در
کتابخانه
بازدید : 283526تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
مسئله ی دیگر درباره ی انسان، مسئله ی سعادت و لذت انسان است. این را هم به طور اجمال و اشاره برگزار می كنم: .

انسان دنبال لذت می رود. طبعاً لذتها را از كجا باید جستجو كند؟ آیا لذت را از بیرون باید جستجو كند یا از درون، و یا هم از بیرون و هم از درون، و به چه نسبتی؟ بسیاری از اشخاص كه كانون لذت را در بیرون از وجود خودشان جستجو می كنند و دائماً دنبال این هستند كه به خیال خودشان از زندگی كام بگیرند، همانها هستند كه خودشان را به عنوان یك انسان نمی شناسند؛ یعنی خود را به عنوان كانون اصلی لذت و بهجت- كه از درون خود انسان برمی خیزد- نمی شناسند. كِیف را از كجامی خواهد جستجو كند؟ از جام می، از كاباره.

چه خوب می گوید ملاّی رومی در داستان آن مردی كه میخواره ای را امر به معروف و نهی از منكر می كرد؛ خطاب به آن مرد میخواره گفت:

ای همه هستی چه می جویی عدم
وی همه دریا چه خواهی كرد نم
تو خوشی و خوب و كان هر خوشی
تو چرا خود منّت باده كشی
تا آنجا كه می گوید: «جوهر است انسان و چرخ او را عَرَض» و اشعار دیگری از این قبیل دارد.

البته اینكه انسان اشیاء خارج را بكلی رها كند و مكتب افراطی هندی را پیش بگیرد و بگوید اساساً تمام لذتها را از درون باید جستجو كرد، درست نیست. شاید در بعضی اشعار مولوی این اغراق و مبالغه باشد، مثل آنجا كه می گوید:

راه لذت از درون دان نز برون
احمقی دان جستن از قصر و حصون
آن یكی در كنج زندان مست و شاد
وان یكی در باغ ترش و بی مراد
مقصودش رها كردن اشیاء خارج نیست. مقصودش این است كه انسان اگر لذت می خواهد، نباید بپندارد كه تمام لذتها را در مادیات بیرون از وجود خودش می تواند پیدا كند. كانون اصلی لذت در وجود خودش است، یا لااقل باید توازنی میان ایندو برقرار باشد.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج23، ص: 679
درباره ی انسان مطالب زیاد دیگری هست كه مختصری از آن را برای شما عرض می كنم. آن مكتبی كه خودش را مكتب انسانیت می داند، حتماً باید به یك سلسله سؤالها جواب بدهد. اگر به آن سؤالها جواب داد، آن وقت می تواند مكتب انسانیت به معنای واقعی باشد. همان طور كه عرض كردم انسان دریچه و دروازه ی دنیای معنویت بود. اصلاً بشر از وجود خودش به دنیای معنویت پی برد. معنویت و انسانیت، دین و انسانیت دو امر تفكیك ناپذیرند؛ یعنی یا باید دین و انسانیت هر دو را یكجا رها كنیم یا اگر بخواهیم به یكی بچسبیم، باید به دیگری هم بچسبیم؛ نمی توانیم به دین بچسبیم و انسانیت را، قداست انسانیت را رها كنیم، همچنان كه نمی توانیم به انسانیت بچسبیم و دین را رها كنیم. ایندو با یكدیگر توأمند، تفكیك ناپذیرند.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است