در
کتابخانه
بازدید : 76145تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
سومین قهرمان اصلاح در جهان سنی عرب، شیخ عبدالرحمن كواكبی است. كواكبی اهل سوریه و صفوی نژاد است، یعنی نسب به شیخ صفی الدین اردبیلی می رساند [1]. با زبان تركی و فارسی آشنایی داشته و از پیروان عبده و به یك واسطه از پیروان سید جمال به شمار می رود. كواكبی در سال 1271 هجری قمری در سوریه به دنیا آمد و بیشترین ایام عمر خود را در همان سوریه گذرانید. اواخر به مصر آمد و چند سالی هم در مصر بسر برد كه اجلش فرا رسید و در سال 1320 هجری قمری در سن پنجاه سالگی درگذشت.
كواكبی یك مفكّر اسلامی ضد استبداد بود. با استبداد تركان عثمانی كه بر سوریه حكومت می كردند سخت مبارزه می كرد. از كواكبی دو اثر باقی است: یكی به نام طبایع الاستبداد كه در صدر مشروطیت ایران به فارسی ترجمه شده است و دیگری امّ القری . آراء اصلاحی او در آن كتابها مندرج است.
كواكبی مانند سید جمال، آگاهی سیاسی را برای مسلمانان واجب و لازم می شمرد و معتقد بود «رژیم سیاسی» كه مثلاً مشروطه باشد یا چیز دیگر، به تنهایی قادر نیست كه جلو استبداد را بگیرد. هر رژیمی ممكن است شكل استبداد پیدا كند.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 51
در نهایت امر آنچه می تواند جلو استبداد را بگیرد، شعور و آگاهی سیاسی و اجتماعی مردم و نظارت آنها بر كار حاكم است. وقتی كه چنین شعور و چنین احساس و چنین آگاهی در توده ی مردم پیدا شد، آنوقت است كه اژدهای سیاه استبداد در بند كشیده می شود. و البته این بدان معنی نیست كه نباید به رژیم كار داشت و رژیم هرگونه بود، بود، بلكه به معنی این است كه رژیم خوب آنگاه مفید است كه سطح شعور سیاسی مردم بالا رود. و لهذا كواكبی مانند سید جمال (و بر خلاف عبده) برای فعالیتهای سیاسی و بالا بردن سطح شعور سیاسی توده ی مسلمان نسبت به سایر شئون اصلاحی زندگی آنها حق تقدم قائل بود و هم معتقد بود كه شعور سیاسی را با استمداد از شعور دینی آنها باید بیدار كرد. كواكبی به همبستگی دین و سیاست سخت پایبند بود و مخصوصاً دین اسلام را یك دین سیاسی می دانست و معتقد بود كه توحید اسلام اگر درست فهمیده شود و مردم مفهوم حقیقی كلمه ی توحید یعنی لا اِلهَ اِلّا اللّه را درك كنند به استوارترین سنگرهای ضد استبدادی دست می یابند.
كواكبی مانند دو سلف ارجمندش سید جمال و عبده، تكیه ی فراوانی بر روی اصل توحید از جنبه ی عملی و سیاسی می كرد. او می گوید: معنی كلمه ی لا اِلهَ اِلّا اللّه كه افضل ذكرها در اسلام شمرده شده و بنای اسلام بر آن نهاده شده، این است كه معبود بحقی جز خدای بزرگ نیست و معنی عبادت، فروتنی و خضوع است. پس معنی لا اِلهَ اِلّا اللّه این است كه جز خدای یگانه هیچ موجودی شایسته ی فروتنی و كرنش نیست. هر خضوع و فروتنی كه در نهایت امر، اطاعت امر خدای بزرگ نباشد، شرك و بت پرستی است. كواكبی توحید اسلامی را تنها توحید فكری و نظری و اعتقادی كه در مرحله ی اندیشه پایان می یابد نمی داند، آن را تا مرحله ی عمل و عینیّت خارجی توسعه و گسترش می دهد، یعنی باید نظام توحیدی برقرار كرد.
