در
کتابخانه
بازدید : 75104تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
اكنون به پایان خط رسیده ایم. سخن خود را به جمله ای نغز از مولای متقیان در زمینه ی شرط موفقیت مصلح دینی كه در نهج البلاغه ضمن كلمات قصار مسطور است زینت می دهیم و به تفسیر آن می پردازیم:
اِنَّما یُقیمُ اَمْرَ اللّهِ سُبْحانَهُ مَنْ لا یُصانِعُ وَ لا یُضارِعُ وَ لا یَتَّبِعُ الْمَطامِعَ [1].
در این جمله ها سخن از برپا داشتن فرمان خداست، سخن از چیزی است كه از صد سال پیش در زبان مصلحین اسلامی از آن به «احیای اندیشه ی اسلامی» تعبیر می شود، سخن از این است كه مواقعی می رسد كه فرمانهای خدا در یك جامعه زمین می خورد و نیاز به این است كه از نو بنیاد شود، سخن در این است كه چه كسی قادر است این كار پیامبرانه را انجام دهد. آیا هر فردی در هر شرایط روحی و اخلاقی و با هر نوع شخصیت معنوی، موفق به برداشتن چنین گامی پیامبرانه می شود؟
علی علیه السلام با قید كلمه ی اِنَّما كه مفید حصر است، می فرماید كسی چنین توفیقی حاصل می كند كه سه صفت بزرگ در او راه نیافته باشد: مصانعه، مضارعه، طمع
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 96
بندگی.
برای «مصانعه» هنوز نتوانسته ام یك معادل فارسی دقیق پیدا كنم. شاید بشود گفت سازشكاری یا ملاحظه كاری یا معامله گری. اما نه، همه ی اینها مصانعه هستند ولی مصانعه بیش از اینهاست. آنگاه كه به علی پیشنهاد كوتاه آمدن در عزل معاویه می شد، این كار در تعبیرات علی و یارانش نوعی مصانعه تعبیر می شد. علی حتی از اینكه به خاطر مصلحت (از آن نوع مصلحتهایی كه سیاستمداران خود را با آنها تطبیق می دهند) یك ساعت اجازه دهد معاویه سركار خود بماند امتناع كرد و آن را مصانعه می دانست.
اصحاب و دوستان احیاناً می آمدند و در حضورش او را ستایش می كردند، او را محتشم می شمردند، با القاب و عناوین یاد می كردند، از اینكه اگر نقصی در كارها به نظرشان برسد و ابراز كنند خودداری می كردند و علی به شدت آنها را از این روش نهی می كرد و این عمل آنها را نوعی مصانعه می خواند و می گفت: لا تُخالِطونی بِالْمُصانَعَةِ وَ لا تُكَلِّمونی بِما تُكَلَّمُ بِهِ الْجَبابِرَةُ [2] با من با سبك مصانعه معاشرت نكنید، با من به طرزی كه با جباران و ستمگران سخن گفته می شود یعنی چاپلوسانه و تملّق آمیز و مداحانه و در لفافه ی القاب مطنطن و عناوین مجلل سخن مگویید. صریح می گفت من دوست دارم مردم آنگاه كه با من روبرو شوند به جای تعارفات و مداحیها، نقصها و عیبهایی كه به نظرشان می رسد با كمال صراحت رو در روی من بگویند.
رو دربایستی در اجرای امر خدا داشتن مصانعه است. ملاحظه ی دوست و رفیق و فرزند و خویشاوند و مرید را در كارها دخالت دادن مصانعه است.
قرآن كریم لغت «اِدهان» را به كار برده است كه معمولاً در عرف امروز «مداهنه» به كار برده می شود.
اِدهان یعنی روغن مالی، در اصطلاح امروز فارسی زبانان «شیره مالی» یا «ماست مالی» گفته می شود. این تعبیر معمولاً در موردی به كار برده می شود كه یك امری به جای اینكه به طور جدی اجرا شود، به صورتسازی بدون حفظ محتوا قناعت می شود. قرآن می فرماید كه كفار دوست دارند كه تو اهل مداهنه می بودی تا
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 97
مداهنه می كردند؛ مثلاً صورت توحید، صورت برادری و برابری، صورت ممنوعیت ربا محفوظ می بود، اما حقیقت و محتوا نه. خلاصه اینكه دوست داشتند تو اهل مصانعه بودی، و نیستی. پس سَمبَل كردن، به صورتسازی قناعت كردن مصانعه است.
