در
کتابخانه
بازدید : 51114تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
در اخبار وارد شده كه امر به معروف و نهی از منكر سه مرحله و سه مقام دارد:

مرحله قلب، مرحله زبان، مرحله ید و عمل. ما معمولاً از مرحله قلب به جای آنكه
مجموعه آثار شهید مطهری . ج20، ص: 201
اخلاص و حسن نیت و علاقه به سرنوشت مسلمانان را درك كنیم، جوش و خروش و عصبانیتهای بیجا می فهمیم؛ و از مرحله زبان به جای آنكه بیانهای روشن كننده و منطقی بفهمیم كه قرآن می فرماید: اُدْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ اَلْمَوْعِظَةِ اَلْحَسَنَةِ [1]، موعظه ها و پندهای تحكم آمیز می فهمیم؛ و از مرحله ید و عمل هم به جای اینكه تبلیغ عملی و حسن عمل و همچنین تدابیر عملی بفهمیم، تنها این مطلب را فهمیده ایم كه باید اعمال زور كرد.

روی هم رفته ما برای گفتن ونوشتن و خطابه و مقاله زیاده از حد، اعجاز قائل هستیم؛ خیال می كنیم با گفتن و زبان كار درست می شود، در صورتی كه:

سعدیاگر چه سخندان و مصالح گویی
به عمل كار برآید به سخندانی نیست
در حدیث است: «كونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَیْرِ اَلْسِنَتِكُمْ [2]» مردم را به دین حق و صلاح دعوت كنید اما با ابزاری غیر از ابزار زبان یعنی با ابزار عمل. در حدیث دیگری است- كه معمولاً مورد استناد فقها در باب امر به معروف و نهی از منكر است- كه: «ما جَعَلَ اللّهُ بَسْطَ اللِّسانِ وَ كَفَّ الْیَدِ وَ اِنَّما جَعَلَهُما یَبْسُطانِ مَعاً وَ یَكُفّانِ مَعاً [3]» یعنی چنین نیست كه خدا اجازه داده باشد كه تنها زبان باز باشد ولی دست بسته باشد، بلكه اگر باز است هر دو باید باز باشد و اگر می خواهد بسته باشد هر دو بسته باشد، یعنی اگر عمل در كار نباشد خوب است زبان هم بسته باشد. در اینجا استنباط یكی از بزرگترین فقهای اسلامی را از این حدیث و امثال این حدیث برای شما از كتاب خودش نقل می كنم.

شیخ ابوجعفر طوسی معروف به «شیخ الطائفه» در كتاب نهایة كه از متون معتبر فقهیه ماست می فرماید:

و الامر بالمعروف یكون بالید و اللسان. فاما بالید فهو ان یفعل المعروف و یجتنب المنكر علی وجه یتأسی به الناس.

امر به معروف، هم به وسیله دست می شود و هم به وسیله زبان؛ اما به وسیله دست معنایش این است كه خودش شخصاً عامل كار خیر باشد و عملاً از
مجموعه آثار شهید مطهری . ج20، ص: 202
منكرات اجتناب كند تا مردم خود به خود به او تأسّی جویند.

و اما باللسان فهو ان یدعو الناس الی المعروف و یعدهم علی فعله المدح و الثواب، و یزجرهم و یحذرهم فی الاخلال به من العقاب.

اما به وسیله زبان به این نحو است كه مردم را دعوت كند و نوید بدهد كه در دنیا مورد ستایش و در آخرت مشمول پاداش الهی واقع می شوند و آنها را از كیفرهای بد بترساند.

بعد می فرماید:

و قد یكون الامر بالمعروف بالید بان یحمل الناس علی ذلك بالتأدیب و الردع و قتل النفوس و الاضرار بها من الجراحات الاّ ان هذا الضرب لایجب فعله الاّ باذن سلطان الوقت المنصوب للرئاسة [4] یك قسم از امر به معروف یدی و عملی این است كه طرف را تأدیب كند و گاه منجر به قتل نفس و جراحت می شود، ولی اگر مستلزم زدن و قتل نفس باشد بدون دستور حكومت شرعی جایز نیست.

