در
بازدید : 39434      تاریخ درج : 1390/2/24
 

 

امام‌ خمینی‌ از منظر استاد آشتیانی

 

اولین‌ نكته‌ای‌ كه‌ به‌ ذهن‌ می‌رسد این‌ است‌ كه‌ آشتیانی با شجاعت‌ مخصوص خود، در زمانی‌ كه‌ بردن‌ نام‌ امام‌ هم‌ جرم‌ بود، بی‌واهمه‌ در بسیاری‌ از آثار خود، نام‌ آن‌ عزیز را با احترام‌ تمام‌ می‌آورد و تجلیل‌ می‌كند. خود در این‌ باره‌ می‌گوید:

«در اغلب‌ آثار خود از مرحوم‌ امام‌ رضوان‌ الله تعالی‌ علیه‌ مطلب‌ نقل‌ كرده‌ام‌... در دورانی‌ كه‌ ذكر نام‌ او قدغن‌ و رساله‌ عملیه‌ او به‌ قول‌ برخی‌ از دانشجویان‌ قاچاق بود، كسی‌ از ارباب‌ علم‌ و معرفت‌ به‌ ما اعتراض‌ نمی‌كرد چرا با این‌ عناوین‌ از آن‌ بزرگ‌ یاد می‌نمایی‌ و ما نیز با شناسایی‌ كامل‌ و معرفت‌ تام‌ به‌ او ارادت‌ داشتیم‌ و جاذبه‌ علمی‌ و جامعیت‌ او تأثیری‌ عمیق‌ داشت‌.»

آشتیانی پس‌ از رحلت‌ امام‌ از خاطرات‌ خویش‌ چنین‌ می‌گوید:

«... این‌ بنده‌ حقیر قدری‌ بعد از شهریور 1320 خورشیدی‌ كه‌ برای‌ تحصیل‌ به‌ قم‌ مشرف‌ شدم،‌ در مدرسه‌ فیضیه‌ حضرت‌ امام‌ سقی‌ الله تربته‌ را در مدرس‌ زیر كتابخانه،‌ در حالی‌ كه‌ مشغول‌ تدریس‌ بودند، زیارت‌ كردم‌ و تمام‌ مطالبی‌ را كه‌ آن‌ روز در یك‌ ساعت‌ تقریباً افاضت‌ فرمودند به‌ حافظه‌ سپردم‌، یعنی‌ عباراتی‌ را كه‌ با كمال‌ طلاقت‌ زبان‌ و عذوبت‌ بیان‌ تقریر می‌فرمودند، از جاذبه‌ای‌ حیرت‌آور بر خوردار بود كه‌ در بیان‌ و تقریر و تحریر و عبارات‌ نگنجد.

آن‌ روزگار آقا جوان‌ و فوق العاده‌ با نشاط‌ بود و سعی‌ داشت‌ معضلات‌ تفهیم‌ شود و الحق‌ در صاحب‌ ذوق یك‌ نوع‌ اهتزاز روحانی‌ و طرب‌ قدسی‌ و ملكوتی‌ در مستمع‌ ایجاد می‌نمود. لسان‌ موعظه‌ امام‌ دومی‌ نداشت‌، یا ما ندیدیم‌... .

... بعد از شهریور بیست‌ زمانی‌ كه‌ نگارنده‌، به‌ قصد تحصیل‌ به‌ شهر قم‌ مشرف‌ شدم‌ آن‌ مرد بزرگ‌ استاد مسلم‌ در حكمت‌ متعالیه‌ و از اساتید مسلم‌ در كتب‌ عالیه‌ سطوح،‌ در علم‌ منقول‌ بودند.

متجاوز از بیست‌ سال‌ شرح‌ منظومه‌ و اسفار تدریس‌ كردند و یگانه‌ مشعل‌ فروزان‌ علم‌ توحید و معرفت‌ ربوبی‌ و استاد وحید در علم‌ عرفان‌ یعنی‌ اسماء الله و نفیس‌ترین‌ دانش‌ بشری‌ موروث‌ از اولیاء، علم‌ توحید و ولایت و نبوت‌ و شؤون‌ آن‌ محسوب‌ می‌شدند و مدتی‌ برای‌ برخی‌ از ارباب‌ معرفت‌ شرح‌ مقدمه قیصری‌ بر فصوص‌ را تدریس‌ كردند، ولی‌ محیط‌ لیاقت‌ آموزش‌ اشرف‌ علوم‌ و فنون‌ را نداشت‌.»