گفتیم رفیق بازی، ملاحظه ی دوستان، فرزندان، خویشاوندان و مریدان را در اجرای امر خدا دخالت دادن مصانعه است. داستانی از علی علیه السلام در تاریخ مسطور است كه از این جهت آموزنده است:
آنگاه كه علی علیه السلام به فرماندهی یك سپاه با سربازانش از یمن برمی گشت و حُلّه های یمنی همراه داشت كه متعلق به بیت المال بود، نه خودش یكی از آن حلّه ها را پوشید و نه به یكی از سپاهیان اجازه داد در آنها تصرف كند. یكی دو منزل نزدیك مكه (آن وقت رسول خدا برای حج به مكه آمده بود) خود برای گزارش زودتر به حضور رسید و سپس برگشت كه با سربازانش با هم وارد مكه شوند. وقتی كه به محل سربازان رسید، دید آنها آن حلّه ها را آورده و پوشیده اند. علی بدون هیچ ملاحظه و رودربایستی و مصلحت اندیشی سیاسی، همه را از تن آنها كند و به جای اول گذاشت. سربازان ناراحت شدند. وقتی كه به حضور رسول خدا رسیدند، از جمله چیزهایی كه رسول خدا از آنها پرسید این بود كه از رفتار فرمانده تان راضی هستید؟ گفتند بلی، اما. . . و قصه ی حلّه ها را به عرض رساندند. اینجا بود كه رسول خدا این جمله ی تاریخی را درباره ی علی فرمود: اِنَّهُ لَاُخَیْشِنٌ فی ذاتِ اللّه او خشن تَرَك فردی است در ذات خدا؛ یعنی علی آنجا كه پای امر الهی برسد، از هرگونه مصانعه و ملاحظه كاری بدور است. مصانعه و مصانعه دوستی نوعی ضعف و زبونی است و نقطه ی مقابل خشونت اصولی است كه نوعی شجاعت و قوّت است.
اما مضارعه. مضارعه یعنی مشابهت. آن كس كه می خواهد جامعه ای را اصلاح كند و تغییر دهد، خودش نباید همرنگ همان مردم باشد و همان نقاط ضعف كه در مردم هست در خودش وجود داشته باشد. كسی موفق به اصلاح نقاط ضعف می شود كه خود از آنها مبرّا باشد.
وَ غَیْرُ تَقِیٍّ یَأْمُرُ النّاسَ بِالتُّقی
طَبیبٌ یُداوِی النّاسَ وَ هُوَ عَلیلٌ
اگر در بیماریهای جسمی احیاناً یك بیمار بتواند بیمار دیگری را معالجه كند، در مداواهای روحی و اجتماعی میسر نیست. خودسازی بر جامعه سازی مقدم
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 98
است. علی علیه السلام فرمود: «به خدا سوگند من شما را به هیچ كاری فرمان ندادم مگر آنكه پیش از آنكه فرمان دهم خودم به كار بستم، و از هیچ چیز شما را منع نكردم مگر آنكه پیش از آنكه شما را منع كنم، خودم از آن دوری كردم» و همچنین آن حضرت فرمود: «آن كس كه خود را در مقام امام و رهبر مردم قرار می دهد، نخست خود را تعلیم دهد، سپس مردم را. معلم و مؤدِّب خویشتن، بیش از معلم و مؤدِّب دیگران شایسته ی اكرام و احترام است. »
اما طمع بندگی. علی فرمود:
اَلطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ [3].
طمع بردگی جاوید است.
در هر بردگی امید رهایی از طرف مالك هست مگر بردگیِ از نوع طمع كه امیدی از جانب مالك به رهایی نیست. در اینجا اختیار رها شدن به دست بَرده است نه مالك. آن كس كه می خواهد امر خدا را بپا دارد، باید از این اسارت رها باشد.

حرّیت و آزادی معنوی شرط توفیق مصلح دینی است. همچنان كه یك زبونِ ملاحظه كار توفیق اصلاح خدایی نمی یابد و همچنان كه یك گرفتار بیمار موفق به مداوای جامعه ی خود نمی گردد، یك اسیر و بنده ی مطامع نفسانی نیز موفق نخواهد شد دیگران را از اسارتهای اجتماعی یا معنوی باز دارد.
پروردگارا! تو مالك دلها و اندیشه هایی، دلهای همه در دست توست. ما را بر راه راست ثابت نگه دار و از شرّ نفس امّاره محفوظ بدار.
شعبان 98
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 101

[1] . نهج البلاغه، كلمات قصار، حكمت 107.
[2] . نهج البلاغه، خطبه ی 11.
[3] . نهج البلاغه، كلمات قصار، حكمت 171.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است