در
کتابخانه
بازدید : 53341تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
چرا وضع پیشروی امیرالمؤمنین علی علیه السلام نسبت به پیغمبر اكرم فرق داشت؟ از نظر ما شیعیان كه علی و تاكتیك علی با پیغمبر فرقی نداشت ولی چطور است كه پیغمبر با این سرعت پیشروی می كند و دشمن را یكی بعد از دیگری ساقط می كند ولی علی علیه السلام وقتی كه با دشمنانش روبرو می شود سخت دچار و گرفتار است، آن پیشروی برایش نیست و در مواقع زیادی از دشمن شكست می خورد، چرا؟ برای اینكه پیغمبر با كسانی می جنگید كه آنها كافر بودند. منافقین زمان پیغمبر در زمانی بودند كه نطفه ی نفاق تازه داشت بسته می شد كه علی بعدها مواجه با همینها شد. ولی علی علیه السلام از اول با منافقین طرف بود. پیغمبر با ابوسفیان طرف است، ابوسفیانی كه كفر صریح و روشن است، ابوسفیانی كه با لا اله الّا اللّه مخالفت می كند و اُعْلُ هُبَل (زنده باد هبل) می گوید. واضح است كه اُعْلُ هُبَل با لا اله الّا اللّه نمی تواند بجنگد.

جاذبه ی لا اله الّا اللّه كجا، جاذبه ی اُعْلُ هُبَل و از این مزخرفات كجا؟ ! اما معاویه همان ابوسفیان است، منویات همان منویات است، مقصود همان مقصود است، راه همان راه است، هدف همان هدف است ولی شعارش همان شعار علی علیه السلام است و احیاناً در مواقعی داغتر. خودش را مدافع توحید و لا اله الّا اللّه و اسلام و قرآن معرفی می كند. شعاری كه با آن به جنگ امیرالمؤمنین می آید آیه ی قرآن است: وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلایُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ اِنَّهُ كانَ مَنْصوراً [1]. حالا چقدر دیده ی تیزبین می خواهد كه در زیر آیه ی «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلوماً» كه معاویه آورده خط اُعْلُ هُبَل را بخواند، بگوید این همان اُعْلُ هُبَل است، لفظش این است معنی همان معنی است.

خیلی نفوذ عمیق و بصیرت فوق العاده ای می خواست.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج25، ص: 212
دلیلش خیلی واضح است: داستان قرآن بر نیزه كردن. آیا چنین نقشه ای بر سر راه پیغمبر بود كه یك كسی بیاید قرآن بر نیزه كند، بگوید بین ما و شما قرآن؟ این از قطعیات تاریخ است: علی علیه السلام وقتی با معاویه روبرو می شود مرتب پیك می فرستد و نامه می نویسد: ما مسلمانیم شما مسلمانید، دو فرقه ی مسلمان با همدیگر روبرو شده اند، بین ما و شما كتاب خداست، بیاییم ببینیم هرچه قرآن می گوید به آن عمل كنیم. هرچه علی پیشنهاد كرد اینها گوش نكردند. معلوم بود آنها به قرآن كاری ندارند. ولی آن لحظات آخری كه این مرد شكست را برای خودش قطعی می بیند كه چند لحظه ی دیگر بیشتر تا شكست باقی نیست فوراً نیرنگ می زند. نوشته اند پانصد قرآن بر نیزه كردند. (حتی افرادی مثل جرجی زیدان می نویسند «پانصد قرآن» و این را یك دلیل می گیرند كه نوشتن قرآن در صدر اسلام با چه سرعتی بوده، برخلاف تبلیغاتی كه می كنند كه در صدر اسلام چون عرب جاهلیت كتابت نمی دانست تا مدتها چیزی نمی نوشتند. ) حالا شما ببینید چقدر باید فكر، عالی و ایمان محكم باشد كه وقتی علی به او می گوید بزن، این تظاهرِ به قرآن است علیه خود قرآن، این كاغذ است، او دروغ می گوید، [وی اطاعت كند و بزند. ] گفتند تو می گویی ما با قرآن بجنگیم؟ ! ما هرگز با قرآن نمی جنگیم. ما تا حالا در راه قرآن می جنگیدیم ولی حالا كه با قرآن روبرو شدیم نمی جنگیم، محال است؛ اصلاً یك لحظه این جنگ ادامه پیدا كند حرام است. فرمود شما نمی خواهد بجنگید، بگذارید آنهایی كه می جنگند بجنگند. گفتند این عمل حرام است، یك لحظه هم ادامه پیدا كند حرام است. فوراً دستور بده مالك اشتر برگردد.

[1] . اسراء / 33.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است