در
کتابخانه
بازدید : 75103تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
نهضتها مانند همه ی پدیده های دیگر ممكن است دچار آفت زدگی شوند. وظیفه ی رهبری نهضت است كه پیشگیری كند و اگر احیاناً آفت نفوذ كرد، با وسایلی كه در اختیار دارد و یا باید در اختیار بگیرد، آفت زدایی نماید. اگر رهبری یك نهضت به آفتها توجه نداشته باشد یا در آفت زدایی سهل انگاری نماید قطعاً آن نهضت، عقیم یا تبدیل به ضد خود خواهد شد و اثر معكوس خواهد بخشید. ما از نظر انواع آفتها آنچه به نظرمان رسیده است یادآوری می كنیم، بدون آنكه مدعی باشیم همه ی آنها را استقصا كرده ایم:
1. نفوذ اندیشه های بیگانه. اندیشه های بیگانه از دو طریق نفوذ می كنند. یكی از طریق دشمنان. هنگامی كه یك نهضت اجتماعی اوج می گیرد و جاذبه پیدا می كند و مكتبهای دیگر را تحت الشعاع قرار می دهد، پیروان مكتبهای دیگر برای رخنه كردن در آن مكتب و پوسانیدن آن از درون، اندیشه های بیگانه را كه با روح آن مكتب مغایر است وارد آن مكتب می كنند و آن مكتب را به این ترتیب از اثر و خاصیت می اندازند و یا كم اثر می كنند.
نمونه اش را در قرون اولیه ی اسلام دیده ایم. پس از گستردگی و جهانگیری اسلام، مخالفان اسلام مبارزه با اسلام را از طریق تحریف آغاز كردند. اندیشه های خود را با مارك تقلّبی اسلام صادر نمودند. اسرائیلیات، مجوسیات، مانویات با
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 86
مارك اسلام وارد حدیث و تفسیر و افكار و اندیشه های مسلمانان گردید و بر سر اسلام آمد آنچه آمد. خوشبختانه علمای اسلام متوجه این نكته شدند و تا حد زیادی موفق به آفت زدایی گشتند و هنوز هم ادامه دارد.
دیگر از طریق دوستان و پیروان. گاهی پیروان خود مكتب به علت ناآشنایی درست با مكتب، مجذوب یك سلسله نظریات و اندیشه های بیگانه می گردند و آگاهانه یا ناآگاهانه آن نظریات را رنگ مكتب می دهند و عرضه می نمایند.
نمونه ی این جهت نیز در جریانات قرون اولیه ی اسلامیه دیده می شود كه مثلاً مجذوب شدگان به فلسفه ی یونانی و آداب و رسوم ایرانی و تصوف هندی، نظریات و اندیشه هایی را به عنوان خدمت (نه به قصد خیانت) وارد اندیشه های اسلامی كردند. خوشبختانه این جهت نیز از چشم تیزبین علمای اسلامی دور نماند و یك جریان «نقد اندیشه» در این موضوعات نیز می بینیم كه سیر تحولات آن نظریات در جهت حذف نظریات بیگانه هدایت شده است.
امروز كه نهضت اسلامی ایران اوج گرفته و مكتبها و «ایسم» ها را تحت الشعاع قرار داده است، هر دو جریان را مشاهده می كنیم. هم گروهی را می بینیم كه واقعاً وابسته به مكتبهای دیگر بالخصوص مكتبهای ماتریالیستی هستند و چون می دانند با شعارها و ماركهای ماتریالیستی كمتر می توان جوان ایرانی را شكار كرد، اندیشه های بیگانه را با مارك اسلامی عرضه می دارند. بدیهی است اسلامی كه با محتوای ماتریالیستی در مغز یك جوان فرو رود و تنها پوسته ی اسلامی داشته باشد به سرعت دور انداخته می شود. و هم می بینیم- و این خطرناكتر است- كه افرادی مسلمان اما ناآشنا به معارف اسلامی و شیفته ی مكتبهای بیگانه، به نام اسلام اخلاق می نویسند و تبلیغ می كنند اما اخلاق بیگانه، فلسفه ی تاریخ می نویسند همان طور، فلسفه ی دین و نبوت می نویسند همان طور، اقتصاد می نویسند همان طور، سیاست می نویسند همان طور، جهان بینی می نویسند همان طور، تفسیر قرآن می نویسند همان طور و و و.
