در
کتابخانه
بازدید : 204996تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
روی همین حساب در این مسأله عملاً دو جریان مخالف به وجود آمده است. یكی اینكه صاحبان فتوا در عصر اخیر با مشاهده ی اوضاع و احوال موجود سخت در عمق وجدان خود می ترسند كه فتوا به عدم وجوب سَتر وجه و كفّین و عدم حرمت نظر بر وجه و كفّین بدهند، لهذا طریق سلامت می پویند و با یك «اَلْاَحْوَط» خود را نجات می دهند.

جریان دوم این است كه بعضی دیگر را عقیده این شده كه هرچند از نظر حقیقت و واقع، مطلب همین است ولی با ملاحظات عصر و زمان كه مردم دنبال بهانه می گردند كه قیود عفاف را به هر شكل و به هر صورت دور بریزند باید قسمتی از واقعیات را كتمان كرد كه موجب بهانه نشود.

درست است كه اسلام پوشش چهره و دو دست را واجب نكرده است ولی نباید این را به مردم گفت زیرا با شنیدن این مطلب نه تنها چهره و دستها را نمی پوشند، سر و سینه و پاها تا بالای زانو را هم نخواهند پوشید.

اینجاست كه فلسفه ی «كتمان» و محافظه كاری پا به میان می نهد. فلسفه ی كتمان اختصاص به این مسأله ندارد، عده ای نظیر این عقیده را در باب استماع اخبار رادیو و خرید و فروش آن نیز داشتند.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 561
پس از انتشار كتاب داستان راستان یكی از علمای خوزستان نامه ای به من نوشت.

این مرد عالم ضمن اینكه از این كتاب تجلیل كرده آن را بسیار سودمند تشخیص داده بود و اعتراف كرده بود كه همه ی داستانها را با اصل تطبیق كرده درست یافته است پیشنهاد كرده بود كه دو تا از داستانها را بردارم زیرا مورد سوء استفاده واقع می شود:

یكی داستان تقسیم كار كه مربوط به جریان تقسیم كردن رسول خدا كارهای خانه را میان حضرت امیر علیه السلام و حضرت زهرا علیها السلام است. رسول اكرم صلی الله علیه و آله كارهای بیرون را به علی و كارهای داخلی را به زهرا واگذار می كند و حضرت زهرا در نبودن حضرت امیر بعضی از كارهای خارجی آن حضرت را به عهده می گیرد.

یكی دیگر داستان «حتی برده فروش» كه جمله ای دارد رسول خدا در مذمت برده فروشی.

این مرد عالم به من توصیه كرده بود این دو داستان را در عین اینكه اصل و اساس دارد از آن كتاب بردارم زیرا داستان اولی موجب سوء استفاده ی كسانی می شود كه معتقدند زن می تواند از منزل بیرون برود و داستان دوم مورد سوء استفاده مخالفان بردگی می شود.

من منكر این اصل كلی نیستم كه احیاناً اگر گفتن حقیقتی سبب انحراف مردم از آن حقیقت بشود نباید گفت، زیرا گفتن برای ارشاد مردم به حقیقت است نه برای اینكه وسیله ی دور شدن از حقیقت بشود. البته كتمان حقایق حرام است. قرآن كریم می فرماید:

إِنَّ اَلَّذِینَ یَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ اَلْبَیِّناتِ وَ اَلْهُدی مِنْ بَعْدِ ما بَیَّنّاهُ لِلنّاسِ فِی اَلْكِتابِ أُولئِكَ یَلْعَنُهُمُ اَللّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اَللاّعِنُونَ [1].

كسانی كه حقایق فرودآمده از جانب ما را پس از آنكه ما گفته و بیان كرده ایم كتمان می كنند خدا و هر لعنت كننده ای آنان را لعنت می كند.

لحن آیه فوق العاده شدید است. قرآن كریم در كمتر موضوعی به اندازه ی این
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 562
موضوع با چنین لحن شدید و خشمناكی سخن گفته است.

در عین حال من معتقدم مقصود این است كه مردم حقایق را به خاطر منافع خود كتمان نكنند ولی اینكه حقیقت را به خاطر خود حقیقت (و البته در شرایط محدود و موقت و معینی برای فرار از سوء استفاده) اظهار نكنیم مشمول این آیه نیست. به عبارت دیگر دروغ گفتن حرام است اما راست گفتن همیشه واجب نیست یعنی احیاناً در مواردی باید سكوت كرد.

من معتقدم این گونه مصلحت اندیشی ها اگر بر مبنای مصالح واقعی حقایق باشد نه بر مبنای حفظ منافع افراد و اشخاص و اصناف و طبقات، مانعی ندارد.

