در
کتابخانه
بازدید : 205003تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
اطلاع من از جنبه ی تاریخی كامل نیست. اطلاع تاریخی ما آنگاه كامل است كه بتوانیم درباره ی همه ی مللی كه قبل از اسلام بوده اند اظهار نظر كنیم. قدر مسلّم این است كه قبل از اسلام در میان بعضی ملل حجاب وجود داشته است.

تا آنجا كه من در كتابهای مربوطه خوانده ام در ایران باستان و در میان قوم یهود و احتمالاً در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است، اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسیله ی اسلام در عرب پیدا شده است.

ویل دورانت در صفحه ی 30 جلد 12 تاریخ تمدن (ترجمه ی فارسی) راجع به قوم یهود و قانون تلمود می نویسد:

«اگر زنی به نقض قانون یهود می پرداخت چنانكه مثلاً بی آنكه چیزی بر سر داشت به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می رشت یا با هر سنخی از مردان درد دل می كرد یا صدایش آنقدر بلند بود كه چون در خانه اش تكلم می نمود همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد. »
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 386
علیهذا حجابی كه در قوم یهود معمول بوده است از حجاب اسلامی- چنانكه بعداً شرح خواهیم داد- بسی سخت تر و مشكلتر بوده است.

در جلد اول تاریخ تمدن صفحه ی 552 راجع به ایرانیان قدیم می گوید:

«در زمان زردشت زنان منزلتی عالی داشتند، با كمال آزادی و با روی گشاده در میان مردم آمد و شد می كردند. . . » .

آنگاه چنین می گوید:

«پس از داریوش مقام زن مخصوصاً در طبقه ی ثروتمندان تنزل پیدا كرد. زنان فقیر چون برای كاركردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادی خود را حفظ كردند ولی در مورد زنان دیگر گوشه نشینی زمان حیض كه برایشان واجب بود رفته رفته امتداد پیدا كرد و سراسر زندگی اجتماعی شان را فرا گرفت، و این امر خود مبنای پرده پوشی در میان مسلمانان به شمار می رود. زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمی شد كه آشكارا با مردان آمیزش كنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را ولو پدر یا برادرشان باشد ببینند. در نقشهایی كه از ایران باستان بر جای مانده هیچ صورت زن دیده نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد. . . » .

چنانكه ملاحظه می فرمایید حجاب سخت و شدیدی در ایران باستان حكمفرما بوده، حتی پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده می شده اند.

به عقیده ی ویل دورانت مقررات شدیدی كه طبق رسوم و آئین كهن مجوسی درباره ی زن حائض اجرا می شده كه در اتاقی محبوس بوده، همه از او در مدت عادت زنانگی دوری می جسته اند و از معاشرت با او پرهیز داشته اند، سبب اصلی پیدا شدن حجاب در ایران باستان بوده است. در میان یهودیان نیز چنین مقرراتی درباره ی زن حائض اجرا می شده است.

اما اینكه می گوید: «و این امر خود مبنای پرده پوشی در میان مسلمانان به شمار
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 387
می رود» منظورش چیست؟ .

آیا مقصود این است كه علت رواج حجاب در میان مسلمانان نیز مقررات خشنی است كه درباره ی زن حائض اجرا می شود؟ ! همه می دانیم كه در اسلام چنین مقرراتی هرگز وجود نداشته است و ندارد. زن حائض در اسلام فقط از برخی عبادات واجب نظیر نماز و روزه معاف است و همخوابگی با او نیز در مدت عادت زنانگی جایز نیست، ولی زن حائض از نظر معاشرت با دیگران هیچ گونه ممنوعیتی ندارد كه عملاً مجبور به گوشه نشینی شود.

و اگر مقصود این است كه حجاب رایج میان مسلمانان عادتی است كه از ایرانیان پس از مسلمان شدنشان به سایر مسلمانان سرایت كرد، باز هم سخن نادرستی است، زیرا قبل از اینكه ایرانیان مسلمان شوند آیات مربوط به حجاب نازل شده است.

از سخنان دیگر ویل دورانت هر دو مطلب فهمیده می شود یعنی هم مدعی است كه حجاب به وسیله ی ایرانیان پس از مسلمانان شدنشان در میان مسلمانان رواج یافت و هم مدعی است كه ترك همخوابگی با زن حائض، در حجاب زنان مسلمان و لااقل در گوشه گیری آنان مؤثر بوده است.

