تا متأثر نشود گریه نمی كند. یا باید حزن داشته باشد یا باید شوق داشته باشد. در مردم واقعاً یك نوع احساساتی حقیقی نسبت به سیدالشهداء هست، واقعاً امام حسین را دوست دارند و به او عشق می ورزند و از سوز دل برایش اشك می ریزند. در این محرم و صفر خروارها اشك از مردم ریخته می شود، در غیر محرم و صفر چقدر ریخته می شود! تا حزنی نباشد، تا اندوهی نباشد، تا عشقی نباشد، تا شوقی نباشد، تا احساساتی نباشد كه گریه نمی آید. این احساسات قیمت دارد،
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 341
خیلی هم قیمت دارد. اما حالا آن طوری كه باید و شاید استفاده نكرده ایم و استفاده ی ما استفاده ی كامل نیست مطلب دیگری است به جای خود.
ما خیلی چیزها داریم كه استفاده نكرده ایم. ما رود كارون داریم، تا حالا از آن استفاده نكرده بودیم پس باید بگوییم رود كارون به درد نمی خورد؟ ! ما سالها و قرنها در زیرِ زمین نفت داشتیم و از آن استفاده نكرده بودیم پس بگوییم نفت بد است؟ ! هزاران معدن دیگر و ذخیره ی دیگر، ما در این كشور داشته ایم و داریم و استفاده نمی كنیم.
اگر این كشور بخواهد اصلاح بشود، اگر بخواهد در جاده ی ترقی بیفتد، در جاده ی تعالی بیفتد، در جاده ی علم بیفتد، در راه صنعت بیفتد، در راه حرّیت و آزادی خواهی بیفتد، بهترین راه و نزدیكترین راه- اگر نگویم راه دیگری نیست- همین است كه از همین احساسات صادقانه ی مردم درباره ی حسین بن علی كه حقیقت دارد و واقعیت دارد و درباره ی شخصی است كه شایسته ی این احساسات است و صاحب یك مكتب بسیار بزرگ و عالی است، استفاده كنیم. چرا از دستور دین و مذهب خودمان پیروی نكنیم؟ ! خیلی دستور خوبی است، باید از آن استفاده كرد.
به هرحال این خطابه و منبر كه الآن در میان ما شایع است مولود حادثه ی عاشورا و توصیه ی ائمه ی اطهار به اقامه ی عزای سیدالشهداء است، از بركات عزاداری سیدالشهداء است. اشخاص عاقل و فهمیده و متدین گفتند حالا كه مجالسی به نام سیدالشهداء علیه السلام تشكیل می شود، حالا كه مردم به نام امام حسین جمع می شوند، چرا ما به این وسیله از یك اصل دیگر استفاده نكنیم؟ چرا ضمناً اصل دیگری را اجرا نكنیم؟ و آن، اصل امر به معروف و نهی از منكر است. لهذا حسین بن علی صاحب دو كرسی شد: یكی كرسی مرثیه خوانی و كرسی ابراز احساسات به سود مظلوم و علیه ظالم، كه اگر به طرز صحیحی اجرا شود آن همه آثار عظیم دارد كه قبلاً عرض كردم، و دیگر كرسی امر به معروف و نهی از منكر. در این كشور آنچه ارشاد و هدایت و امر به معروف و نهی از منكر قولی و زبانی می شود با نام مقدس حسین بن علی می شود. و چه كار خوبی و چه سنت خوبی بوده كه به عمل آمده است! چه خوب كردند كه كرسی حسین بن علی را ضمناً كرسی امر به معروف و تعلیمات اصول دین و فروع دین قرار دادند، از احساسات مردم نسبت به حسین بن علی كه احساسات واقعی است استفاده ی خوب كردند.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 342
مردم آنقدر كه به نام حسین بن علی جمع می شوند به نام دیگری جمع نمی شوند. خوب استفاده ای كردند كه چنین سنتی برقرار كردند. حالا در این قسمت چه جور عمل می شود، آن دیگر بستگی دارد به وضع گوینده و شایستگی او. او می تواند اصول عقاید بگوید، معالم دین را بگوید، موعظه كند، مردم را به حلال و حرام آگاه كند، مصالح دین و دنیای مردم را بگوید. مردم به هر حال از بركت حسین ابن علی آماده اند. این دیگر بستگی دارد به اینكه گوینده شایستگی بیان این حقایق را داشته باشد یا نداشته باشد.
حالا كه این جور است پس باید درباره ی این قضیه فكر كرد و نقایص آن را اصلاح كرد، هم از جنبه ی مرثیه خوانی و هم از جنبه ی ارشاد و هدایت مردم.

[1] . [پدید آورد. ]
[2] . مرجئه طایفه ای بودند كه معتقد بودند ایمان و اعتقاد كافی است، عمل در سعادت انسان تأثیر ندارد، اگر عقیده درست باشد خداوند از عمل هر اندازه بد باشد می گذرد.
[3] . تحف العقول، ص 245.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است