در
کتابخانه
بازدید : 52864تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
كلمه «اجتهاد» تا قرن پنجم به همین معنای بالخصوص یعنی به معنای قیاس و اجتهاد رأی كه از نظر شیعه اجتهادِ ممنوع است استعمال می شد. علمای شیعه تا آن وقت در كتب خود «باب الاجتهاد» را می نوشتند برای اینكه آن را رد كنند و باطل بشمارند و آن را ممنوع اعلام نمایند؛ مثل شیخ طوسی در عُدّه . ولی تدریجاً معنای این كلمه از اختصاص بیرون آمد و خود علمای اهل تسنن مثل ابن حاجب در مختصر الاصول - كه عضدی آن را شرح كرده و تا این اواخر كتاب اصول رسمی جامع ازهر بوده و شاید الان هم باشد- و قبل از او غزالی در كتاب معروف المستصفی كلمه «اجتهاد» را به معنای خصوص اجتهاد رأی استعمال نكردند كه در عرض كتاب و سنت قرار بگیرد، بلكه به معنای مطلق جهد و كوشش برای به دست آوردن حكم شرعی به كار بردند كه با این تعبیر بیان می گردد: استفراغ الوسع فی طلب الحكم الشرعی. به حسب این تعریف معنای اجتهاد به كار بردن منتهای كوشش در استنباط حكم شرعی از روی ادله معتبره شرعیّه است، اما اینكه ادله شرعیه معتبره چیست، آیا قیاس و استحسان و غیره نیز از ادله شرعیّه هست یا نیست، مطلب دیگری است.
مجموعه آثار شهید مطهری . ج20، ص: 167
از این وقت علمای شیعه نیز این كلمه را پذیرفتند، زیرا اجتهاد را به این معنی آنها قبول داشتند. این اجتهاد، اجتهاد مشروع است. هرچند این كلمه در ابتدا در میان شیعه یك كلمه منفوری بود ولی بعد از آنكه تغییر معنا و مفهوم داد علمای شیعه تعصب نورزیدند و از استعمال آن خودداری نكردند. چنین به نظر می رسد كه در بسیاری از موارد، علمای شیعه مقید بودند كه رعایت وحدت و اسلوب و هماهنگی با جماعت مسلمین را بنمایند. مثلاً اهل تسنن اجماع را حجت می دانستند و تقریباً برای اجماع نیز مانند قیاس اصالت و موضوعیت قائلند و شیعه آن را قبول ندارد، چیز دیگر را قبول دارد، ولی برای حفظ وحدت و اسلوب، نام آنچه را خودشان قبول داشتند اجماع گذاشتند. آنها گفته بودند ادلّه شرعیه چهارتاست: كتاب و سنت و اجماع و اجتهاد (قیاس) ، اینها گفتند: ادلّه شرعیه چهارتاست: كتاب و سنت و اجماع و عقل. فقط به جای قیاس عقل را گذاشتند.

به هر حال اجتهاد تدریجاً معنای صحیح و منطقی پیدا كرد، یعنی به كار بردن تدبر و تعقل در فهم ادلّه شرعیه، كه البته احتیاج دارد به یك رشته علوم كه مقدمه شایستگی و استعداد تعقل و تدبر صحیح و عالمانه می باشند. علمای اسلام تدریجاً برخوردند كه استنباط و استخراج احكام از مجموع ادلّه شرعیه احتیاج دارد به یك سلسله علوم و معارف ابتدایی از قبیل علوم ادبیه و منطق و به دانستن قرآن و تفسیر و حدیث و رجال حدیث و شناختن قواعد علم اصول و حتی اطلاع بر فقه سایر فرق. «مجتهد» به كسی گفتند كه این علوم را واجد باشد.

به طور جزم نمی گویم ولی گمان قوی دارم كه اول كسی كه كلمه اجتهاد و مجتهد را در شیعه به این معنا استعمال كرد علامه حلّی است. علامه در كتاب تهذیب الاصول بعد از باب القیاس، باب الاجتهاد دارد و در آنجا اجتهاد را به همین معنا استعمال كرده كه امروز استعمال می كنند و شایع است.

پس اجتهادِ ممنوع و مردود از نظر شیعه یعنی رأی و قیاس كه در قدیم به نام اجتهاد نامیده می شده، خواه آن را یك منبع تشریع و تقنین مستقل بشماریم و یا آن را وسیله استنباط و استخراج حكم واقعی قرار دهیم. ولی اجتهادِ مشروع عبارت است از به كار بردن كوشش و جهد بر مبنای تخصص فنی.

پس اینكه گفته می شود اجتهاد در اسلام چه صیغه ای است و از چه مقوله ای است و چه محلی از اِعراب دارد، باید گفت اجتهاد به معنایی كه امروز می گویند
مجموعه آثار شهید مطهری . ج20، ص: 168
یعنی اهلیت و تخصص فنی. بدیهی است كسی كه می خواهد به قرآن و حدیث مراجعه كند باید تفسیر قرآن و معانی آیات و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه آن را بداند، حدیث معتبر را از حدیث غیرمعتبر تمیز دهد؛ بعلاوه روی قواعد عقلائی صحیح تعارضها را در احادیث تا حدی كه ممكن است حل كند، موارد اجماعی و متّفَقٌ علیه مذهب را تمیز دهد. در خود آیات قرآن و همچنین در احادیث یك سلسله قواعد كلی ذكر شده و استفاده و اِعمال آن قواعد مانند همه قواعد دیگر در همه علوم تمرین و ممارست لازم دارد. باید مثل صنعتگر ماهری كه بداند از مجموع موادی كه جلویش ریخته است چه ماده ای را انتخاب كند مهارت و استعداد داشته باشد. مخصوصاً در احادیث، جعل و وضع زیاد است، صحیح و سقیم بهم آمیخته است. باید قدرت تشخیص صحیح از سقیم در او باشد. به هر حال آنقدر معلومات مقدماتی باید داشته باشد كه واقعاً اهلیت و صلاحیت و تخصص فنّی داشته باشد.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است