در
کتابخانه
بازدید : 40824تاریخ درج : 1391/03/21
Skip Navigation Links.
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
از نصوص تواریخ معتبر و قدیمی اسلامی به دست می آید كه رسول خدا در مدینه گروهی «دبیر» داشته است. این دبیران وحی خدا، سخنان پیغمبر، عقود و معاملات مردم، عهدها و پیمان نامه های رسول خدا با مشركین و اهل كتاب، دفاتر صدقات و مالیاتها، دفاتر غنائم و اخماس و نامه های فراوان آن حضرت را به اطراف و اكناف می نوشته اند.

علاوه بر وحی خدا و سخنان شفاهی آن حضرت كه نوشته شده و باقی است، عهدنامه ها و بسیاری از نامه های رسول خدا نیز در متن تاریخ ثبت شده است. محمّد بن سعد در الطبقات الكبیر [1]. در حدود صد نامه از آن حضرت كه متن اكثر آنها را آورده است نقل می كند.

برخی از این نامه ها به سلاطین و حكمرانان جهان و رؤسای قبایل و حكّام دست نشانده ی رومی یا ایرانی خلیج فارس و سایر شخصیّتهاست و مشتمل بر دعوت به اسلام است؛ برخی دیگر حكم بخشنامه و دستور العمل دارد و جزء مدارك فقهی اسلام به شمار می رود؛ برخی دیگر به منظور كارهای دیگر است. بسیاری از آن نامه ها معلوم
مجموعه آثار شهید مطهری . ج3، ص: 215
است كه به خطّ چه كسی است؛ كاتب نام خود را در آخر نامه قید كرده است. گویند اوّل كسی كه این سنّت را در آنجا رایج كرد كه نام كاتب در آخر نامه قید شود، ابیّ بن كعب صحابی معروف است.

هیچ یك از این نامه ها و پیمان نامه ها و دفاتر را رسول خدا به خطّ خود ننوشته است؛ یعنی یك جا نمی بینیم كه گفته باشند فلان نامه را رسول خدا به خطّ خود نوشت. بالاتر اینكه هیچ جا دیده نمی شود كه رسول خدا یك آیه ی قرآن به خطّ خود نوشته باشد، در صورتی كه كتّاب وحی هر كدام به خطّ خود قرآنی نوشته اند. آیا ممكن است رسول اكرم خط بنویسد و آنگاه به خطّ خود قرآنی یا سوره ای از قرآن و لااقل آیه ای از قرآن ننویسد؟ !
در كتب تواریخ نام دبیران رسول خدا آمده است. یعقوبی در جلد دوم تاریخ خویش می گوید:

«دبیران رسول خدا كه وحی، نامه ها و پیمان نامه ها را می نوشتند اینان اند: علیّ بن ابی طالب (ع) ، عثمان بن عفّان، عمرو بن العاص، معاویة بن ابی سفیان، شرحبیل بن حسنه، عبد اللّه بن سعد بن ابی سرح، مغیرة بن شعبه، معاذ بن جبل، زید بن ثابت، حنظلة بن الربیع، ابیّ بن كعب، جهیم بن الصّلت، حصین النّمیری. » [2]
مسعودی در التّنبیه و الاشراف تا اندازه ای تفصیل می دهد كه این دبیران، هر كدام چه نوع كاری را به عهده داشته اند و نشان می دهد كه این دبیران بیش از این توسعه ی كار داشته و نوعی نظم و تشكیلات و تقسیم كار در میان بوده است. می گوید:

«خالد بن سعید بن العاص پیش دست رسول خدا بود، حاجتهای متفرّقه ای كه پیش می آمد می نوشت؛ همچنین مغیرة بن شعبه و حصین بن نمیر. عبد اللّه بن ارقم و علاء بن عقبه سندهای مردم و عقود و معاملات آنها را می نوشتند. زبیر بن العوّام و جهیم بن الصّلت صورت مالیات و صدقات را ضبط می كردند. حذیفة بن الیمان عهده دار نوشتن «حرازی» حجاز بود. معیقیب بن ابی فاطمه ی دوسی غنائم را وارد می كرد. زید بن ثابت انصاری نامه به حكّام و پادشاهان می نوشت و ضمناً سمت مترجمی رسول خدا را داشت. او زبانهای فارسی و رومی و قبطی و حبشی را ترجمه می كرد و همه ی
مجموعه آثار شهید مطهری . ج3، ص: 216
اینها را در مدینه از اهل این زبانها آموخته بود [3]. حنظلة بن الرّبیع ذخیره بود و هر وقت یكی از آنها كه نام بردیم نبود او كارش را انجام می داد و به «حنظله ی كاتب» معروف شده بود. حنظله در زمان خلافت عمر كه فتوحات اسلامی رخ داد به «رها» رفت و در همان جا فوت كرد. عبد اللّه بن سعد بن ابی سرح مدّتی سمت نویسندگی داشت ولی بعد مرتد شد و به مشركان پیوست. شرحبیل بن حسنه ی طابخی نیز برایش نوشته است. ابان بن سعید و علاء بن الحضرمی نیز گاهی برایش می نوشتند. معاویه فقط چند ماهی قبل از وفات رسول خدا برایش نویسندگی كرد. اینها كسانی هستند كه رسماً مدّتی عهده دار سمت «دبیری» بودند؛ و امّا افرادی كه احیاناً یك یا دو نامه برایش نوشته اند و جزء دبیران پیغمبر به شمار نمی روند ما از آنها یاد نمی كنیم. » [4]
مسعودی در اینجا از كتّاب وحی و همچنین نویسندگان پیمان نامه های رسمی مانند علی (علیه السّلام) و عبد اللّه بن مسعود و ابیّ بن كعب و غیر اینها نام نبرده است؛ مثل اینكه خواسته است كسانی را نام ببرد كه سمت دیگری غیر از سمت كتابت وحی عهده دار نبوده اند.