من به عنوان یك فرد مسئول به مسئولیت الهی، به رهبران عظیم الشأن نهضت اسلامی كه برای همه شان احترام فراوان قائلم، هشدار می دهم و بین خود و خدای متعال اتمام حجت می كنم كه نفوذ و نشر اندیشه های بیگانه به نام اندیشه ی اسلامی و با مارك اسلامی اعمّ از آنكه از روی سوء نیت و یا عدم سوء نیت صورت گیرد،
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 87
خطری است كه كیان اسلام را تهدید می كند.
راه مبارزه با این خطر تحریم و منع نیست. مگر می شود تشنگانی را كه برای جرعه ای آب له له می زنند، از نوشیدن آب موجود به عذر اینكه آلوده است منع كرد؟ !
این ما هستیم كه مسئولیم. ما به قدر كافی در زمینه های مختلف اسلامی كتاب به زبان روز عرضه نكرده ایم. اگر ما به قدر كافی آب زلال و گوارا عرضه كرده بودیم، به سراغ آبهای آلوده نمی رفتند.
گر نه تهی باشدی بیشتر این جویها
خواجه چرا می دود تشنه در این كویها
راه مبارزه، عرضه داشتن صحیح این مكتب در همه ی زمینه ها با زبان روز است.

حوزه های علمیه ی ما كه امروز اینچنین شور و هیجان فعالیت اجتماعی یافته اند باید به مسئولیت عظیم علمی و فكری خود آگاه گردند، باید كارهای علمی و فكری خود را ده برابر كنند، باید بدانند كه اشتغال منحصر به فقه و اصول رسمی جوابگوی مشكلات نسل معاصر نیست.
2. تجددگرایی افراطی. پرهیز از افراط و تفریط و گرایش به اعتدال در هر كاری خالی از دشواری نیست. گویی همیشه راه اعتدال یك خط باریك است كه اندك بی توجهی موجب خروج از آن است. اینكه در آثار دینی وارد شده كه «صراط» از «مو» باریكتر است اشاره به همین نكته است كه رعایت اعتدال در هر كاری سخت و دشوار است.
بدیهی است كه مشكلات جامعه ی بشری نو می شود و مشكلات نو راه حل نو می خواهد. «الحوادث الواقعه» چیزی جز پدیده های نوظهور نیست كه حل آنها بر عهده ی حاملان معارف اسلامی است. سرّ ضرورت وجود مجتهد در هر دوره و ضرورت تقلید و رجوع به مجتهد زنده همین است، و الّا در یك سلسله مسائل استاندارد شده میان تقلید از زنده و مرده فرقی نیست. اگر مجتهدی به مسائل و مشكلات روز توجه نكند، او را باید در صف مردگان به شمار آورد. افراط و تفریط در همین جا پیدا می شود.
برخی آنچنان عوام زده هستند كه تنها معیارشان سلیقه ی عوام است و عوام هم گذشته گراست و به حال و آینده كاری ندارد. برخی دیگر كه به مسائل روز توجه دارند و درباره ی آینده می اندیشند متأسفانه سخاوتمندانه از اسلام مایه می گذارند؛
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 88
سلیقه ی روز را معیار قرار می دهند و به نام «اجتهاد آزاد» به جای آنكه اسلام را معیار حق و باطل زمان قرار دهند، سلیقه و روح حاكم بر زمان را معیار اسلام قرار می دهند. مثلاً مَهر نباید باشد چون زمان نمی پسندد، تعدد زوجات یادگار عهد بردگی زن است، پوشیدگی همین طور، اجاره و مضاربه و مزارعه یادگار عهد فئودالیسم است و فلان حكم دیگر یادگار عهدی دیگر، اسلام دین عقل و اجتهاد است، اجتهاد چنین و چنان حكم می كند.