در جلد 11 صفحه ی 112 (ترجمه ی فارسی) می گوید:

«ارتباط عرب با ایران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام بود. عربان از دلفریبی زن بیم داشتند و پیوسته دلباخته ی آن بودند و نفوذ طبیعی وی را با تردید معمولی مردان درباره ی عفاف و فضیلت زن تلافی می كردند. عمر به قوم خود می گفت: با زنان مشورت كنند و خلاف رأی ایشان رفتار كنند. ولی به قرن اول هجری مسلمانان زن را در حجاب نكرده بودند، مردان و زنان با یكدیگر ملاقات می كردند و در كوچه ها پهلو به پهلوی می رفتند و در مسجد با هم نماز می كردند.

حجاب و خواجه داری در ایام ولید دوم (126- 127 هجری) معمول شد.

گوشه گیری زنان از آنجا پدید آمد كه در ایام حیض و نفاس بر مردان حرام بودند. » .

در صفحه ی 111 می گوید:

«پیمبر از پوشیدن جامه ی گشاد نهی كرده بود، اما بعضی عربان این دستور را ندیده
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 388
می گرفتند. همه ی طبقات زیورهایی داشتند. زنان پیكر خود را به نیم تنه و كمربند براق و جامه ی گشاد و رنگارنگ می آراستند، موی خود را به زیبایی دسته می كردند یا به دو طرف سر می ریختند، یا به دسته ها بافته به پشت سر می آویختند و گاهی اوقات با رشته های سیاه ابریشم نمایش آن را بیشتر می كردند. غالباً خود را به جواهر و گل می آراستند. پس از سال 97 هجری چهره ی خویش را از زیر چشم به نقاب می پوشیدند. از آن پس این عادت همچنان رواج بود. » .

ویل دورانت در جلد 10 تاریخ تمدن صفحه ی 233 راجع به ایرانیان باستان می گوید:

«داشتن متعه بلامانع بود. این متعه ها مانند معشوقه های یونانی آزاد بودند كه در میان مردم ظاهر و در ضیافت مردان حاضر شوند، اما زنان قانونی معمولاً در اندرون خانه نگهداری می شدند. این رسم دیرین ایرانی به اسلام منتقل شد. » .

ویل دورانت طوری سخن می گوید كه گویی در زمان پیغمبر كوچكترین دستوری درباره ی پوشیدگی زن وجود نداشته است و پیغمبر فقط از پوشیدن جامه ی گشاد نهی كرده بوده است! و زنان مسلمان تا اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم هجری با بی حجابی كامل رفت و آمد می كرده اند. و حال آنكه قطعاً چنین نیست. تاریخ قطعی برخلاف آن شهادت می دهد. بدون شك زن جاهلیت همچنان بوده كه ویل دورانت توصیف می كند ولی اسلام در این جهت تحولی به وجود آورد. عایشه همواره زنان انصار را اینچنین ستایش می كرد:

«مرحبا به زنان انصار. همینكه آیات سوره ی نور نازل شد یك نفر از آنان دیده نشد كه مانند سابق بیرون بیابد. سر خود را با روسریهای مشكی می پوشیدند. گویی كلاغ روی سرشان نشسته است. » [1]
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 389
در سنن ابو داود جلد 2 صفحه 382 همین مطلب را ازامّ سلمه نقل می كند با این تفاوت كه امّ سلمه می گوید:

«پس از آنكه آیه ی سوره ی احزاب (یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ) نازل شد زنان انصار چنین كردند. » .

«كنت گوبینو» در كتاب سه سال در ایران نیز معتقد است كه حجاب شدید دوره ی ساسانی، در دوره ی اسلام در میان ایرانیان باقی ماند. او معتقد است كه آنچه در ایران ساسانی بوده است تنها پوشیدگی زن نبوده است بلكه مخفی نگه داشتن زن بوده است.

مدعی است كه خودسری موبدان و شاهزادگان آن دوره به قدری بود كه اگر كسی زن خوشگلی در خانه داشت نمی گذاشت كسی از وجودش آگاه گردد و حتی الامكان او را پنهان می كرد زیرا اگر معلوم می شد كه چنین خانم خوشگلی در خانه اش هست دیگر مالك او و احیاناً مالك جان خودش هم نبود.

