در
کتابخانه
بازدید : 75093تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
در جامعه ی عربی سنّی كسی را كه بشود به عنوان «قهرمان اصلاح» به حساب آورد همین سه نفر یعنی سید جمال و عبده و كواكبی هستند كه به ترتیب از نظر اهمیت، درجات اول و دوم و سوم قهرمانی را اشغال كرده اند. افراد دیگری از پیروان اینها و خصوصاً سید جمال و عبده در مصر و سوریه و الجزایر و تونس و مغرب پدید آمده اند كه داعیه ی اصلاح داشته و خود را ادامه دهنده ی راه سید جمال و عبده به شمار می آورده اند، ولی هیچ كدام آنها آن اهمیت را نیافته اند كه در ردیف سه قهرمان سابق الذكر به حساب آیند، بلكه برخی از آنها در اثر برخی انحرافات به جای آنكه اصلاح كنند افساد كرده اند و به جای آنكه مصلح به شمار آیند مفسد به شمار می روند. سیدمحمد رشید رضا از این جمله است. رشید رضا بیش از هركس دیگر سنگ اصلاح به سینه می زند و خود را ادامه دهنده ی راه سید جمال و عبده می داند، ولی او در اثر اینكه بیش از آنكه تحت تأثیر افكار سید جمال و عبده باشد تحت تأثیر اندیشه های ابن تیمیّه و محمد بن عبد الوهاب بود و بیش از آنكه مبلّغ اصلاح باشد مبلّغ وهابیگری بود، اظهارنظرهای مغرضانه اش خصوصاً در مورد شیعه نشان می دهد كه شایستگی اصلاح طلبی نداشته است. اولین شرط اصلاح طلبی فارغ بودن از تعصبات افراطی نسبت به فرقه ی خاص علیه فرقه ی دیگر است كه رشید رضا فاقد آن بود. ای كاش رشید رضا می توانست به اندازه ی استادش محمد عبده خود را
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 55
از تعصبات جاهلانه تخلیه كند.
چرا پس از سه قهرمان فوق الذكر، دیگر در جهان عرب شخصیتی كه قهرمان شمرده شود ظهور نكرد؟ چرا این همه مدعیان اصلاحی كه در كشورهای فوق الذكر ظهور كردند كار درستی از پیش نبردند، از قبیل عبدالحمید بن بادیس جزایری و طاهر الزهراوی جزایری سوری و عبدالقادر مغربی و جمال الدین كاظمی سوری و محمد بشیر ابراهیمی و غیر اینها؟ و اساساً چرا نهضت اصلاح طلبی اسلامی در كشورهای اسلامی از جاذبه افتاد؟ چرا نهضتهای قومی و عربی از قبیل بعث و ناصریسم و یا نهضتهای سوسیالیستی و ماركسیستی جاذبه ی بیشتری در میان جوانان عرب پیدا كرد؟
ممكن است هر كسی دلیلی بیاورد و به علت خاصی استناد كند. این بنده معتقد است عامل عمده ای كه سبب شد نهضت اسلامی كه از سید جمال شروع شد از جلوه و رونق بیفتد، گرایش شدید مدعیان اصلاح بعد از سید جمال و عبده به سوی وهابیگری و گرفتار شدن آنها در دایره ی تنگ اندیشه های محدود این مسلك است.

اینها این نهضت را به نوعی «سلفی گری» تبدیل كردند و پیروی از سنت سلف را تا حد پیروی از ابن تیمیّه ی حنبلی تنزل دادند و در حقیقت بازگشت به اسلام نخستین را به صورت بازگشت به حنبلی گری كه قشری ترین مذاهب اسلامی است تفسیر كردند. روح انقلابی مبارزه با استعمار و استبداد، تبدیل شد به مبارزه با عقایدی كه برخلاف معتقَدات حنبلیان مخصوصاً ابن تیمیّه ی حنبلی بود.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 56
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است