 

اعتقاد به‌ شخصیت‌ علمی‌ امام‌

استاد به‌ امام‌ به‌ عنوان‌ حكیم‌ و عارفی‌ بلند پایه‌ و دانشمند، معتقد بود و مدت كمی هم در محضر ایشان تلمذ كرده بود. استاد آشتیانی در مقدمه‌ای‌ كه‌ بر مصباح‌ الهدایه‌ امام‌ نوشته‌ است‌، اظهار می‌دارد:

«یكی‌ از آ ثار نفیس‌ در مبحث‌ نبوت‌ و ولایت ، به‌ طریقه‌ محققان‌ از عرفا و كمل‌ از حكمای‌ اسلامی‌، رساله‌ مصباح‌ الهدایه الی‌ الخلافه والولایه‌ اثر سید سادات‌ و اماجد العرفاء والفقهاء، قدوه‌ الحكماء المتألهین،‌ استاد محقق‌ در حكمت‌ متعالیه‌، مرحوم‌ مبرور، حضرت‌ امام‌ خمینی‌، سقی‌ الله تربته‌ می‌باشد. مرحوم‌ امام‌ خمینی‌ كتاب‌ سر الصلوه‌، كه‌ بحق‌ اثری‌ است‌ بی‌ نظیر، و شرح‌ دعای‌ سحر و اثر حاضر را به‌ زبان‌ عرفان‌ ـ كه‌ لسان‌ خاص‌ این‌ قبیل‌ از آثار است‌ و جز خاصه‌ كمل‌ از ارباب‌ عرفان‌ هیچ‌ قلمی‌ را توانایی‌ آن‌ نیست‌ كه‌ اثری‌ قابل‌ دوام‌ و كتابی‌ كه‌ حق‌ مطلب‌ عرفانی‌ را ادا نماید به‌ وجود آورد ـ تصنیف‌ فرموده‌اند... در این‌ اثر منیف‌ از مباحث‌ توحید و... به‌ طریقه‌ حكما نیز گفت‌وگو شده‌ است‌. زبان‌ كتاب‌ رسا و زیبا و بهجت‌ افزاست‌ ؛ مسائل‌ غامض‌ و مباحث‌ عالیه‌ نبوت‌ و ولایت،‌ در عبارات‌ نسبتاً كوتاه،‌ ولی‌ رسا با مهارت‌ تقریر شده‌ است‌. مصنف‌ عظیم‌ همه‌ جا به‌ لسان‌ خواص‌ از عرفا با عبارات‌ پر معنا سخن‌ می‌گوید... در نحوه‌ سیر یا سریان‌ و به‌ عبارت‌ دیگر، ظهور حقیقت‌ «نبوت‌ محمدیه‌» و... مطالب‌ دقیق‌ و تحقیقی‌ به‌ قید تحریر آورده‌اند كه‌ خاص‌ خواص‌ و در بعضی‌ از موارد ابتكاری‌ است‌. مرحوم‌ امام‌، اعلی‌ الله درجته‌ فی‌ المراتب‌ العلمیه‌ والعلمیه‌، در ذوق و سلیقه‌ علمی‌ و پرهیز از ذكر مطالب‌ غیر لازم‌ نظیر ندارند. یكی‌ از علل‌ جاذبه‌ قابل‌ توجه‌ در آن بزرگ‌ زمانه‌، علاوه‌ بر نظم‌ و ترتیب‌ خاص‌ در درس‌ و بحث‌، جامعیت‌ او بود... .

