در
کتابخانه
بازدید : 570416تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
طلاق در عصر ما یك مشكله ی بزرگ جهانی است. همه می نالند و شكایت دارند.

آنان كه طلاق در قوانینشان به طور كلی ممنوع است، از نبودن طلاق و بسته بودن راه خلاص از ازدواجهای ناموفق و نامناسب كه قهراً پیش می آید می نالند. آنان كه بر عكس، راه طلاق را به روی زن و مرد متساویاً باز كرده اند فریادشان از زیادی طلاقها و نااستواری بنیان خانواده ها با همه ی عوارض و آثار نامطلوبی كه دارد به آسمان رسیده است. و آنان كه حق طلاق را تنها به مرد دادند از دو ناحیه شكایت دارند:

1. از ناحیه ی طلاقهای ناجوانمردانه ی بعضی از مردان كه پس از سالها پیوند زناشویی ناگهان هوس زن نو در دلشان پیدا می شود و زن پیشین را كه عمر و جوانی و نیرو و سلامت خود را در خانه ی آنها صرف كرده و هرگز باور نمی كرده كه روزی آشیانه ی گرم او را از او بگیرند، با یك رفتن به محضر طلاق او را دست خالی از آشیانه ی خود می رانند.

2. از ناحیه ی امتناعهای ناجوانمردانه ی بعضی مردان از طلاق زنی كه امید سازش و زندگی مشترك میان آنها وجود ندارد.

بسیار اتفاق می افتد كه اختلافات زناشویی به علل خاصی به جایی می كشد كه امید رفع آنها از میان می رود، تمام اقدامات برای اصلاح بی نتیجه می ماند، تنفر شدید میان زن و شوهر حكمفرما می شود و آندو عملاً یكدیگر را ترك می كنند و جدا از هم
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 252
بسر می برند. در همچو وضعی هر عاقلی می فهمد راه منحصر به فرد این است كه این پیوند كه عملاً بریده شده قانوناً نیز بریده شود و هر كدام از اینها همسر دیگری برای خود اختیار كند. اما بعضی از مردان برای اینكه طرف را زجر بدهند و او را در همه ی عمر از برخورداری از زندگی زناشویی محروم كنند، از طلاق خودداری می كنند و زن بدبخت را در حال بلاتكلیفی و به تعبیر قرآن «كالمعلّقه» نگه می دارند.

چون این گونه افراد كه قطعاً از اسلام و مسلمانی جز نامی ندارند به نام اسلام و به اتكاء قوانین اسلامی این كارها را می كنند، این شبهه برای بعضی كه با عمق و روح تعلیمات اسلامی آشنا نیستند پیدا شده كه آیا اسلام خواسته است كار طلاق به همین نحو باشد؟ ! .

اینها با لحن اعتراض می گویند: آیا واقعاً اسلام به مردان اجازه داده كه گاهی به وسیله ی طلاق دادن و گاهی به وسیله ی طلاق ندادن، هر نوع زجری كه دلشان می خواهد به زن بدهند و خیالشان هم راحت باشد كه از حق مشروع و قانونی خود استفاده كرده و می كنند؟ .

می گویند: مگر این كار ظلم نیست؟ اگر این كار ظلم نیست پس ظلم چیست؟ مگر شما نمی گویید اسلام با ظلم به هر شكل و به هر صورت مخالف است و قوانین اسلامی بر اساس عدل و حق تنظیم شده است؟ اگر این كار ظلم است و قوانین اسلامی نیز بر اساس حق و عدالت تنظیم شده است، پس بگویید ببینیم اسلام برای جلوگیری از این گونه ظلمها چه تدبیری اندیشیده است؟ .

در ظلم بودن این گونه كارها بحثی نیست و بعداً خواهیم گفت اسلام برای این جریانها تدابیری اندیشیده و به حال خود نگذاشته است. اما یك مطلب دیگر هست كه نمی توان از آن غافل بود و آن این است كه راه جلوگیری از این ظلم و ستمها چیست؟ آیا آن چیزی كه سبب شده این گونه ظلمها صورت بگیرد، تنها قانون طلاق است و تنها با تغییر دادن قانون می توان جلو آن را گرفت؟ یا ریشه ی این ظلمها را در جای دیگر باید جستجو كرد و تغییر قانون نیز نمی تواند جلو آنها را بگیرد؟ .

فرقی كه میان نظر اسلام و برخی نظریات دیگر در حل مشكلات اجتماعی هست این است كه بعضی تصور می كنند همه ی مشكلات را با وضع و تغییر قانون می توان حل كرد. اسلام به این نكته توجه دارد كه قانون فقط در دایره ی روابط خشك و قراردادی افراد بشر می تواند مؤثر باشد اما آنجا كه پای روابط عاطفی و قلبی در میان است تنها
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 253
از قانون كار ساخته نیست، از علل و عوامل دیگر و از تدبیر دیگر نیز باید استفاده كرد.

ما ثابت خواهیم كرد كه اسلام در این مسائل در حدودی كه قانون می توانسته مؤثر باشد از قانون استفاده كرده است و از این جهت كوتاهی نكرده است.

کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است