باید توجه داشته باشیم كه حتی معیارهایی كه دانشمندان روشنفكر و مترقی اهل تسنن نظیر عبده و اقبال برای حل مشكلات جدید ارائه كرده اند از قبیل تمایز قائل شدن میان عبادات و معاملات و تعبیرهای خاصی كه آنها از اجماع، اجتهاد، شورا و غیره كرده اند و همچنین جهان بینی اسلامی كه آنها عرضه كرده اند، به هیچ وجه برای ما كه پرورده ی فرهنگ اسلامی پیشرفته ی شیعی هستیم قابل قبول نیست و نمی تواند الگو قرار گیرد. فقه شیعه، حدیث شیعه، كلام شیعه، فلسفه ی شیعه، تفسیر شیعه، فلسفه ی اجتماعی شیعه از آنچه در جهان تسنن رشد كرده بسی رشدیافته تر و جوابگوتر است.
هرچند جهان تسنن به علل جغرافیایی و غیرجغرافیایی پیش از جهان تشیع با تمدن جدید و مشكلات و مسائلی كه این تمدن به وجود آورده آشنا شده و در جستجوی كشف راه حل آن برآمده است و شیعه دیرتر نظریات خود را عرضه داشته است، ولی مقایسه میان آنچه در سنوات اخیر از جهان شیعه عرضه شده و آنچه از جهان تسنن عرضه شده است می رساند كه نظریات شیعی از بركت پیروی از مكتب اهل بیت علیهم السلام بسی عمیقتر و منطقی تر است. ما نیازی نداریم كه امثال عبده و اقبال و فرید وجدی و سید قطب و محمد قطب و محمد غزالی و امثال اینها را الگو قرار دهیم.
به هرحال تجددگرایی افراطی- كه هم در شیعه وجود داشته و دارد و هم در سنی- و در حقیقت عبارت است از آراستن اسلام به آنچه از اسلام نیست و پیراستن آن از آنچه از اسلام هست به منظور رنگ زمان زدن و باب طبع زمان كردن، آفت بزرگی برای نهضت است و وظیفه ی رهبری نهضت است كه جلو آن را بگیرد.
3. ناتمام گذاشتن. متأسفانه تاریخ نهضتهای اسلامی صد ساله ی اخیر یك نقیصه را در رهبری روحانیت نشان می دهد و آن اینكه روحانیت، نهضتهایی كه رهبری
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 89
كرده تا مرحله ی پیروزی بر خصم ادامه داده و از آن پس ادامه نداده و پی كار خود رفته و نتیجه ی زحمات او را دیگران و احیاناً دشمنان برده اند. مانند اینكه كسی زمین غصب شده اش را با قدرت و شدت مطالبه كند و با صرف نیرو و بذل مال و جان آن را از دست دشمن بگیرد، اما همینكه گرفت برود به خانه ی خود بنشیند و یك دانه بذر هم در آن نپاشد، دیگران بروند از آن به سود خود استفاده كنند.
انقلاب عراق با پایمردی روحانیت شیعه به ثمر رسید، اما روحانیت از ثمره ی آن بهره برداری نكرد و نتیجه اش را امروز می بینیم. مشروطیت ایران را روحانیت به ثمر رسانید، اما آن را ادامه نداد و بهره برداری نكرد و لهذا طولی نكشید كه یك دیكتاتوری خشن روی كار آمد و از مشروطیت جز نام باقی نماند، بلكه تدریجاً در مردم سوءظن پدید آمد كه اساساً رژیم استبداد از رژیم مشروطه بهتر بوده است و مشروطیت گناه است. حتی در جنبش تنباكو اظهار تأسف می شود كه روحانیت با لغو امتیاز رژی كار خود را تمام شده تلقی كرد در صورتی كه می توانست پس از آن آمادگی مردم، یك نظام واقعاً اسلامی به وجود آورد.
نهضت اسلامی ایران در حال حاضر در مرحله ی نفی و انكار است. مردم ایران یكدست علیه استبداد و استعمار قیام كرده اند. مرحله ی نفی و انكار به دنبال خود مرحله ی سازندگی و اثبات دارد. به دنبال لا اِله باید اِلَّا اللّه بیاید. در هر نهضت، مرحله ی سازندگی و اثبات از مرحله ی نفی و انكار دشوارتر است. اكنون این نگرانی در مردم هوشمند پدید آمده است كه آیا باز هم روحانیت كار خود را نیمه تمام خواهد گذاشت؟
4. رخنه ی فرصت طلبان. رخنه و نفوذ افراد فرصت طلب در درون یك نهضت از آفتهای بزرگ هر نهضت است. وظیفه ی بزرگ رهبران اصلی این است كه راه نفوذ و رخنه ی این گونه افراد را سد نمایند.
