در
کتابخانه
بازدید : 53843تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
اما از نظر زندگی اجتماعی چطور؟ از نظر زندگی اجتماعی و از جنبه ی عمومی كه افراد اجتماع را به صورت یك واحد در می آورد، از این نظر كه بنگریم می بینیم كه عدل از جود بالاتر است.
عدل در اجتماع به منزله ی پایه های ساختمان است و احسان از نظر اجتماع به منزله ی رنگ آمیزی و نقاشی و زینت ساختمان است. اول باید پایه درست باشد، بعد نوبت به زینت و رنگ آمیزی و نقاشی می رسد. اگر «خانه از پای بست ویران است» دیگر چه فایده كه «خواجه در بند نقش ایوان» باشد؟ اما اگر پایه محكم باشد، در ساختمانِ بی نقاشی و بی رنگ آمیزی هم می توان زندگی كرد. ممكن است ساختمانی فوق العاده نقاشی خوب داشته باشد و ظاهرش جالب باشد، اما چون پایه خراب است یك باران كافی است آن را بر سر اهلش خراب كند.
بعلاوه همین جودها و احسانها و ایثارهایی كه در مواقعی خوب و مفید است و از نظر جودكننده فضیلتی بسیار عالی است، از نظر گیرنده فضیلت نیست، حساب او را هم باید كرد، حساب اجتماع را هم باید كرد؛ اگر رعایت موازنه ی اجتماعی نشود و حساب نكرده صورت بگیرد، همین فضیلت اخلاقی موجب بدبختی عمومی و خرابی اجتماع می گردد. صدقات زیاد و اوقاف زیاد و حساب نكرده، نذورات زیاد و حساب نكرده در هرجا كه وارد شده مانند سیل جامعه را خراب كرده، روحیه ها را
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 227
تنبل و كلّاش و فاسدالاخلاق بار آورده، لطمه ها و خساراتی وارد آورده كه كمتر از لطمات و خسارات یك سپاه جرّار نبوده، مصداق كلام خدا بوده درباره ی بعضی انفاقات كه می فرماید:
مَثَلُ ما یُنْفِقونَ فی هذِهِ الْحَیوةِ الدُّنْیا كَمَثَلِ ریحٍ فیها صِرٌّ اَصابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَموا اَنْفُسَهُمْ فَأهْلَكَتْهُ وَ ما ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَ لكِنْ أنْفُسَهُمْ یَظْلِمونَ [1].
مَثَل انفاقهایی كه در این دنیا می كنند (و عنوان انفاق و صدقه و امثال اینها به آنها می دهند) عیناً مَثَل باد سختی است كه با سرما همراه است و می رسد به زراعت مردمی كه ظلم به نفس كرده اند و همه ی آن زراعتها را از بین می برد.

خداوند به آنها ستم نكرده، خودشان به خودشان ستم كرده اند.
جامعه را هرگز با جود و احسان نمی توان اداره كرد. پایه ی سازمان اجتماع، عدل است. احسان و جودهای حساب نشده و اندازه گیری نشده كارها را از مدار خود خارج می كند. امام سجاد علیه السلام فرمود:
كَمْ مِنْ مَفْتونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فیهِ، وَ كَمْ مِنْ مَغْرورٍ بِحُسْنِ السَّتْرِ عَلَیْهِ، وَ كَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالْاِحْسانِ اِلَیْهِ [2].
بسیاری از مردم از بس خوبشان را و مدحشان را گفتند فاسد شدند، بسیاری از مردم چون از عیبشان چشم پوشی شد و مورد انتقاد قرار نگرفتند مغرور شدند، بسیاری از مردم هم چون به آنها احسان شد و از راه احسان زندگی و كارشان اداره شد متدرّجاً در غفلت فرو رفتند.
این است معنی سخن علیّ مرتضی علیه السلام كه فرمود: اَلْعَدْلُ یَضَعُ الْاُمورَ مَواضِعَها وَ الْجودُ یُخْرِجُها مِنْ جَهَتِها عدل جریان كارها را در مجرای خود قرار می دهد، اما جود جریانها را از مجرای اصلی خارج می كند.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 228
بسیاری از مردم ابتدا كه می شنوند علی، مظهر كامل جود و سخا، عدل را از جود برتر دانسته تعجب می كنند كه چطور می شود عدل از جود بالاتر باشد! یعنی چه علی علیه السلام كه سرآمد اهل جود و ایثار و كرم است، درباره ی جود و كرم می فرماید كه جود و كرم كارها را از جریان خودش خارج می كند؟ اما با بیانی كه كردم و دو جنبه ای كه توضیح دادم معلوم شد كه ما تا كنون به عدل و جود از یك جنبه نگاه می كرده ایم و آن جنبه ی اخلاقی و جنبه ی فضیلت شخصی و نفسانی قضیه بوده و البته از این جهت، مطلب همان طور است. اما جنبه ی دیگر مهم است و آن جنبه ی اجتماعی قضیه است و ما تاكنون كمتر از این جنبه فكر می كرده ایم، و علت اینكه كمتر فكر می كرده ایم این است كه مدت زیادی نیست كه بشر به ارزش مطالعات اجتماعی پی برده و قوانین اجتماعی را شناخته؛ در سابق كم و بیش بعضی از مفكّرین عالی قدر ما توجه داشته اند اما به صورت علوم مدوّنی نبوده است، لهذا در قضایا فقط به جنبه های اخلاقی و فردی آنها نگاه می كرده اند.
من یاد ندارم تاكنون كسی در كتابی در اطراف این جمله كه عرض كردم بحثی كرده باشد و حال آنكه این جمله در نهج البلاغه است و در دسترس همه بوده. به نظرم علتش این است كه این جمله با مقیاسهای اخلاقی نمی توانسته در نظرها معنی درست و قابل توجهی داشته باشد. اما امروز كه به بركت پیشرفت علوم اجتماعی، مقیاسهای دیگر غیر از مقیاسهای اخلاقی به دست ما رسیده می فهمیم كه چه كلام پرارزشی است و چقدر این سخن از زمان خودش بلكه از زمان سید رضی (ره) - كه سخنان علی علیه السلام را گردآوری كرد و به نام نهج البلاغه به صورت كتابی درآورد- جلوتر و بالاتر است. هیچ ممكن نبود در آن زمان خود سید رضی كه جمع كننده ی این كلمات است و حتی بوعلی سینا كه بزرگترین فیلسوف عصر گردآوری نهج البلاغه است، بتواند چنین حقیقت اجتماعی عالی را بیان كند.

[1] . آل عمران / 117.
[2] . تحف العقول، ص 281.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است