در
کتابخانه
بازدید : 905809تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
مرحوم آخوند این ایراد را- كه ایراد مهمی هم هست- بدون اینكه بگوید از طرف چه كسی مطرح شده به صورت «إن قیل» ذكر كرده و بعد جواب داده است. در جوابی كه ایشان می دهند به نظر نمی رسد- نه خودشان و نه محشّی ها- مطلب را به طور مستوفی بیان كرده باشند، ولی در عین حال نكاتی ذكر كرده اند كه نشان می دهد با توجه به آنچه كه جواب واقعی است این جواب را ذكر كرده اند. بعدا كه عبارت را بخوانیم می بینید عبارت چندان رسا نیست. حالا من بیانی عرض می كنم كه البته مرحوم آخوند مطلب را به این بیان نگفته اند.
ببینید! یك فرق بسیار اساسی بین ابعاد مكانی و بعد زمانی هست و آن این است: در ابعاد مكانی اجزاء مكان در یك مرتبه قرار گرفته اند؛ یعنی جزئی از مكان بر جزء دیگر تقدم ذاتی ندارد، بلكه تقدم و تأخر اجزاء مكانْ بالاعتبار است. [در مكان ] ما باید اول مبدأ محدودی را فرض كنیم، آنوقت با توجه به آن مبدأ محدود
مجموعه آثار شهید مطهری . ج12، ص: 220
تقدم و تأخر مكانی معنی دارد. مثلا اگر آن محراب را مبدأ حساب كنیم آقایانی كه آنجا نشسته اند بر ما تقدم دارند، اما اگر این طرف را مبدأ اعتبار كنیم كسانی كه این نزدیكتر نشسته اند بر آنها تقدم دارند. خلاصه در مكان تقدمها و تأخرها ذاتی نیست، بلكه اعتباری است.
ولی در زمان تقدم و تأخر میان اجزاءِ زمان ذاتی است. تقدم دیروز بر امروز اعتباری نیست؛ اینچنین نیست كه دیروز بر امروز تقدم اعتباری داشته باشد و امروز از دیروز تأخر اعتباری، و به اعتباری دیگر امروز بر دیروز تقدم داشته باشد و دیروز از امروز تأخر. میان اجزاء زمان یك نوع تقدم و تأخر خاصی برقرار است كه میان اجزاء مكان نیست. این یك مطلب، كه مطلب صحیحی هم هست. (حالا اینكه ریشه این تقدم و تأخرِ ذاتی زمان چیست، خودش مسأله مهمی است كه در باب تقدم و تأخر آن طور كه باید روشن نشده. گفته اند ریشه این تقدم و تأخر ذاتی قوه و فعلیت است؛ یعنی یك واقعیتی در كار است و آن اینكه در زمان، مرتبه قبل نسبتی دارد با زمان بعد كه زمان بعد آن نسبت را با زمان قبل ندارد؛ قبل بالقوه بعد است و بعد بالفعلِ قبل است. این اعتباری نیست؛ ما نمی توانیم بالفعل را بالقوه فرض كنیم. مثلا وقتی می گوییم «نطفه بالقوه انسان است و انسان بالفعل آن نطفه است» این طور نیست كه این یك امر اعتباری باشد و بتوانیم عكسش را اعتبار كنیم. )
مطلب دیگر اینكه: به همین دلیل [1]وقتی برای زمان ابتدا و انتها فرض كنیم [2]دو نهایت فرض كرده ایم: حدوث آن و فنای آن. از شما می پرسیم وجود این زمان كه در میان این دو عدم قرار گرفته است، آیا اینكه به آن عدم می گوییم «عدم سابق» و به این عدم می گوییم «عدم لاحق» اعتباری است یا اعتباری نیست؟ جواب این است:

این مطلب خارج از اعتبار ماست؛ یعنی این دو عدم واقعا با یكدیگر فرق دارند و ما نمی توانیم جای آن عدمِ قبل از تولد را با عدم بعد از مرگ عوض كنیم، و لهذا یكی حدوث است و دیگری فنا.
ولی در ابعاد مكانی چنین نیست؛ هر نقطه ای از محدّد الجهات را كه در نظر بگیریم با هر نقطه دیگر از محدّد الجهات نسبت متساوی دارد؛ یعنی هیچ كدام واقعا
مجموعه آثار شهید مطهری . ج12، ص: 221
ابتدا نیست و هیچ كدام واقعا انتها نیست، می توانیم آن را ابتدا حساب كنیم و می توانیم این را ابتدا حساب كنیم.
