در
کتابخانه
بازدید : 53842تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
غرضم از نقل این سؤال و جواب این بود كه توجه پیدا شود كه علیّ مرتضی به عدل از چه دیدی می نگریسته، آیا از جنبه ی فردی و شخصی نگاه می كرده یا بیشتر به جنبه ی اجتماعی توجه داشته؟ از این سؤال و جواب و تحلیلی كه در جواب فرمود، معلوم شد كه به جنبه ی اجتماعی مطلب توجه داشته. این است كه از یك طرف از سخنان علی و از طرف دیگر از عمل او، مخصوصاً از طرز عملی كه در دوره ی زعامت و حكومت خود انجام داد، معلوم می شود كه عدالت به صورت یك فلسفه ی اجتماعی اسلامی مورد توجه مولای متقیان بوده و آن را ناموس بزرگ اسلامی تلقی می كرده و از هر چیزی بالاتر می دانسته، سیاستش بر مبنای این اصل تأسیس شده بود، ممكن نبود به خاطر هیچ منظوری و هدفی كوچكترین انحراف و انعطافی از آن پیدا كند. و همین امرْ یگانه چیزی، بلی یگانه چیزی بود كه مشكلاتی زیاد برایش ایجاد كرد و ضمناً همین مطلب یك مفتاح و كلیدی است برای یك نفر مورخ و محقق كه بخواهد حوادث خلافت علی را تحلیل كند. علی علیه السلام فوق العاده در این امر تصلّب و تعصب و انعطاف ناپذیری به خرج می داد.
درباره ی تصلّب علی علیه السلام در امر عدالت- كه از نظر و تعبیری باید گفت عدالت و از نظر و تعبیری باید گفت حقوق بشر- همین بس كه فلسفه ی پذیرفتن خلافت را بعد از عثمان، بهم خوردن عدالت اجتماعی و منقسم شدن مردم به دو طبقه ی سیرِ سیر و گرسنه ی گرسنه ذكر می كند و می فرماید:
لَوْ لا حُضورُ الْحاضِرِ وَ قِیامُ الْحُجَّةِ بِوُجودِ النّاصِرِ، وَ ما أَخَذَ اللّهُ عَلَی الْعُلَماءِ أنْ لا یُقارُّوا عَلی كِظَّةِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظْلومٍ، لَألْقَیْتُ حَبْلَها عَلی غارِبِها وَ
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 230
لَسَقَیْتُ آخِرَها بِكَأْسِ أوَّلِها [1].
اگر نبود كه عده ای به عنوان یار و یاور به در خانه ام آمدند و بر من اتمام حجت شد، دیگر اینكه خداوند از دانایان و روشن ضمیران عهد وپیمان گرفته كه هر وقت اوضاعی پیش آید كه گروهی آنقدر اموال و ثروتها و موهبتهای الهی را به خودشان اختصاص بدهند و آنقدر بخورند كه از پرخوری بیمار شوند و عده ای آنقدر حقوقشان پایمال شود كه مایه ی سد جوعی هم نداشته باشند، در چنین اوضاع و احوالی، این دانایان و روشن ضمیران نمی توانند بنشینند و تماشاچی و حداكثر متأسف باشند. اگر چنین وظیفه ای را در حال حاضر احساس نمی كردم، كنار می رفتم و افسار خلافت را در دست نمی گرفتم و مانند روز اول پهلو تهی می كردم.

[1] . نهج البلاغه، خطبه ی 3.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است