«جواهر لعل نهرو» نخست وزیر فقید هند نیز معتقد است كه حجاب از ملل غیرمسلمان روم و ایران به جهان اسلام وارد شد. در كتاب نگاهی به تاریخ جهان جلد اول صفحه 328 ضمن ستایش از تمدن اسلامی به تغییراتی كه بعدها پیدا شد اشاره می كند و از آن جمله می گوید:

«یك تغییر بزرگ و تأسف آور نیز تدریجاً روی نمود و آن در وضع زنان بود. در میان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت. زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ایشان زندگی نمی كردند بلكه در اماكن عمومی حضور می یافتند، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه می رفتند و حتی خودشان به وعظ و خطابه می پرداختند. اما عربها نیز بر اثر موفقیتها تدریجاً بیش از پیش رسمی را كه در دو امپراطوری مجاورشان یعنی امپراطوری روم شرقی و امپراطوری ایران وجود داشت اقتباس كردند. عربها امپراطوری روم را شكست دادند و به امپراطوری ایران پایان بخشیدند. اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب ناپسند این امپراطوریها گشتند. به قراری كه نقل شده است مخصوصاً بر اثر نفوذ امپراطوری قسطنطنیه و ایران بود كه رسم جدایی زنان از مردان و پرده نشینی ایشان در میان عربها رواج پیداكرد. تدریجاً سیستم «حرم» آغاز گردید و مردها و زنها از هم جدا گشتند. »
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 390
سخن درستی نیست. فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمانان غیرعرب، حجاب از آنچه در زمان رسول اكرم وجود داشت شدیدتر شد نه اینكه اسلام اساساً به پوشش زن هیچ عنایتی نداشته است.

از سخنان نهرو برمی آید كه رومیان نیز (شاید تحت تأثیر قوم یهود) حجاب داشته اند و رسم حرمسراداری نیز از روم و ایران به دربار خلفای اسلامی راه یافت.

این نكته را دیگران نیز تأیید كرده اند.

در هند نیز حجاب سخت و شدیدی حكمفرما بوده است ولی درست روشن نیست كه قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و یا بعدها پس از نفوذ اسلام در هند رواج یافته است و هندوان غیرمسلمان تحت تأثیر مسلمانان و مخصوصاً مسلمانان ایرانی حجاب زن را پذیرفته اند. آنچه مسلّم است این است كه حجاب هندی نیز نظیر حجاب ایران باستان سخت و شدید بوده است. از گفتار ویل دورانت در جلد دوم تاریخ تمدن برمی آید كه حجاب هندی به وسیله ی ایرانیان مسلمان در هند رواج یافته است.

نهرو پس از سخنانی كه از او نقل كردیم می گوید:

«متأسفانه این رسم ناپسند كم كم یكی از خصوصیات جامعه ی اسلامی شد و هند نیز وقتی مسلمانان بدین جا آمدند آن را آموخت. » .

به عقیده ی نهرو حجاب هند به واسطه ی مسلمانان به هند آمده است.

ولی اگر تمایل به ریاضت و ترك لذت را یكی از علل پدیدآمدن حجاب بدانیم باید قبول كنیم كه هند از قدیمترین ایام حجاب را پذیرفته است، زیرا هند از مراكز قدیم ریاضت و پلید شمردن لذات مادی بوده است.

راسل در زناشویی و اخلاق صفحه ی 135 می گوید:

«اخلاق جنسی آنچنان كه در جوامع متمدن دیده می شود از دو منبع سرچشمه می گیرد: یكی تمایل به اطمینان پدری، و دیگری اعتقاد مرتاضانه به خبیث بودن عشق. اخلاق جنسی در اعصار ماقبل مسیحیت و در ممالك خاور دور تا به امروز فقط از منبع اول منشعب می شود و استثنای آن هند و ایران است كه ظاهراً
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 391
ریاضت طلبی در آنجا پدید آمده و در سراسر جهان پراكنده شده است. » .

به هر حال آنچه مسلّم است این است كه قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتكر آن نیست، اما اینكه حدود حجاب اسلامی با حجابی كه در ملل باستانی بود یكی است یا نه، و دیگر اینكه علت و فلسفه ای كه از نظر اسلام حجاب را لازم می سازد همان علت و فلسفه است كه در جاهای دیگر جهان منشأ پدید آمدن حجاب شده است یا نه، مطالبی است كه در قسمتهای بعدی به تفصیل درباره ی آنها سخن خواهیم گفت.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 393
*ریشه ی فلسفی.

*ریشه ی اجتماعی.

*ریشه ی اقتصادی.

*ریشه ی اخلاقی.

*ریشه ی روانی.

*تدبیر غریزی شگفت انگیز زن
[1] . كشّاف ، ذیل آیه ی 31 از سوره ی نور.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است