هر نهضت مادام كه مراحل دشوار اولیه را طی می كند سنگینی اش بر دوش افراد مؤمن مخلص فداكار است، اما همینكه به بار نشست و یا لااقل نشانه های بار دادن آشكار گشت و شكوفه های درخت هویدا شد، سر و كلّه ی افراد فرصت طلب پیدا می شود. روز به روز كه از دشواریها كاسته می شود و موعد چیدن ثمر نزدیكتر می گردد، فرصت طلبان محكمتر و پرشورتر پای عَلَم نهضت سینه می زنند تا آنجا كه تدریجاً انقلابیون مؤمن و فداكاران اولیه را از میدان بدر می كنند. این جریان تا آنجا
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 90
كلیت پیدا كرده كه می گویند: «انقلاب فرزندخور است. » گویی خاصیت انقلاب این است كه همینكه به نتیجه رسید فرزندان خود را یك یك نابود سازد. ولی انقلاب فرزندخور نیست، غفلت از نفوذ و رخنه ی فرصت طلبان است كه فاجعه به بار می آورد.
جای دوری نمی رویم. انقلاب مشروطیت ایران را چه كسانی به ثمر رساندند؟ و پس از به ثمر رسانیدن، چه چهره هایی پستها و مقامات را اشغال كردند؟ و نتیجه ی نهایی چه شد؟
سردار ملی ها و سالار ملی ها و سایر قهرمانان آزادیخواه، همه به گوشه ای پرتاب شدند و به فراموشی سپرده شدند و عاقبت با گرسنگی و در گمنامی مردند، اما فلان الدوله ها كه تا دیروز زیر پرچم استبداد با انقلابیون می جنگیدند و طناب به گردن مشروطه چیان می انداختند، به مقام صدارت عُظمی رسیدند و نتیجه ی نهایی، استبدادی شد به صورت مشروطیت.
فرصت طلبی تأثیر شوم خود را در تاریخ صدر اسلام نشان داد. در دوره ی عثمان، فرصت طلبان جای شخصیتهای مؤمن به اسلام و اهداف اسلامی را گرفتند، طریدها وزیر شدند و كعب الاحبارها مشاور، و اما ابوذرها و عمارها به تبعیدگاه فرستاده شدند و یا در زیر لگد مچاله شدند.
چرا قرآن كریم میان انفاق و جهاد قبل از فتح مكه و انفاق و جهاد بعد از فتح مكه و در حقیقت میان مؤمنِ منفقِ مجاهدِ قبل از فتح و مؤمنِ منفقِ مجاهدِ بعد از فتح فرق می گذارد:
لا یَسْتَوی مِنْكُمْ مَنْ اَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ اُولئِكَ اَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذینَ اَنْفَقوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلوا وَ كُلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنی وَ اللّهُ بِما تَعْمَلونَ خَبیرٌ [1].
آنان كه پیش از فتح، انفاق و جهاد كردند (با دیگران) همانند نیستند. آنان از نظر درجه بزرگترند از كسانی كه بعد از فتح انفاق و جهاد كردند و خداوند به همه وعده ی نیكی داده و خداوند به آنچه می كنید آگاه است.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 91
سرّ مطلب واضح است. پیش از فتح مكه هرچه بود دشواری و تحمل مشقت بود، ایمانها خالصتر و انفاقها و جهادها بی شائبه تر و از روحیه ی فرصت طلبی دورتر بود، برخلاف انفاق و جهاد بعد از فتح كه در آن حد از بی شائبگی نبود.
همچنین قرآن درباره ی مجاهدین اولین می فرماید: بیست نفر شما برابر با دویست نفر از كافران است. ولی همینكه عناصر دیگر كه هنوز روح اسلامی كاملاً در آنها دمیده نشده بود و دقیقاً مؤمن به اهداف انقلاب اسلامی نبودند وارد شدند- و در آن هنگام می شد اسلام را یك فرصت تلقی كرد- می گوید صد نفر شما با دویست نفر دشمن برابری می كند [2].
