در
کتابخانه
بازدید : 562340تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
مطلب دومی كه لازم است در اینجا یادآوری كنم این است كه بعضی از افراد مشكل «اسلام و مقتضیات زمان» را با فرمول بسیار ساده و آسانی حل كرده اند، می گویند دین
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 105
اسلام یك دین جاودانی است و با هر عصر و زمانی قابل انطباق است.

همینكه می پرسیم كیفیت این انطباق چگونه است و فرمول آن چیست؟ می گویند: اگر دیدیم اوضاع زمان عوض شد، فوراً آن قوانین را نسخ می كنیم و قانون دیگر به جای آنها وضع می كنیم! ! .

نویسنده ی «چهل پیشنهاد» این مشكل را به همین صورت حل كرده است؛ می گوید:

«قوانین دنیوی ادیان باید حالت نرمش و انعطاف داشته و با پیشرفت علم و دانش و توسعه ی تمدن، هماهنگ و سازگار باشد و این قبیل نرمشها و انعطاف و قابل تطبیق به اقتضای زمان بودن نه تنها بر خلاف تعالیم عالیه ی اسلام نیست بلكه مطابق روح آن می باشد (مجله ی زن روز، شماره ی 90، صفحه ی 75) . » .

نویسنده ی مزبور، در قبل و بعد این جمله ها می گوید: چون مقتضیات زمان در تغییر است و هر زمانی قانون نوینی ایجاب می كند و قوانین مدنی و اجتماعی اسلام متناسب است با زندگی ساده ی عرب جاهلیت و غالباً عین رسوم و عادات عرب جاهلی است و با زمان حاضر تطبیق نمی كند، پس باید قوانین دیگری امروز به جای آنها وضع شود.

از این گونه اشخاص باید بپرسید: اگر معنی قابلیت انطباق با زمان قابلیت آن برای منسوخ شدن است، كدام قانون است كه این نرمش و انعطاف را ندارد؟ كدام قانون است كه به این معنی قابل انطباق با زمان نیست؟ ! .

این توجیه برای نرمش و قابلیت انطباق اسلام با زمان، درست مثل این است كه كسی بگوید: كتاب و كتابخانه بهترین وسیله ی لذت بردن از عمر است. اما همینكه از او توضیح بخواهید، بگوید: برای اینكه انسان هر وقت هوس كیف و لذت بكند، فوراً كتابها را حراج می كند و پول آنها را صرف بساط عیش و نوش می كند.

نویسنده ی مزبور می گوید:

«تعلیمات اسلام بر سه قسم است: قسم اول اصول عقاید است از قبیل توحید و نبوت و معاد و غیره. قسم دوم عبادات است از قبیل مقدمات و مقارنات نماز و روزه و وضو و طهارت و حج و غیره. قسم سوم قوانینی است كه به زندگی مردم مربوط
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 106
است.

قسم اول و دوم جزء دین است و آن چیزی كه مردم باید برای همیشه برای خود حفظ كنند همانها هستند. اما قسم سوم جزء دین نیست، زیرا دین با زندگی مردم سروكار ندارد و پیغمبر هم این قوانین را به عنوان اینكه جزء دین است و مربوط به وظیفه ی رسالت است نیاورده بلكه چون اتفاقاً آن حضرت زمامدار بود به این مسائل هم پرداخت وگرنه شأن دین فقط این است كه مردم را به عبادت و نماز و روزه وادار كند. دین را با زندگی دنیای مردم چه كار؟ » .

من نمی توانم باور كنم یك نفر در یك كشور اسلامی زندگی كند و این اندازه از منطق اسلام بی خبر باشد.

مگر قرآن هدف انبیا و مرسلین را بیان نكرده است؟ ! مگر قرآن در كمال صراحت نمی گوید: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ اَلْكِتابَ وَ اَلْمِیزانَ لِیَقُومَ اَلنّاسُ بِالْقِسْطِ» [1]ما همه ی پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها كتاب و مقیاس فرود آوردیم تا مردم به عدالت قیام كنند. قرآن عدالت اجتماعی را به عنوان یك هدف اصلی برای همه ی انبیا ذكر می كند.

اگر می خواهید به قرآن عمل نكنید، چرا گناه بزرگتری مرتكب می شوید و به اسلام و قرآن تهمت می زنید؟ اكثر بدبختیهایی كه امروز گریبانگیر بشر شده، از همین جاست كه اخلاق و قانون یگانه پشتوانه ی خود را كه دین است از دست داده اند.

ما با این نغمه كه اسلام خوب است اما به شرط اینكه محدود به مساجد و معابد باشد و به اجتماع كاری نداشته باشد، در حدود نیم قرن است كه آشناییم. این نغمه از ماوراء مرزهای كشورهای اسلامی بلند شده و در همه ی كشورهای اسلامی تبلیغ شده است. بگذارید من این جمله را به زبان ساده تر و فارسی تر تفسیر كنم تا مقصود گویندگان اصلی آن را بهتر توضیح دهم.

خلاصه ی معنی آن این است: «اسلام تا آنجا كه در برابر كمونیسم بایستد و جلو آن را بگیرد، باید بماند اما آنجا كه با منافع غرب تماس دارد باید برود» . مقررات عبادی اسلام از نظر مردم مغرب زمین باید باقی باشد تا در مواقع لزوم بتوان مردم را علیه
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 107
كمونیسم به عنوان یك سیستم الحادی و ضد خدا به حركت آورد. اما مقررات اجتماعی اسلامی كه فلسفه ی زندگی مردم مسلمان به شمار می رود و مسلمانان با داشتن آنها در مقابل مردم مغرب زمین احساس استقلال و شخصیت می كنند و مانع هضم شدن آنها در هاضمه ی حریص مغرب زمین است، باید از میان برود.

متأسفانه ابداع كنندگان این تز كور خوانده اند.

اولاً چهارده قرن است كه قرآن اصل «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ» را از اعتبار انداخته است و اعلام داشته است كه مقررات اسلام تفكیك ناپذیر است.

ثانیاً گمان می كنم وقت آن رسیده است كه مردم مسلمان، دیگر فریب این نیرنگها را نخورند. قوه ی نقادی مردم كم و بیش بیدار شده است و تدریجاً میان مظاهر پیشرفت و ترقی كه محصول شكفتن نیروی علمی و فكری بشر است و میان مظاهر فساد و انحراف هرچند از مغرب سرچشمه گرفته باشد فرق می گذارند.

مردم سرزمینهای اسلامی بیش از پیش به ارزش تعلیمات اسلامی پی برده اند و تشخیص داده اند یگانه فلسفه ی مستقل زندگی آنها اسلام و مقررات اسلامی است و با هیچ قیمتی آن را از دست نخواهند داد. مردم مسلمان پی برده اند كه تبلیغ علیه قوانین اسلامی جز یك نیرنگ استعماری نیست.

ثالثاً ابداع كنندگان این تز باید بدانند اسلام هنگامی قادر است در مقابل یك سیستم الحادی یا غیرالحادی مقاومت كند كه به صورت یك فلسفه ی زندگی بر اجتماع حكومت كند و به گوشه ی مساجد و معابد محدود نباشد. اسلامی كه او را به گوشه ی معابد و مساجد محصور كرده باشند، همان طوری كه میدان را برای افكار غربی خالی می كند برای افكار ضد غربی نیز خالی خواهد كرد. غرامتی كه امروز غرب در برخی كشورهای اسلامی می پردازد ثمره ی همین اشتباه است.
[1] . حدید/25.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است