در تواریخ و احادیث اسلامی به قضایای زیادی بر می خوریم مبنی بر اینكه متقاضیانی از دور یا نزدیك به حضور رسول اكرم می آمده اند و از ایشان تقاضای نصیحت و موعظه ای می كرده اند و آن حضرت با سخنان حكیمانه و پرمغز خود به پرسش آنها پاسخ داده است. این سخنان فی المجلس یا بعدها نوشته شده است.

بازهم در یك جا نمی بینیم كه رسول خدا خودش در جواب متقاضیان یك سطر نوشته باشد. قطعاً اگر یك سطر نوشته از پیغمبر اكرم باقی می ماند، مسلمانان به عنوان تیمّن و تبرّك و بزرگترین افتخار برای خود و خاندان خود آن را نگهداری می كردند،
مجموعه آثار شهید مطهری . ج3، ص: 217
همچنانكه درباره ی حضرت امیر (علیه السّلام) و سایر ائمّه چنین جریانها زیاد می بینیم، كه قسمتی از خطوط آن بزرگواران سالها بلكه قرنها در خاندان خودشان یا در خاندان شیعیان محفوظ مانده است. همین الآن قرآنهایی موجود است كه منسوب به آن بزرگواران است.

جریان معروف زید بن علیّ بن الحسین (ع) و یحیی بن زید و كیفیّت نگهداری آنها از صحیفه ی سجّادیّه شاهد این مدّعاست.

ابن النّدیم در فنّ اوّل از مقاله ی دوّم الفهرست جریان جالبی نقل می كند، می گوید:

«با یكی از شیعیان كوفی كه نامش محمّد بن الحسین و معروف به ابن ابی بعره بود آشنا شدم. كتابخانه ای داشت كه مثل آن را ندیده ام. او آن كتابخانه را از یك مرد شیعی كوفی دریافت كرده بود و عجیب این است كه در هر كتاب یا ورقه ای ثبت بود كه به خطّ كی است؟ جماعتی از علما شهادت خود را بر اینكه خطّ، خطّ كی است نوشته بودند. در آن كتابخانه خطوطی از امامین همامین حسن بن علی و حسین بن علی (علیهما السّلام) موجود بود و نگهداری می شد، و همچنین اسناد و عهدنامه هایی به خطّ علی (علیه السّلام) و سایر دبیران رسول خدا موجود بود و از آنها مراقبت می شد. » [5]
آری، تا این حد این آثار متبرّكه حفظ و نگهداری می شده است. چگونه ممكن است كه رسول خدا حدّ اقل یك سطر نوشته باشد و با آن عنایت عجیب مسلمین به حفظ آثار- خصوصاً آثار متبرّكه- باقی نمانده باشد؟ !
مسأله ی نوشتن آن حضرت حتّی در دوره ی رسالت، طبق قرائن و امارات منتفی است، امّا مسأله ی خواندن آن حضرت را در دوره ی رسالت نمی توان به طور قطع منتفی دانست هر چند دلیل كافی بر خواندن آن حضرت حتّی در این دوره نداریم بلكه بیشتر قرائن از نخواندن آن حضرت حتّی در این دوره حكایت می كند.

مجموعه آثار شهید مطهری . ج3، ص: 218

[1] . ج /2ص 10- 38.
[2] . تاریخ یعقوبی، ج /2ص 69.
[3] . در جامع ترمذی از زید بن ثابت نقل می كند: «پیغمبر اكرم مرا فرمان داد كه زبان سریانی را یاد بگیرم» . و هم جامع ترمذی از زید بن ثابت نقل می كند: «رسول خدا به من فرمود لغت یهود را یاد بگیر و گفت به خدا قسم كه نمی توانم در نامه های خود به یهود اعتماد كنم. من در حدود نصف یك ماه یاد گرفتم. بعد از آن هر وقت می خواست به یهود نامه بنویسد من می نوشتم و هرگاه نامه ای از یهود برایش می رسید من برایش می خواندم» . در فتوح البلدان بلاذری صفحه ی 460 می گوید: «زید بن ثابت گفت رسول خدا مرا فرمان داد كه كتاب یهود را (به زبان سریانی) یاد بگیرم، و به من فرمود كه من از یهود بر كتاب خود نگرانم؛ نیمی (از ماه یا سال) نگذشت كه فرا گرفتم. از آن پس من نامه های او را به یهود می نوشتم و نامه هایی كه یهود به پیغمبر می نوشتند من برایش قرائت می كردم» .
[4] . التنبیه و الاشراف، ص 245 و 246.
[5] . الفهرست (چاپ مطبعة الاستقامة قاهره)، ص 67.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است