در
کتابخانه
بازدید : 559440تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
اگر بخواهیم به فلسفه ی مهر و نفقه در مرحله ی پنجم پی ببریم، باید اندكی توجه خود را به دوره های چهارگانه ای كه قبل از این مرحله گفته شده معطوف كنیم. حقیقت این است آنچه در این باره گفته شده جز یك سلسله فرضها و تخمینها چیزی نیست؛ نه حقایق تاریخی است و نه حقایق علمی و تجربی. پاره ای قرائن از یك طرف و بعضی فرضیه های فلسفی در باره ی انسان و جهان از طرف دیگر، منشأ پدید آمدن این فرضها و تخمینها در باره ی زندگی بشر ماقبل تاریخ شده است. آنچه در باره ی دوره ی به اصطلاح مادرشاهی گفته شده چیزی نیست كه به این زودیها بتوان باور كرد، و همچنین چیزهایی كه در باره ی فروختن دختران از طرف پدران و استثمار زنان از طرف شوهران گفته اند.

در این فرضها و تخمینها دو چیز به چشم می خورد: یكی اینكه سعی شده تاریخ بشر اولیه فوق العاده قساوت آمیز و خشونت بار و عاری از عواطف انسانی تفسیر شود.

دیگر اینكه نقش طبیعت از لحاظ تدابیر حیرت انگیزی كه برای رسیدن به هدفهای كلی خود به كار می برد، نادیده گرفته شده است.

این گونه تفسیر و اظهار نظر در باره ی انسان و طبیعت برای غربی میسر است اما برای شرقی- اگر افسون شده ی تقلید غرب نباشد- میسر نیست. غربی به علل خاصی با عواطف انسانی بیگانه است؛ قهراً نمی تواند برای عاطفه و جرقه های انسانی نقش اساسی در تاریخ قائل شود. غربی اگر از دنده ی اقتصاد برخیزد، نان می بیند و بس. تاریخ از نظر او ماشینی است كه تا نان به خوردش ندهی حركت نمی كند. و اگر از دنده ی مسائل جنسی برخیزد، انسانیت و تاریخ انسانیت با همه ی مظاهر فرهنگی و هنری و اخلاقی و
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 197
مذهبی و با همه ی تجلیات عالی و باشكوه معنوی، جز بازیهای تغییرشكل یافته ی جنسی نیست. و اگر از دنده ی سیادت و برتری طلبی برخیزد، سرگذشت بشریت از نظر او یكسره خونریزی و بیرحمی است.

غربی در قرون وسطی از مذهب و به نام مذهب شكنجه ها دیده و آزارها كشیده و زنده زنده در آتش انداختن ها مشاهده كرده است. به همین جهت از نام خدا و مذهب و هرچیزی كه این بو را بدهد وحشت می كند و از این رو با همه ی آثار و علائم فراوان علمی كه از هدف داشتن طبیعت و واگذار نبودن جهان به خود می بیند، كمتر جرأت می كند به اصل «علت غایی» اعتراف كند.

ما از این مفسران نمی خواهیم كه به وجود پیامبران- كه در طول تاریخ ظهور كرده اند و منادی عدالت و انسانیت بوده اند و با انحرافات مبارزه می كرده اند و نتایج ثمربخشی از مبارزات خود می گرفته اند- اقرار و اعتراف كنند؛ از آنها می خواهیم كه لااقل نقش آگاهانه ی طبیعت را فراموش نكنند.

در تاریخ روابط زن و مرد قطعاً مظالم فراوان و قساوتهای بی شماری رخ داده است. قرآن قساوت آمیزترین آنها را حكایت كرده است. اما نمی توان گفت سراسر این تاریخ قساوت و خشونت بوده است.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است