صاحب جواهرالكلام بعد از نقل این عبارتها یا قسمتی از این عبارتها از شیخ طوسی، این طور به گفته خود ادامه می دهد:

نعم، من اعظم افراد الامر بالمعروف و النهی عن المنكر و اعلاها و اتقنها و اشدها تأثیراً خصوصاً بالنسبة الی رؤساء الدین هو ان یلبس رداء المعروف واجبه و مندوبه و ینزع رداء المنكر محرمه و مكروهه، و یستكمل نفسه بالاخلاق الكریمة، و ینزهها عن الاخلاق الذمیمة.

آری، از بزرگترین امر به معروف و نهی از منكرها و بالاترین آنها و پایه دارترین آنها و مؤثرترین آنها خصوصاً نسبت به زعمای دینی (كه مردم به آنها و عمل آنها می نگرند) این است كه عملاً جامه كار نیك بپوشد و در
مجموعه آثار شهید مطهری . ج20، ص: 203
كارهای خیر، چه واجب و چه مستحب، عملاً پیشقدم باشد، جامه زشتكاری را از اندام خود دور كند، نفس خویش را به اخلاق عالی تكمیل كند و اخلاق زشت را از خود دور نگه دارد.

بعد می فرماید:

فان ذلك منه سبب تام لفعل الناس المعروف و نزعهم المنكر، خصوصاً اذا اكمل ذلك بالمواعظ الحسنة المرغبة و المرهبة، فان لكل مقام مقالاً، و لكل داء دواء، و طب النفوس و العقول اشد من طب الابدان.

امر به معروف و نهی از منكر از طریق حسن عمل، سبب مؤثر و كاملی است و ممكن نیست بی اثر بماند، خصوصاً اگر به پند و اندرزهای خوب زبانی ضمیمه شود كه هر مقامی سخنی را ایجاب می كند و هر دردی دوائی دارد. بهداشت و معالجه روح مردم مشكل تر و پرپیچ و خم تر است از معالجه بدن آنها.

در آخر، سخن خود را به این جمله ختم می كند: «نسأل اللّه التوفیق لهذه المراتب» یعنی از خدا مسئلت می نماییم كه ما را برای رسیدن به این درجات موفق بدارد.

علی علیه السلام می فرماید:

«مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنّاسِ اِماماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلیمِ غَیْرِهِ وَلْیَكُنْ تَأْدیبُهُ بِسیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدیبِهِ بِلِسانِهِ، وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُها اَحَقُّ بِالْاِجْلالِ مِنْ مُعَلِّمِ النّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ [5]» .

آن كس كه می خواهد پیشوای مردم باشد و مردم را به دنبال خود به راهی دعوت كند، پیش از آنكه می خواهد به دیگران یاد بدهد خود را مخاطب كند و به خودش تعلیم و تلقین نماید؛ پیش از آنكه می خواهد مردم را با
مجموعه آثار شهید مطهری . ج20، ص: 204
زبان خود تربیت كند، با عمل و روش اخلاقی خوب و اخلاق صحیح، خود را تربیت كند. آن كس كه خودش را تعلیم و تلقین می كند و خودش را تربیت و تأدیب می كند، برای احترام و تكریم شایسته تر است از آنكه معلم و مربی دیگران است.
[1] نحل/125: [بخوان به سوی راه پروردگارت با حكمت (دلائل عقلی و قابل پذیرش) و پند نیكو. ]
[2] اصول كافی ، ج /2ص 78، باب ورع
[3] فروع كافی ، ج /3ص 55 [و به جای «انّما» «ولكن» آورده است. ]
[4] نهایة ، ص 299 و 300 [و به جای «الاضرار بها» «و ضرب» آورده است. ]
[5] نهج البلاغه ، حكمت 73
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است