در
کتابخانه
بازدید : 507838تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اَللّهِ وَ خاتَمَ اَلنَّبِیِّینَ. .

بحث دیشب ما به مناسبت بحثی كه راجع به مقتضیات زمان می كردیم در اطراف خاتمیت بود. عرض شد كه اساساً مسئله ی خاتمیت خود یك مسئله ای است كه با زمان ارتباط دارد. نسخ شدن یك شریعت و آمدن شریعت دیگر بجای آن، فقط و فقط به زمان بستگی دارد و الاّ هیچ دلیل دیگری ندارد. همه ی علما این را قبول دارند كه رمز اینكه یك شریعت تا یك موقع معینی هست و بعد از طرف خدا نسخ می شود، تغییر پیدا كردن اوضاع زمان و به اصطلاح امروز مقتضیات زمان است. بعد این سؤال پیش می آید كه اگر این طور باشد پس باید همیشه با تغییر مقتضای زمان، شریعت موجود تغییر كند. بنابراین هیچ شریعتی نباید شریعت ختمیه باشد و نبوت نباید در یك نقطه ی معین ختم بشود.

جواب این سؤال را دیشب عرض كردیم كه كسانی كه این سؤال را می كنند در واقع دو چیز را با یكدیگر مخلوط می كنند. خیال می كنند معنای اینكه مقتضیات زمان تغییر می كند فقط و فقط این است كه درجه ی تمدن بشر عوض می شود ولذا باید پیغمبری مبعوث بشود متناسب با آن درجه از تمدن یعنی پیشرفت علم و فرهنگ بشر. در صورتی كه این طور نیست؛ مقتضیات زمان به صرف اینكه درجه ی تمدن
مجموعه آثار شهید مطهری . ج21، ص: 244
تغییر می كند، سبب نمی شود كه قانون حتماً تغییر كند. علت عمده ی اینكه شریعتی می آید شریعت قبل را نسخ می كند این است كه در زمان شریعت پیش، مردم استعداد فراگرفتن همه ی حقایقی را كه از راه فهم باید به بشر ابلاغ بشود ندارند.

تدریجاً كه در مردم رشدی پیدا می شود، شریعت بعدی در صورت كاملتری ظاهر می شود و هر شریعتی از شریعت قبلی كاملتر است تا بالاخره به حدی می رسد كه بشر از وحی بی نیاز می شود، دیگر چیزی باقی نمی ماند كه بشر به وحی احتیاج داشته باشد؛ یعنی احتیاج بشر به وحی نامحدود نیست، محدود است، به این معنی كه چه از لحاظ معارف الهی و چه از لحاظ دستورهای اخلاقی و اجتماعی یك سلسله معارف، مطالب و مسائل هست كه از حدود عقل و تجربه و علم بشر خارج است، یعنی بشر با نیروی علم نمی تواند آنها را دریابد. چون علم و عقل قاصر است، وحی به كمك می آید. لازم نیست كه بی نهایت مسائل از طریق وحی به بشر القا بشود. حداكثرِ آن مقداری كه بشر به وحی احتیاج دارد، زمانی به او القا می شود كه اولاً قدرت و توانایی دریافت آن را داشته باشد و ثانیاً بتواند آن را حفظ و نگهداری كند.

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است