در
کتابخانه
بازدید : 562320تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
همچنانكه علت شكست اشتراكیت جنسی نیز همین است. اشتراكیت جنسی و از میان رفتن اختصاص از دو طرف، كه نه زن به مرد معینی اختصاص داشته باشد و نه مرد به زن معینی- همچنانكه اشاره كردیم- از طرف افلاطون پیشنهاد شد، منتها در شعاع طبقه ی حاكمه یعنی طبقه ی حاكمان فیلسوف و فیلسوفان حاكم به عقیده ی افلاطون. این پیشنهاد نه تنها مورد پذیرش دیگران واقع نشده بلكه خود افلاطون نیز از عقیده ی خود عدول كرد.

در یك قرن اخیر فردریك انگلس، پدر دوم كمونیسم نیز این فرضیه را پیشنهاد و از آن دفاع كرد اما دنیای كمونیسم آن را نپذیرفت. می گویند دولت شوروی در اثر تجربیات تلخ فراوان در اجرای تئوری اشتراكی خانوادگی انگلس، در سال 1938 قوانینی به نفع خانواده گذرانید و تك همسری را به عنوان زناشویی رسمی كمونیستی پذیرفت.

چندزنی برای یك مرد می توانسته امتیازی شمرده شود، اما چندشوهری هیچ وقت برای زن امتیازی نبوده و نخواهد بود. علت این تفاوت این است كه مرد طالب شخص زن است و زن طالب قلب مرد و فداكاریهای او. برای مرد مادامی كه شخص زن را در اختیار دارد اهمیتی ندارد كه قلب زن را از دست بدهد. از این رو مرد اهمیتی نمی داده كه در چندزنی قلب و عواطف زن را از دست می دهد. ولی برای زن قلب و عواطف مرد اصالت دارد. اگر آن را از دست بدهد، همه چیز را از دست داده است.

به عبارت دیگر، در امر زناشویی دو عنصر دخالت دارد: یكی مادی و دیگر معنوی. عنصر مادی زناشویی جنبه های جنسی آن است كه در جوانی در منتهای اوج و غلیان است و تدریجاً رو به كاهش و آرامش می رود. جنبه ی معنوی آن عواطف رقیق و صمیمانه ای است كه میان آنها حكمفرما می شود و احیاناً هرچه زمان می گذرد نیرومندتر می گردد. یكی از تفاوتهای زن و مرد این است كه برای زن عنصر دوم بیش از عنصر اول اهمیت دارد، برخلاف مرد. زناشویی برای زن بیشتر جنبه ی معنوی دارد و برای مرد بیشتر جنبه ی مادی، و لااقل جنبه ی مادی و معنوی زناشویی برای مرد مساوی
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 313
است.

گذشته از اینها در مقاله ی 24 گفتیم و سخنان یك بانوی روانشناس اروپایی را نیز شاهد آوردیم كه زن از آن نظر كه پرورش دهنده ی فرزند در رحم و دامن است، حالات روانی مخصوصی دارد كه سخت او را به محبت و عواطف مهرآمیز شوهر به عنوان پدر فرزندش نیازمند می سازد. حتی میزان محبت زن به فرزندان بستگی زیادی دارد به میزان محبت و علاقه ی مرد به او به عنوان پدر فرزندش و به عنوان عاملی كه موجب به وجود آمدن فرزند شده است. این نیاز زن منحصراً در تك شوهری برآورده می شود.

علیهذا مقایسه ی چندشوهری به چندزنی و تصور اینكه فرقی میان چندزنی و چندشوهری نیست و علت اینكه چندزنی در قسمتی از جهان معمول ومجری شده است این است كه مرد زورمندتر بوده است و علت اینكه زن نتوانسته است چندشوهری را به عنوان یك امتیاز برای خود حفظ كند ضعف و ناتوانی زن بوده است، اشتباه فاحش است.

خانم منوچهریان در كتاب انتقاد بر قوانین اساسی و مدنی ایران صفحه ی 34 می گوید:

«قانون مدنی ماده ی 1049 می گوید: هیچ كس نمی تواند دختر برادر یا دختر خواهر زن را بگیرد مگر با اجازه ی زن خود. . . زن اگر اجازه دهد شوی وی می تواند دختر برادر یا خواهر او را بگیرد. حالا باید دید كه اگر اجازه ندهد چه می شود؟ هیچ. به اصطلاح آن كه عوض دارد گله ندارد، مرد با دیگری ازدواج می كند. خوب، حالا اگر قضیه را به عكس كنیم آن وقت چه خواهد شد؟ مثلاً اگر بگوییم زن نمی تواند با پسر برادر یا پسر خواهر شوهر خود ازدواج كند (در همان حالی كه زن این شوهر است) مگر با اجازه ی شوهر، از شنیدن این سخن خون رگهای متعصب به جوش می آید و فریاد می زنند این پیشنهاد برخلاف اصول انسانیت است و اصلاً طبع و نهاد زن هم با آن مباینت دارد. در پاسخ باید گفت تنها این پیشنهاد مخالف با اصل بردگی زن است. همچنانكه یك مال بیش از یك مالك ندارد و یا اگر هم داشته باشد محصول آن پس از اِفراز باز به یك مالك بر می گردد، زن هم چون بنا به قوانین صریح و ضمنی كشور ما در حكم اموال است از این رو نباید بیشتر از یك مالك داشته باشد. . . »
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 314
در صفحه ی 73 آن كتاب می گوید:

«ما می توانیم بگوییم همچنانكه مرد تا چهار زن می تواند داشته باشد، زن هم چون بشر است و با مرد برابر، باید بتواند حقوقی را كه او دارد دارا شود.