اما سخن در این است كه مصلحت اندیشی هایی از قبیل فتوا ندادن به جواز خرید و فروش رادیو یا به عدم وجوب پوشیدن چهره و دو دست آیا یك مصلحت اندیشی صحیح و عاقلانه است و نتیجه ی صحیح می دهد یا خیر؟ آیا واقعاً جریان امر این است كه طبقه ای از زنان چهره و دو دست خود را می پوشند و با گفتن این حقیقت چهره و دستها و سپس تمام بدن را عریان خواهند كرد؟ یا جریان امر برعكس است؛ یعنی بسیاری از مردها و زنها خیال می كنند كه از نظر مذهبی اساس كار این است كه چهره ی زن گشوده نباشد و وقتی كه چهره گشوده شد كار گذشته است (آب كه از سر گذشت چه یك نی و چه صد نی) و از طرف دیگر پوشیدن چهره را غیرعملی و از نظر منطق غیرقابل دفاع می بینند و هیچ فلسفه و استدلالی هم نمی توانند برای آن ذكر كنند، از این رو از سر تا پا لخت می شوند.

عقیده ی بعضی از كارشناسان اجتماعی این است كه علت این افراط و بی بند و باری توهّمهای غلطی است كه اجتماع درباره ی حجاب داشته است. علت این بوده كه حقایق گفته نشده است. اگر همان طور كه اسلام خود گفته است گفته می شد كار به اینجاها كه كشیده است كشیده نمی شد. اینجا از آن جاهاست كه باید گفت: «از پاپ كاتولیك تر نباید بود» ، «كاسه از آش گرمتر صحیح نیست» .

قرآن كریم در سوره ی حُجُرات می فرماید: «یا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اَللّهِ وَ رَسُولِهِ » [2]یعنی ای مؤمنین! از خدا و رسول خدا جلو نیفتید. مقصود از جلو افتادن از خدا و پیغمبر این است كه كار دینداری و مقدس مآبی را به جایی رسانیم كه خدا و
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 563
رسول نگفته اند و بخواهیم از پیغمبر هم جلوتر حركت كنیم.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید:

اِنَّ اللّهَ حَدَّدَ حُدوداً فَلا تَعْتَدوها وَ فَرَضَ فَرائِضَ فَلا تَتْرُكوها وَ سَكَتَ عَنْ اَشْیاءَ لَمْ یَسْكُتْ عَنْها نِسْیاناً فَلا تَتَكَلَّفوها [3].

خداوند حدود و مرزهایی قرار داده است، از آنها تجاوز نكنید (محرّماتی قرار داده آنها را نقض نكنید) ، و واجبات و فرایضی قرار داده آنها را ترك نكنید، و درباره ی بعضی چیزها سكوت كرده است (نه آنها را حرام كرده و نه واجب) ، این سكوت از روی فراموشی نبوده است بلكه خواسته است شما در آن موارد آزاد باشید، پس شما خود را در آن زمینه ها به تكلّف و مشقّت نیندازید و از پیش خود برای خود به نام دین و خدا تكلیف درست نكنید.

پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله در حدیثی كه در جامع الصغیر نقل كرده است می فرماید:

اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ اَنْ یُؤْتی رُخَصُهُ كَما یَكْرَهُ اَنْ یُؤْتی مَعْصِیَتُهُ. .

خداوند همان طور كه ناخوش می دارد آنچه را نهی كرده است مردم انجام دهند دوست دارد آنچه را اجازه داده است و بلامانع شمرده مردم آن را همان طور بلامانع تلقی كنند؛ از پیش خود چیزی را كه خداوند ممنوع نكرده است ممنوع نشمارند.

این حدیث بدین عبارت نیز نقل شده است:

اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ اَنْ یُؤْخَذَ بِرُخَصِهِ كَما یُحِبُّ اَنْ یُؤْخَذَ بِعَزائِمِهِ. .

خداوند دوست دارد هر چیزی را كه مباح قرار داده است و رخصت فرموده مردم آن را مباح شمارند همچنانكه دوست دارد هرچه را نهی كرده است ناروا به شمار آورند.

مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 564
ممكن است نظر من اشتباه باشد. مكرر گفته ام كه در این گونه مسائل كه مسأله ی فرعی است هركس باید فتوای مرجع تقلید خود را بخواهد و عمل كند. ولی از نظر آنچه به نام مصلحت اندیشی عنوان می شود كه می گویند مصلحت نیست گفته شود هرچند حقیقت باشد، عقیده ی من برخلاف این مصلحت اندیشی است. من مصلحت را در گفتن حقیقت می دانم. آنچه مصلحت ایجاب می كند جز این نیست كه باید این خیال را از سر زنان امروز خارج كنیم كه می گویند حجاب در عصر حاضر غیرعملی است؛ ثابت كنیم كه حجاب اسلامی كاملاً منطقی و عملی است.

ثانیاً كوشش كنیم كه در فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی، بهداشتی، واحدهای اختصاصی برای زنان به وجود آوریم و با فعالیتهای مختلط و واحدهای مختلط كه تقلید احمقانه ای از اروپاییان است مبارزه كنیم. تنها در این صورت است كه زنان شخصیت واقعی خود را بازخواهند یافت و به نام آزادی و مساوات ابزار و بازیچه و احیاناً وسیله ی اطفاء شهوت مردان قرار نخواهند گرفت.
[1] . بقره/159
[2] . حجرات/1
[3] . نهج البلاغه ، حكمت 105
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است