در
کتابخانه
بازدید : 1579991تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
در قرآن مجید مصادیق گوناگونی برای شرك آمده است كه ما به بعضی از آنها اشاره می كنیم و ضمناً معنی توحید عملی قرآن اجمالاً روشن می گردد.
1. اَرَاَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلهَهُ هَواهُ [1].
آیا دیدی آن كس را كه هوای نفس خودش را معبود خویش قرار داده است.
در این آیه انسان شهوت پرست، مشرك شمرده شده است. مثنوی گوید:
مادر بتها بت نفس شماست
چونكه آن بت مار و این بت اژدهاست
آهن و سنگ است نفس و بت شرار
آن شرار از آب می گیرد قرار
سنگ و آهن ز آب كی ساكن شود
آدمی با ایندو كی ایمن شود
پس، از آنجا كه می گوییم اِیّاكَ نَعْبُدُ و معبودیت غیر خدا را نفی می كنیم، مدعی این مطلب شده ایم كه خدایا ما به فرمان تو هستیم نه به فرمان میلها و هواها و هوسها و شهوتهای خودمان.
2. اِتَّخَذوا اَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ اَرْباباً مِنْ دونِ اللّهِ [2].
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 103
در حالی كه یهودیان و مسیحیان را مذمت می فرماید می گوید آنان بدون آنكه مستندی از امر خدا داشته باشند حِبرهای خودشان (حبر عالِم یهود را گویند) و راهبهای خودشان را خدای خویش قرار داده اند و پرستش می كنند.
می دانیم یهودیان و مسیحیان علما و مقدسین خود را به آن شكل كه بت پرستها بتها را عبادت می كردند عبادت نمی كردند، یعنی آنها را مثلاً سجده نمی كردند بلكه همین قدر بود كه در مقابل آنان متعبد بودند، یعنی بدون آنكه از طرف خداوند اجازه داشته باشند مطیع و تسلیم آنها بودند و در حقیقت مطیع میلها و هواهای نفسانی آنها بودند؛ هرچه آنان به میل و هوای خود می گفتند اینها می پذیرفتند. خداوند در آنجا می فرماید اطاعت، از حقوق خاصه ی پروردگار است و هركس كه او دستور دهد می شود اطاعت كرد. حبرها و راهبها را كه خدا دستور نداده چرا اطاعت می كنید؟ !
پس آنجا كه می گوییم اِیّاكَ نَعْبُدُ یعنی خدایا هیچ گروهی را به نام روحانی و به نام قدّیس و به نام دیگر عبادت نمی كنیم، كوركورانه اطاعت نمی كنیم؛ هركس را تو فرمان داده ای اطاعت كنیم اطاعت می كنیم و هركس را كه تو فرمان نداده ای اطاعت نمی كنیم.
اگر رسول خدا را اطاعت می كنیم از آن جهت است كه تو صریحاً فرمان او را واجب كرده ای.
اگر ائمه ی اطهار را به عنوان اولی الامر اطاعت می كنیم چون تو فرمان داده ای. اگر فرمان مجتهدان جامع الشرایط یعنی علمای متقی عادل آگاه را اطاعت می كنیم به حكم این است كه پیغمبر و ائمه ی اطهار كه فرمانشان را تو واجب الطاعه كرده ای به ما اینچنین دستور داده اند.
3. قُل یا اَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا اِلی كَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ اَلّا نَعْبُدَ اِلَّا اللّهَ وَ لانُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً وَ لایَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً اَرْباباً مِنْ دونِ اللّهِ [3].
این همان آیه ای است كه رسول اللّه در سال 5 یا 6 هجری به صورت بخشنامه به سران كشورهای دنیا فرستاد: بگو ای اهل كتاب، ای كسانی كه خودتان را به یك
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 104
كتاب آسمانی مستند می كنید! همگی بیایید به سوی یك حقیقتی كه برای همه ی ما علی السویه است، نه ما می توانیم بگوییم به ما اختصاص دارد و نه شما می توانید ادعا كنید مخصوص شماست، و آن اللّه است. بیایید هیچ چیزی را شریك او قرار ندهیم. تا آنجا كه می فرماید: وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً اَرْباباً مِنْ دونِ اللّهِ برخی از ما برخی دیگر را «رب» و صاحب اختیار نگیریم، هیچ كدام دیگری را عبادت و اطاعت نكنیم، معبود و مطاع نگیریم، تنها خدا را «رب» و معبود و مطاع بدانیم و بس.