نهضت را اصلاح طلب آغاز می كند نه فرصت طلب، و همچنین آن را اصلاح طلب مؤمن به اهداف نهضت می تواند ادامه دهد نه فرصت طلب كه در پی منافع خویش است.
به هرحال مبارزه با رخنه و نفوذ فرصت طلبان علی رغم تظاهرات فریبنده شان یكی از شرایط اصلی ادامه ی یك نهضت در مسیر اصلی است.
5. ابهام طرحهای آینده. فرض كنیم ساختمان فرسوده و بی قواره ای را كه در آن با ناراحتی بسر می بریم می خواهیم خراب كنیم و به جای آن، ساختمانی نو و زیبا كه فاقد نواقص قبلی باشد و آسایش ما را كاملا تأمین كند بسازیم. اینجا دو احساس داریم: یك احساس منفی درباره ی ساختمان موجود كه می خواهیم هرچه زودتر خود را از شرّ آن راحت سازیم و دیگر احساس مثبت درباره ی ساختمان جدیدی كه می خواهیم بسازیم و هرچه زودتر یك زندگی خانوادگی ایده آل در آن به وجود آوریم. از نظر احساس منفی تكلیف ما روشن است. نیاز زیادی نیست كه ضرورت تخریب آن برای ما توضیح داده شود، زیرا عملاً ناراحتیها را لمس می كنیم. اما از نظر احساس مثبت اگر طرحی و نقشه ای مشخص جلو ما بگذارند یا ماكتی تهیه كنند و جلو ما بگذارند كه ساختمان آینده این است با این مزایا و محاسن، و ما در مجموع نقصی نتوانیم پیدا كنیم قطعا تسلیم می شویم و قبول می كنیم. ولی اگر طرحی ارائه نشود و از طرف متخصصان مورد اعتماد به طور اجمال گفته شود بعد از خراب كردن، ساختمانی بسیار عالی به جای آن خواهیم ساخت، بدیهی است كه شوق ما
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 92
تحریك می شود اما نوعی دلهره هم در ته دل خواهیم داشت.
حالا اگر دو گروه مهندس پیشنهاد ساختمان جدید بدهند: یك گروه نقشه ای معین از هم اكنون ارائه می دهد كه مثلاً درِ ورودی كجاست، آشپزخانه به چه شكل و در كجاست، سالن پذیرایی چه ابعادی دارد و در كجاست، حمام و دستشویی كجا.

اما گروه دیگر در عین اینكه به ارزش و شخصیتشان اعتماد داریم هیچ گاه نقشه و طرح خود را ارائه نمی دهند، همین قدر وعده می دهند بهترین ساختمانها خواهیم ساخت. اینجاست كه ابهام و روشن نبودن طرح این گروه ممكن است ما را به سوی آن گروه دیگر بكشاند.
روحانیت آن گروه مهندس اجتماعی مورد اعتماد جامعه است كه به علل خاصی در ارائه ی طرح آینده كوتاهی كرده و لااقل به طور كامل و به امضاء رسیده ارائه نداده است. اما در مقابل، گروههای دیگر هستند كه طرحها و نقشه هاشان مشخص است؛ معلوم است جامعه ی ایده آل آنها از نظر حكومت، از نظر قانون، از نظر آزادی، از نظر ثروت، از نظر مالكیت، از نظر اصول قضایی، از نظر اصول اخلاقی و. . .

چگونه جامعه ای است. تجربه نشان داده كه روشن نبودن طرح آینده ضایعات اساسی به بار می آورد.
قطعاً نهضت باید طرحهای روشن و خالی از ابهام و مورد قبول و تأیید رهبران ارائه دهد تا جلو ضایعات گرفته شود. ما خوشوقتیم و خدا را سپاسگزار كه از نظر مواد خام فرهنگی، فوق العاده غنی هستیم. نیازی از این نظر به هیچ منبع دیگر نداریم. تنها كاری كه باید بكنیم استخراج و تصفیه و تبدیل این مواد خام به مواد قابل استفاده است و مستلزم بیدار دلی و كار و صرف وقت است.
