در
کتابخانه
بازدید : 568810تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
علل تاریخی و اجتماعی تعدد زوجات چیست؟ چرا بسیاری از ملل جهان و مخصوصاً ملل شرقی این رسم و سنت را پذیرفتند و بعضی از ملل مانند ملل غربی هیچ وقت آن را نپذیرفتند؟ چرا در میان شكلهای سه گانه ی چندهمسری، چندزنی رواج و مقبولیت بسزایی یافت، بر خلاف چندشوهری و اشتراكیت جنسی كه یا هرگز صورت عمل به خود نگرفته است و یا بسیار به ندرت واقع شده و جنبه ی استثنایی داشته است؟ .

تا در باره ی این علل تحقیق نكنیم نمی توانیم در باره ی تعدد زوجات از نظر اسلام بحث كنیم و هم نمی توانیم این مسأله را از نظر احتیاجات امروز بشر مورد بررسی قرار دهیم.

اگر ملاحظات روانی و اجتماعی زیادی كه وجود دارد از نظر دور بداریم و مانند بسیاری از نویسندگان سطحی فكر كنیم، كافی است كه برای توضیح و توجیه علل تاریخی و اجتماعی تعدد زوجات همان «ترجیع بند» معروفی كه در این گونه زمینه ها همواره بازگو می شود تكرار كنیم و بگوییم: خیلی واضح است كه علت تعدد زوجات چیست و چه بوده است. علتش زورگویی و تسلط مرد و بردگی زن است، علتش پدرشاهی است. مرد چون بر زن تسلط و حكمروایی داشته است، رسوم و قوانین را به
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 309
نفع خود می چرخانده است و لهذا رسم چندزنی را به نفع خود و علیه زن قرنها معمول داشته است، و زن چون محكوم مرد بوده است نتوانسته است چندشوهری را به نفع خود مجری دارد. امروز كه دوره ی پایان زورگویی مرد است، امتیاز چندزنی نیز مانند بسیاری از امتیازات غلط دیگر جای خود را به حقوق متساوی و متقابل زن و مرد می دهد.

اگر اینچنین فكر كنیم بسیار سطحی و ناشیانه فكر كرده ایم. نه علت رواج یافتن چندزنی زورگویی مرد بوده است و نه علت شكست چندشوهری ضعف و محكومیت زن بوده است و نه علت اینكه امروز تعدد زوجات عملاً منسوخ می شود این است كه دوران زورگویی مرد به پایان رسیده است و نه مرد امروز به واسطه ی ترك تعدد زوجات واقعاً امتیازی را از دست می دهد، بلكه برعكس امتیازی به نفع خود علیه زن كسب می كند.

من منكر عامل «زور و قدرت» به عنوان یكی از عوامل گرداننده ی تاریخ بشری نیستم، و هم منكر اینكه مرد در طول تاریخ از قدرت خود علیه زن سوء استفاده كرده نمی باشم. اما معتقدم كه منحصر كردن عاملها به عامل زور و قدرت مخصوصاً در توجیه و توضیح روابط خانوادگی زن و مرد، ناشی از كوته فكری است.

اگر نظریه ی بالا درست باشد الزاماً باید قبول كنیم كه مواقع نادر و استثنایی كه چندشوهری معمول شده مانند دوره ی جاهلیت عرب و یا زمانی كه به قول منتسكیو در میان قبیله ی نائیر در سواحل مالایا چندشوهری معمول شده است، زمانی بوده كه زن فرصتی یافته و قدرتی علیه مرد به دست آورده تا توانسته است چندشوهری را به مرد تحمیل كند، و باید قبول كنیم كه این دوره ها دوره ی طلایی زن بوده است و حال آنكه می دانیم دوره ی جاهلیت عرب یكی از دوره های سیاه و تاریك زندگی زن است. در مقاله ی پیش، از منتسكیو نقل كردیم كه رواج چندشوهری در میان قبیله ی نائیر مربوط به قدرت و احترام زن نبوده است. علت این امر تصمیم اجتماع به دور نگه داشتن سربازان از علایق خانوادگی و حفظ روحیه ی سربازی بوده است.

بعلاوه، اگر علت تعدد زوجات ناشی از پدرشاهی و پدرسالاری است، چرا در میان ملل غربی رایج نشده است؟ آیا پدرشاهی منحصر به مشرق زمین است؟ مغرب زمینی ها آنچنان عیسی رشته و مریم بافته بوده اند كه از ابتدا برای زن حقوق متساوی و متقابل نسبت به مرد قائل بوده اند؟ آیا فقط در مشرق زمین عامل قدرت به
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 310
نفع مرد كار كرده است و در مغرب زمین این عامل در جهت عدالت سیر می كرده است؟ .

زن غربی تا نیم قرن پیش، از بدبخت ترین زنان دنیا بود؛ حتی در اموال خود نیازمند قیمومت شوهر بود. به اقرار خود غربیها در قرون وسطی زن شرقی از زن غربی وضع بسیار بهتری داشته است. گوستاو لوبون می گوید:

«در دوره ی تمدن اسلام به زنان عیناً همان درجه و مقام داده شد كه زنان اروپا بعد از مدت طولانی آن را دارا شدند؛ یعنی بعد از آن كه رفتار بهادرانه ی اعراب اندلس در اروپا بنای اشاعت را گذاشت. . . در اهالی اروپا اخلاق بهادرانه كه یك جزء عمده ی آن رفتار با زنان است از مسلمین آمده و از آنها تقلید شده است، و مذهبی كه توانست زن را از درجه ی پست و ذلت نجات بخشیده به اوج عزت و رفعت نایل سازد مذهب اسلام بوده است نه مذهب مسیح، چنانكه عامه خیال می كنند؛ زیرا می بینیم كه در قرون وسطی رؤسا و سردارهای ما با آنكه مسیحی بودند معهذا پاس احترام زن را نگه نمی داشتند و از بررسی تواریخ قدیمه در این مطلب شبهه ای باقی نمی ماند كه قبل از این كه مسلمین رعایت و احترام زن را به اسلاف ما بیاموزند امرا و سرداران ما نسبت به زن با كمال وحشیگری سلوك می نمودند. . . » .

دیگران نیز كم و بیش اوضاع زن غربی را در قرون وسطی همین طور وصف كرده اند. با همه ی این احوال، با اینكه پدرشاهی و زور و تحكم مرد به حد اعلی در اروپای قرون وسطی حكومت می كرده است، چرا تعدد زوجات معمول نبوده است؟ .

حقیقت این است كه نه آنجا كه چندشوهری معمول شده است به واسطه ی فرصت و قدرت زن بوده است و نه علت شكست چندشوهری ضعف و ناتوانی زن بوده است و نه موجب رواج تعدد زوجات در مشرق زمین زور و تحكم مرد بوده است و نه منشأ عدم رواج تعدد زوجات در مغرب زمین قدرت و برابری زن با مرد بوده است.

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است