نتیجه ی این صغری كبرای منطقی برای مردان بسیار وحشت آور می شود.

اینجاست كه خون در رگهای آنان به جوش می آید و با چهره ای برافروخته و چشمانی آتشبار فریاد می زنند: چگونه زن می تواند بیش از یك شوهر داشته باشد؟ ما در پاسخ با سردی و آرامی می گوییم: چرا مرد می تواند بیش از یك زن داشته باشد؟ .

ما در اینجا نمی خواهیم ترویج فساد اخلاق كنیم، و نمی خواهیم عفت و پاكدامنی زنان را ناچیز و بیهوده بگیریم، ولی می خواهیم به مردان بفهمانیم كه در باره ی زن عقیده ی آنان چنانكه می پندارند بر پایه ای محكم و تزلزل ناپذیر جای ندارد. زن یكی است و مرد یكی. هر دو با هم برابرند.

اگر به مردان از لحاظ اینكه مردند حق داده شده است كه تا چهار زن بگیرند، باید زنان هم همین حق را داشته باشند. اگر فرضاً از لحاظ عقل تواناتر از مرد نباشد، باید اذعان كرد كه تجلی روح و كیفیات نفسانی در زن ضعیفتر از مرد نیست. » .

چنانكه ملاحظه می فرمایید در بیانات فوق هیچ فرقی میان چندزنی و چندشوهری گذاشته نشده است جز اینكه مرد چون زور داشته است به نفع خود چندزنی را معمول داشته است، برخلاف زن كه آزادی نداشته از چندشوهری كه تنها اصل مخالف بردگی اوست دفاع كند. و نیز در بیانات فوق چنین بیان شده كه علت رواج چندزنی و شكست چندشوهری مالكیت مرد و مملوكیت زن بوده است. مرد چون مالك زن بوده است می توانسته است زنان متعدد یعنی اموال فراوان داشته باشد، اما زن چون مملوك بوده است و مملوك نمی توانسته است بیش از یك مالك داشته باشد از موهبت چندشوهری محروم مانده است.

اتفاقاً برخلاف نظر خانم نویسنده، پذیرش نیافتن چندشوهری خود دلیل است كه مرد به زن به چشم یك مال نگاه نمی كرده است، زیرا شركت در مال و مالك شدن چند نفر یك مال را و استفاده ی مشترك از آن یكی از قوانین جاری و ساری بشری در اموال است. اگر مرد به زن به چشم یك مال نگاه می كرد شركت در آن را جایز می شمرد،
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 315
همچنانكه شركت در مال و استفاده ی مشترك از آن را جایز شمرده است.

در كجای دنیا معمول است كه مال بیشتر از یك مالك نمی تواند داشته باشد تا قانون تك شوهری را ناشی از آن بدانیم؟ .

می گویند چون مرد یكی است و زن یكی، باید حقوق برابر داشته باشند. چرا مرد بتواند از حقوق چندزنی بهره مند شود و زن نتواند از حق چندشوهری استفاده كند؟ .

می گویم اشتباه شما همین جاست كه خیال كرده اید تعددزوجات جزء حقوق مرد است و تعدد شوهر جزء حقوق زن، در صورتی كه تعدد زوجات جزء حقوق زن است و تعدد شوهر نه جزء حقوق مرد است و نه جزء حقوق زن، هم بر خلاف مصالح و منافع مرد است و هم بر خلاف مصالح و منافع زن. ما بعداً ثابت خواهیم كرد كه قانون تعدد زوجات در اسلام به منظور احیاء و احقاق حقوق زن وضع شده است و اگر بنا بود جانب مرد رعایت شود اسلام همان كاری را می كرد كه دنیای غرب كرده است؛ به مرد حق استفاده و بهره برداری از زنان دیگر جز زن اول می داد ولی هیچ تعهدی برای مرد به نفع زن و فرزندان او به عنوان همسر قانونی و فرزندان قانونی قائل نمی شد. چندشوهری به نفع زن نبوده كه حقی از او سلب شده باشد.

می گویند می خواهیم به مردان بفهمانیم كه عقاید آنها در باره ی زن آنچنانكه خود می پندارند محكم و تزلزل ناپذیر نیست.

از قضاآنچه ما می خواهیم همین است. ما در مقالات آینده مبنای نظر اسلام را در باره ی تعدد زوجات خواهیم گفت. از این نویسنده و هر صاحب نظر دیگر ملتمسانه طلب می كنیم ببینند و نظر بدهند كه آیا نظر اسلام مبتنی بر یك اصل تزلزل ناپذیر است یا نه. من قول شرف می دهم اگر كسی توانست خللی در مبنای نظر اسلامی راجع به این مسأله پیدا كند، من از تمام گفته های خود در زمینه ی حقوق زن صرف نظر می كنم.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است