این نیز یكی دیگر از مظاهر توحید عملی قرآن است كه می فرماید: هیچ انسانی انسان دیگر را رب خودش قرار ندهد و انسانی انسان دیگر را مربوب خویش نسازد. پس معنی اِیّاكَ نَعْبُدُ این است: خدایا تنها تو را «رب» و مطاع قرار می دهیم و هیچ معبود اجتماعی نداریم و هیچ انسانی و فرمان انسانی را در برابر تو و فرمان تو مطاع قرار نمی دهیم.
4. وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَیَّ اَنْ عَبَّدْتَ بَنی اِسْرائیلَ [4].
موسی بن عمران وقتی كه با فرعون روبرو شد و او را دعوت كرد، فرعون با خشونت گفت: تو همان كسی هستی كه در خانه ی ما بودی و در زیر دست ما بزرگ شدی و آن كار مهم و زشت را (كشتن قبطی) انجام دادی. موسی جواب داد: حال این منّت را به سر من گذاشتی در مقابل اینكه بنی اسرائیل را بنده ی خودت قرار داده ای؟ ! یعنی آیا تو می گویی من هیچ نگویم در مقابل این عملت كه بنی اسرائیل را بنده ساخته ای؟ !
ملاحظه می كنید كه حضرت موسی فرعون مآبی یعنی همان استبداد فرعون را «تعبید» نامیده است. بنی اسرائیل هیچ گاه فرعون را سجده نمی كردند بلكه فرعون آنها را ذلیل ساخته و به اطاعت اجباری و كار اجباری و بهره كشی وادار كرده بود و هر نوع حق اختیار و آزادی را از آنها سلب نموده بود. آنها عملاً در مقابل فرعون رام و مطیع بودند.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج26، ص: 105
پس اِیّاكَ نَعْبُدُ یعنی خدایا تن به تعبیدها و تذلیلها و اطاعتهای اجباری و بهره كشی و سلب حق اختیار و آزادی نمی دهیم.
اینها نمونه هایی است كه در قرآن آمده است و می تواند روشنگر معنای توحید عملی باشد. توحید عملی همان است كه در اصطلاح علمای اسلامی «توحید در عبادت» می گویند و مراد توحید در عینیت خارجی است، یعنی واقعیت وجود انسان هم یگانه شده باشد.
خلاصه آنكه در اسلام كافی نیست كه مسلمان تنها در مرحله ی فكر و اندیشه موحد باشد و خدا را در ذات و صفات و افعال به یگانگی بشناسد و بداند و درك كند، كه اگر به او پیشنهاد كنند كه درباره ی خداشناسی بحث كند، بتواند شش ماه در اطراف خدا سخن بگوید. اینچنین شخصی نیمی از توحید را دارد، و نیم دیگر آن است كه در عمل یگانه گرا باشد بلكه یگانه شده باشد. آن هنگام كه خدا را با تمام اوصاف شناخت و در اطاعت و تسلیم نیز یگانه بود می توان گفت موحد است.
همان طور كه قبلاً اشاره كردیم اینجاست كه به عظمت سوره ی حمد پی می بریم؛ و راستی شگفت آور است كه چگونه شخصی كه هیچ گاه در عمرش درس نخوانده و با فیلسوفی برخورد نكرده و هیچ دانشمندی را ملاقات ننموده، در اولین سوره ی كتابش كلمات طوری تنظیم شده باشد كه تمام مكتبش را در یك قطعه ی كوچك بگنجاند، توحید نظری را در چند جمله ی كوتاه و در كمال اوج و تعالی بیان كند و توحید عملی را در یك جمله ی كوتاه اِیّاكَ نَعْبُدُ نشان دهد!

[1] . فرقان / 43.
[2] . توبه / 31.
[3] . آل عمران / 64.
[4] . شعراء / 22.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است