در
کتابخانه
بازدید : 568831تاریخ درج : 1391/03/21
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
پدیدآورنده : استاد شهید مرتضی مطهری
 
انسان تنها جانداری نیست كه اجتماعی زندگی می كند؛ بسیاری از حیوانات بالأخص حشرات زندگی اجتماعی دارند و از یك سلسله مقررات و نظامات حكیمانه پیروی می كنند؛ اصول تعاون، تقسیم كار، تولید و توزیع، فرماندهی و فرمانبری، امر و اطاعت بر اجتماع آنها حكمفرماست.

زنبور عسل و بعضی از مورچه ها و موریانه ها از تمدن و نظامات و تشكیلاتی برخوردارند كه سالها بلكه قرنها باید بگذرد تا انسان- كه خود را اشرف مخلوقات می شمارد- به پایه ی آنها برسد.

تمدن آنها، برخلاف تمدن بشر، ادواری از قبیل عهد جنگل، عهد حجر، عهد آهن، عهد اتم طی نكرده است. آنها از اولی كه پا به این دنیا گذاشته اند دارای همین تمدن و تشكیلات بوده اند كه امروز هستند و تغییری در اوضاع آنها رخ نداده است. این انسان است كه به مصداق «وَ خُلِقَ اَلْإِنْسانُ ضَعِیفاً» [1]زندگی اش از صفر شروع شده و به سوی بی نهایت پیش می رود.

مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 109
برای حیوانات مقتضیات زمان همیشه یك جور است؛ اقتضاهای زمان زندگی آنها را دگرگون نمی كند. برای آنها تجددخواهی و نوپرستی معنی ندارد، جهان نو و كهنه وجود ندارد. علم برای آنها هر روز كشف تازه ای نمی كند و اوضاع آنها را دگرگون نمی سازد، صنایع سبك و سنگین هر روز به شكل جدیدتر و كاملتری به بازار آنها نمی آید، چرا؟ چون با غریزه زندگی می كنند نه با عقل.

اما انسان. زندگی اجتماعی انسان دائماً دستخوش تغییر و تحول است. هر قرنی برای انسان دنیا عوض می شود. راز اشرف مخلوقات بودن انسان هم در همین جاست.

انسان فرزند بالغ و رشید طبیعت است؛ به مرحله ای رسیده است كه دیگر نیازی به قیمومت و سرپرستی مستقیم طبیعت، به اینكه نیروی مرموزی به نام «غریزه» او را هدایت كند ندارد. او با عقل زندگی می كند نه با غریزه.

طبیعت، انسان را بالغ شناخته و آزاد گذاشته و سرپرستی خود را از او برداشته است. آنچه را حیوان با غریزه و با قانون طبیعی غیرقابل سرپیچی انجام می دهد، انسان با نیروی عقل و علم و با قوانین وضعی و تشریعی كه قابل سرپیچی است باید انجام دهد.

راز فسادها و انحرافهایی كه انسانها از مسیر پیشرفت و تكامل پیدا می كنند، راز توقفها و انحطاطها، راز سقوطها و هلاكتها نیز در همین جاست.

برای انسان همان طور كه راه پیشرفت و ترقی باز است، راه فساد و انحراف و سقوط هم بسته نیست.

انسان رسیده به آن مرحله كه به تعبیر قرآن كریم بار امانتی كه آسمانها و زمین و كوهها نتوانستند كشید، به دوش بگیرد؛ یعنی زندگی آزاد را بپذیرد و مسؤولیت تكلیف و وظیفه و قانون را قبول كند، و به همین دلیل از ظلم و جهل، از خودپرستی و اشتباهكاری نیز مصون نیست.

قرآن كریم آنجا كه این استعداد عجیب انسان را در تحمل امانت تكلیف و وظیفه بیان می كند، بلافاصله او را با صفتهای «ظَلوم» و «جَهول» نیز توصیف می نماید.

این دو استعداد در انسان، استعداد تكامل و استعداد انحراف، از یكدیگر تفكیك ناپذیرند. انسان مانند حیوان نیست كه در زندگی اجتماعی نه به جلو برود و نه به عقب، نه به چپ برود و نه به راست. در زندگی انسانها گاهی پیشروی است و گاهی عقبگرد. در زندگی انسانها اگر حركت و سرعت هست توقف و انحطاط هم هست، اگر
مجموعه آثار شهید مطهری . ج19، ص: 110
پیشرفت و تكامل هست فساد و انحراف هم هست، اگر عدالت و نیكی هست ظلم و تجاوز هم هست، اگر مظاهر علم و عقل هست مظاهر جهل و هواپرستی هم هست.

تغییرات و پدیده های نوی كه در زمان پیدا می شود ممكن است از قسم دوم باشد.


[1] . نساء/28.
کليه حقوق برای پايگاه شهید مطهری محفوظ است