انصاف این است كه تفسیر دقیق از توحید عملی، اجتماعی و سیاسی اسلام را هیچ كس به خوبی علامه ی بزرگ و مجتهد سترگ مرحوم میرزا محمدحسین نائینی (قدّس سرّه) توأم با استدلالها و استشهادهای متقن از قرآن و نهج البلاغه در كتاب ذی قیمت تنبیه الامّة و تنزیه الملّة بیان نكرده است. آنچه امثال كواكبی می خواهند، مرحوم نائینی به خوبی در آن كتاب از نظر مدارك اسلامی به اثبات رسانیده است.

ولی افسوس كه جوّ عوام زده ی محیط ما كاری كرد كه آن مرحوم پس از نشر آن كتاب
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 52
یكباره مهر سكوت بر لب زد و دم فرو بست.
كواكبی مدعی است كه هر مستبدی كوشش دارد برای تحكیم و تثبیت پایه های استبداد خود، به خودش جنبه ی قدسی بدهد و از مفاهیم دینی برای این منظور بهره جوید. تنها آگاهی و بالا بودن سطح شعور دینی و سیاسی مردم است كه جلو این سوء استفاده ها را می گیرد.
كواكبی برخی علمای پیشین اسلامی (از اهل تسنن) را مورد انتقاد قرار می دهد كه آنها به نظم و امنیت، بیش از حد بها داده اند تا آنجا كه عدل و آزادی را فدای نظم و امنیت كرده اند؛ یعنی به بهانه ی نظم و امنیت، مانع رشد آزادی شده اند و این همان چیزی است كه مستبدان و ستمگران می خواهند. ستمگران و مستبدان همواره به بهانه ی برقراری نظم و حفظ امنیت، آزادی را كه عالیترین موهبت الهی است و جوهر انسانیت است كشته اند و عدل را زیر پا قرار داده اند.
كواكبی در رابطه ی نظم و آزادی، برای آزادی حق تقدم قائل است و در رابطه ی دین و سیاست و یا دین و آزادی، دین را عامل باارزش تحصیل آزادی واقعی و بیداركننده ی احساس سیاسی می شمارد و در رابطه ی علم و آزادی یا علم و سیاست معتقد است همه ی علوم الهام بخش آزادی نیستند و از نظر آگاهی اجتماعی دادن در یك درجه نمی باشند. لهذا مستبد از برخی علوم نمی ترسد بلكه خود مروّج و مشوّق آن علوم است، اما از برخی علوم دیگر سخت وحشت دارد زیرا به مردم آگاهی و شعور سیاسی و اجتماعی می دهد و احساس آزادیخواهی و مبارزه با اختناق و فشار استبداد را در افراد برمی انگیزد. كواكبی می گوید:
مستبد را ترس از علوم لغت نباشد و از زبان آوری بیم ننماید مادامی كه در پس زبان آوری حكمت شجاعت انگیزی نباشد كه رایتها برافرازد یا سحر بیانی كه لشكرها بگشاید [2]، چه او خود آگاه است كه روزگار از امثال كمیت و حسّان شاعر [3] زادن بخل ورزد كه با اشعار خویش جنگها برانگیزند و لشكرها حركت دهند و همچنین منتسكیو و شیلا را. همچنین مستبد از
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 53
علوم دینی كه تنها متوجه معاد باشد (و میان معاد و معاش، زندگی و معنویت جدایی قائل باشد) بیم ندارد. . . علومی كه مستبد از آنها بیم دارد علوم زندگانی هستند، مانند حكمت نظری و فلسفه ی عقلی و حقوق امم و سیاست مدنی و تاریخ مفصل و خطابه ی ادبیه و غیر اینها از علومی كه ابرهای جهل را بردرَد و آفتاب درخشان را طالع نماید تا سرها از حرارت بسوزد [4].
مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، ص: 54

[1] . نقش سید جمال الدین در بیداری مشرق زمین، ص 113 و 114.
[2] . مانند سحر بیان سید جمال.
[3] . بهتر بود كه كواكبی به جای حسّان، دِعبِل را می آورد كه به قول خودش پنجاه سال دار خویش را بردوش می كشید. به هرحال مقصود كواكبی شاعرهای انقلابی است.
[4] سیری در اندیشه سیاسی عرب ص 169.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است