و باز خوشوقتیم كه این بیداری در حوزه های علمیه ی ما آغاز شده و امیدوارم كه روزافزون باشد و هرچه زودتر شاهد آنچه آرزو داریم باشیم. اَللّهُمَّ حَقِّقْ رَجاءَنا وَ لاتُخَیِّبْ آمالَنا.
6. ششمین آفتی كه یك نهضت خدایی را تهدید می كند، از نوع معنی است، از نوع تغییر جهت دادن اندیشه هاست، از نوع انحراف یافتن مسیر نیتهاست. نهضت خدایی باید برای خدا آغاز یابد و برای خدا ادامه یابد و هیچ خاطره و اندیشه ی غیرخدایی در آن راه نیابد تا عنایت و نصرت الهی شاملش گردد، و اگرنه باد غیرت خدایی به صد خار پریشاندلش می نماید. آن كه نهضت خدایی آغاز می كند باید جز
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 93
به خدا نیندیشد، توكلش بر ذات مقدس او باشد و دائماً حضور ذهنی داشته باشد كه در حال بازگشتن به اوست. قرآن از زبان شعیب پیغمبر نقل می كند:
إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ اَلْإِصْلاحَ مَا اِسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفِیقِی إِلاّ بِاللّهِ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنِیبُ [3].
هنگامی كه گروهی از مجاهدین اسلام نبردی را پشت سر گذاشته و به مدینه برمی گشتند، رسول خدا به آنها فرمود: مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهادَ الْاَصْغَرَ وَ بَقِیَ عَلَیْهِمُ الْجِهادُ الْاَكْبَرُ آفرین بر گروهی كه جهاد كوچكتر را انجام داده و جهاد بزرگترشان هنوز باقی است. گفتند: یا رَسولَ اللّهِ! وَ مَا الْجِهادُ الْاَكْبَرُ؟ جهاد بزرگتر چیست؟ فرمود: جهاد با هوای نفس.
پاك نگه داشتن اندیشه و نیت در مراحل نفی و انكار كه همه ی سرگرمیها درگیری با دشمن بیرونی است، آسانتر است. همینكه نهضت به ثمر رسد و نوبت سازندگی و اثبات- كه ضمناً پای تقسیم غنائم هم در میان است- برسد، حفظ اخلاص بسی مشكلتر است.
قرآن كریم در سوره ی مائده- كه آخرین سوره یا از آخرین سوره های قرآن است و بالاخره در دو سه ماه آخر عمر رسول اكرم نازل شده است و زمان، زمانی است كه مشركین یكسره به زانو درآمده اند و خطری از ناحیه ی آنها اسلام را تهدید نمی كند و در همین وقت در غدیر خم تكلیف امامت روشن، و امامت و خلافت علی علیه السلام به امر خداوند اعلام می شود- یك اعلام خطر از ناحیه ی خدا به همه ی مسلمانان می نماید و آن اینكه تاكنون از دشمن می ترسیدید كه ریشه ی شما را بركنَد، اكنون نگرانی از آن ناحیه منتفی است، اكنون نگرانی از ناحیه ی من است، از این پس از كافران و دشمنان خارجی نترسید، از من بترسید كه در كمین شما هستم:
اَلْیَوْمَ یَئِسَ اَلَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ دِینِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اِخْشَوْنِ [4].
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 94
یعنی چه؟ یعنی جامعه ی اسلامی از این پس از درون خود تهدید می شود كه راه انحراف از مسیر خدایی اخلاص پیش گیرد و خدا را فراموش كند. سنت لایتغیّر خداست كه هر ملتی كه از درون و از جنبه ی اخلاقی تغییر كند و عوض شود، خداوند متعال سرنوشت آنها را تغییر دهد: اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یُغَیِّروا ما بِاَنْفُسِهِمْ [5] خداوند وضع و سرنوشت مردمی را عوض نمی كند، مادامی كه آنها خود را و آنچه به اندیشه ها و رفتارهای خودشان مربوط است تغییر ندهند.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 95

[1] . حدید / 10.
[2] . [مضمون آیات 65 و 66 سوره ی انفال. ]
[3] . هود / 88.
[4] . مائده / 3.
[5] رعد /11.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است