حال می گوییم: اگر شما بخواهید قائل شوید به اینكه زمان ابتدا و انتها دارد، ما از شما می پرسیم «آن ابتدا با این انتها چه فرق می كند؟ چرا آن ابتداست و این انتها؟ » جواب این است: آن ابتداست برای اینكه مسبوق به عدم خاصی است و این انتهاست به اعتبار عدم دیگری، و خصوصیتی غیر از این در كار نیست. به عبارت دیگر: ابتدا رابطه دارد با یك نبودنی كه آن نبودن واقعا تقدم دارد بر این وجود، و انتها رابطه دارد با یك نیستی كه آن نیستی واقعا تأخر دارد از این وجود.
حال می گوییم: آن نیستی از آن جهت كه نیستی است تقدم ندارد و این نیستی از آن جهت كه نیستی است تأخر ندارد، پس باید واقعیتی در كار باشد كه آن واقعیت ملاك تقدم و تأخر باشد، و الاّ اصلا ابتدا و انتها و حدوث و فنا معنی ندارد.
پس فرق میان ابعاد مكانی و ابعاد زمانی این است كه در ابعاد مكانی اگر می گوییم «در ماوراء این مكان مكانی نیست» معنایش این نیست كه آن مكانی كه نیست تقدم دارد بر این؛ اینجا تقدم در كار نیست و [ماوراءِ] این طرف مكان با [ماوراءِ] آن طرف مكان هیچ فرقی نمی كند. ولی در باب زمان چاره ای نداریم از اینكه یك طرف را ابتدا بدانیم و طرف دیگر را انتها، و ابتدا را مقدم بر انتها بدانیم و همچنین هر جزئی را كه به طرف ابتدا نزدیكتر است بر جزئی كه به طرف انتها نزدیكتر است مقدم بدانیم. بنابراین در اینجا یك سبقت و ترتب ذاتی میان مراتب و میان آن عدم سابق و این عدم لاحق وجود دارد؛ یعنی چاره ای ندارید از اینكه برای آن عدمْ تقدم بر این وجود قائل باشید و برای این عدمْ تأخر از این وجود. وقتی برای عدمها تقدم و تأخر قائل شدید لازمه اش این است. . . . [3]
آنچه كه مرحوم آخوند در جواب غزالی آورده متكی بر همین مطالب است گرچه به این بیان ذكر نكرده اند [4].
مجموعه آثار شهید مطهری . ج12، ص: 222
مجموعه آثار شهید مطهری . ج12، ص: 223

[1] - . [یعنی به همین دلیل كه تقدم و تأخر اجزاء زمان، ذاتی است. ]
[2] - . به تعبیر مرحوم آخوند: چه ابتدا و انتهای موجود، چه ابتدا و انتهای فرضی.
[3] - . [چند لحظه از صدای استاد ضبط نشده است. ]
[4] - . سؤال: طبق مبنای فلاسفه قدیم كه زمان را مقدار حركت و حركت را عارض بر فلك می دانستند، زمان چگونه می تواند قدیم باشد؟
استاد: آنها خود فلك را قدیم می دانند و عارض بودن منافاتی با قدیم بودن ندارد؛ عارض و معروض هردو قدیمند. معنی عارض این نیست كه نبوده و بعد عارض شده، بلكه عارض یعنی آنچه مرتبه وجودی اش از معـ- روض تأخر دارد.
سؤال: آیا ترتب اجزاء زمان وهمی نیست؟ یعنی آیا این گونه نیست كه این ترتب از نظر ما كه زمانی هستیم وجود داشته باشد؟
استاد: خیر، وهمی نیست. آیا ما تقدم و تأخر را خیال می كنیم؟ ! اگر می گویند «وجود ماوراء طبیعت بر همه مراتب زمان احاطه دارد» معنایش این نیست كه مراتب زمان تقدم و تأخر ندارند، بلكه به این معناست كه ماوراء طبیعت بر همه مراتب آن چیزی كه بعض مراتبش بر بعض دیگر تقدم دارند، احاطه دارد.
اگر گفتیم «میان مراتبْ تقدم و تأخر نیست و موجودی كه محیط بر این عالم است چون ضعف وجود ندارد واقع و نفس الامر را آنچنان كه هست درك می كند» در این صورت تقدم و تأخر خیالی می شود. ولی در اینجا تقدم و تأخر عین ذات مراتب زمان است و موجودی كه محیط بر اوست با همه مراتب زمان نسبت مساوی دارد.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است