در شرح‌ مقدمه‌ قیصری‌ نیز آورده‌اند:

امام‌ «مدظله‌» از اساتید بزرگ‌ عرفان‌ در قرن‌ اخیرند و ذوق و استعداد خاص‌ در مبانی‌ عقلی‌ و عرفانی‌ دارند از معظم‌ له‌ دو رساله‌ نفیس‌، یكی‌ مصباح‌ الهدایه ‌الی الخلافه والولایه و دیگر رساله‌ای‌ در شرح‌ دعای‌ سحر، چاپ‌ شده‌ است‌ كه‌ حاكی‌ از تبحر و تدرّب‌ آن‌ استاد عالیقدر می‌باشد.47

استاد آشتیانی در مقدمه‌ الشواهد الربوبیه‌ كه‌ در سال‌ 1386هجری‌ قمری‌ (حدود 40سال‌ قبل‌) نگاشته‌ است‌ در شرح‌ حال‌ اساتید طبقه‌ بعد از ملا صدرا چنین‌ می‌گوید:

«آقای‌ حاج‌ آقا روح‌ الله خمینی‌... در رشته‌های‌ مختلف‌: فقه‌ و اصول‌ و اخلاق و توحید تدریس‌ می‌نمود و گاهی‌ مستعدان‌ و اهل‌ ذوق را در علم‌ اخلاق به‌ سبك‌ اهل‌ توحید و لسان‌ قرآن‌ مستفیض‌ می‌نمود و در این‌ اواخر فلسفه‌ و حكمت‌ را ترك‌ گفت‌... در مدت‌ قلیلی‌ كلیه‌ حوزه‌های‌

«وجود بانویی با فرهنگ و فضیلت از فامیلی بزرگ، از مواهب الهیه جهت امام بودند و در تربیت فرزندان فرزانه نقش اساسی داشتند»

علمی‌ را تحت‌ الشعاع‌ قرار داد و به‌ تربیت‌ فضلا اشتغال‌ جست‌ و حوزه‌ او بهترین‌ حوزه‌ علمی‌ بود. در فقه‌ و اصول‌ حوزه‌ خارج‌ داشت‌ و جمیع‌ طلاب‌ مستعد از حوزه‌ او استفاده‌ می‌نمودند.

 

نسبت‌ به‌ خانواده‌ امام‌

استاد علاقه‌ زیادی‌ به‌ مرحوم‌ حاج‌ آقا مصطفی‌ خمینی‌ داشتند و یكی‌ از بهترین‌ آثار خود (مشار الدراری‌) را به‌ وی‌ هدیه‌ كردند.

در مقدمه‌ نیز نوشته‌ است‌:

«این‌ اثر نفیس بی‌نظیر را كه‌ مشتمل‌ است‌ بر عالی‌ترین‌ مباحث‌ توحید و ولایت، تقدیم‌ می‌دارم‌ به‌ روح‌ پاك‌ عزیزترین‌ دوست‌ از دست‌ رفته‌، استاد مسلم‌ در علوم‌ و معارف‌ اسلامی‌، مظهر عواطف‌ ربانی‌، انسان‌ العین‌ كمال‌، قدوه‌ ارباب‌ تحقیق‌، حجه‌الاسلام‌، آیت‌الله فی‌ الانام‌، حاج‌ آقا مصطفی‌ موسوی‌ خمینی‌...»

آشتیانی از همسر امام‌ نیز چنین‌ یاد كرده‌ است‌:

«وجود بانویی‌ با فرهنگ‌ و فضیلت‌ از فامیلی‌ بزرگ‌، از مواهب‌ الهیه‌ جهت‌ امام‌ بودند و در تربیت‌ فرزندان‌ فرزانه‌ نقش‌ اساسی‌ داشتند.»

همچنین‌ از مرحوم‌ حاج‌ احمدآقا نیز تجلیل‌ كرده‌، اظهار می‌دارد:

«جناب‌ آقای‌ حاج‌ احمد آقا دومین‌ فرزند ذكور ایشان‌ و یار و مددكار و مشاور او در مهام‌ امور بود.. بسیار باهوش‌ و نكته‌ سنج‌ است‌... در مدتی‌ كه‌ كارهای‌ حساس‌ در دست‌ او بود زبان‌ او به‌ طرف‌ شر حركت‌ ننموده‌ و در صورت‌ امكان‌ به‌ همه‌ خدمت‌ نمود.

 

 

منبع : www.hawzah.net

 

 

 

 

 

 

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است